Reminder:اگه شده بمیر ولی دست ورلی آتو نده
امروز میخواستم بگم "یبار که داشتیم از اینجا رد میشدیم یچیزی پرت شد"، حواسم نبود گفتم "یبار که داشتیم از اینجا پرت میشدیم..." و تا خودِ خونه مدام داشت مزخرفاتی مثل "یبار داشتم پرت میشدم بعد یکی منو گرفت" میگفت
به محض پیاده شدنمم وسط کوچه داد زد "ضحی بپا پرت نشی!" منم حواسم نبود و موقع جواب دادن بهش، در صندوق عقب رو روی انگشتای خودم بستم🥰
بچها داشتن رندوم همدیگه رو میزدن، منم دیدم السا کتک نخورده مونده. رفتم زدمش ولی مثل اینکه از روال بازی بیخبر بود چون چرخید و دست کشید توی موهام. (به قدری شوک شدم که یادم رفت بگم من سگ نیستم)