eitaa logo
Hahaha loser🥱
106 دنبال‌کننده
191 عکس
37 ویدیو
0 فایل
حسودی؟هه. کف آرزوهای تو،سقف آرزوهای منه بابا. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1jz30ln&btn=Spring
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از i'm a loser
میگم عیبی نداره ولی چرا عیب داره . خیلیم عیب داره . مگه من قراره چندبار زندگی کنم که باید اینقدر کثافت بگذرونمش ؟ برای چیزایی که میخوام باید صبر کنم اما مگه مرگ صبر میکنه ؟ باید درست رفتار کنم وقتی که مردم بهم لگد میزنن و زیرپاشون لهم میکنن که مثلا آدم باادب و درستی باشم ؟ عیب داره . همه‌ش عیب داره . تمام اتفاقاتی که میوفته عیب داره . من نمیگم لایق بهترینام ولی لیاقتم این لجن هم نیست . تا کی باید از بوی گند تعفن زندگیم عوق بزنم و به خودم بگم همه چیز درست میشه وقتی فقط بدتر میشه . میگم میگذره ولی نمیگذره . میگم دروغارو باور کن ولی بعدش به خودم میام که با دروغایی که صاحباشون رفتن تو اتاقم نشستم . چرا باید همه‌شون رو تحمل کنم ؟ اگه بقیه اذیت میشن منم اذیت میشم . همونقدری که اونا ناراحتن منم هستم . چرا باید بیشتر از این خودمو بندازم توی تاریکی؟
هدایت شده از موشافند وطن‌پرست
آهای، تولدت بخوره تو اون سر پوکت، یطوری هم بخوره که صداش برسه به گوش ولدمورت. ای کاش توی این ۱۶ سال، اینقدر بلند نمی‌شدی. بیشتر شدن سلول‌های بدنت باعث نمی‌شه که مفید واقع بشی، فقط مصرف بیشتر اکسیژن و تولید بیشتر کربن‌دی‌اکسیده. پس بهاره، امیدوارم بمیری. به نفع خودم، خودت، و کل جهان هستیه. یه ساله نشستم این‌جا و فشار می‌خورم که چرا پارسال نه روز زودتر ندیدمت که بتونم تولدت رو بزنم تو سرت. اما خب امسال می‌خوام از فرصتم اوج استفاده رو ببرم؛ ازت متنفرم. بند بند وجودم داد میزنه که باید تو دهنت مشت خالی کنم وقتی که می‌خندی و بهم می‌گی که توی کیفم جا می‌شم. بیشتر از همیشه از وقتهایی متنفرم که یهو تصمیم می‌گیری مهربون باشی. خب وا، کی بهت گفت؟ امیدوارم توی سال آینده هر پلی که میبینی یهو تبدیل نشی و نخوای خودتو ازش آویزون کنی. امیدوارم بفهمی که قیچی اسباب بازی نیست که هی می‌کنیش تو موهای بی‌صاحابت. امیدوارم دست از سر اون سوییشرت قهوه‌ای خدازده‌ت برداری؛ چون وقتی که دیدمت واضحا صداش رو شنیدم که داشت از دستت داد می‌زد. امیدوارم خدا آدمت کنه که با کسی که تازه پنج دقیقه‌ست که دیدیش لاس نزنی. و درآخر باید بگم با وجود این‌که امیدوارم بمیری، اما روش این مردنه حتی مهم‌تره. چون تو مقتول منی و روانیِ معتادِ موردعلاقه‌م؛ پس نمی‌تونم بزارم الکی الکی خودتُ به قهقرا بدی. موظفی که سالم بمونی تا وقتی که من تو رو بکشم. اگه خودم از شرت خلاص نشم دیگه لذتی نداره. و این‌که، آها، باید همین‌قدر رومخ و روانی بمونی. ما که نمی‌خوایم انگیزه‌ی من برای قتل تو کم بشه، نه؟ امیدوارم توی روز تولدت ممدو کیک رو بزنه توی صورتت و دندونت بشکنه و این‌بار من و ممد و دلارام باهم بهت بخندیم تا چشمت درآد.
هدایت شده از sun's dαughtᧉr
بهاره‌ی عزیزم ، خوش اومدی به یه سال جدید از زندگی. می‌خوام بهت بگم که هرجا گیر کردی ، بدون که تهش نیست ، بدون که باید بگذری و رد بشی از همه‌ی این دردا ، بدون که این ها هم یه تیکه از راه زندگیه . هیچ‌وقت امید رو توی قلبت از بین نبر ، حتی اگه یه امید واهی باشه ، امید آدم هارو زنده نگه می‌داره . چقدر قشنگه که با بهار اومدی ، بهار یه آغازه ، امسال همه چیز رو یه جور دیگه ببین ، امسال به آسمون بیشتر نگاه کن . و از همه‌ی اینا که بگذریم ، بهار از همه‌جا قشنگه ، از پشت پنجره ها ، از وسط طبیعت ، از همه جا سبزه ، مثل تو . خیلی خوشحالم که ‌باهات حرف زدم ، شناختمت ، و توی زندگیم دارمت . تو یه جوونه‌ای گوشه‌ی ذهنم ، و قلبم . می‌خوام بدونی که خیلی برام عزیزی ، و خیلی دوستت دارم ، و منتظرم ببینم که تلاش می‌کنی و می‌رسی به هرچیزی که می‌خوای ) سبز بمون بهاره ، تولدت مبارک .
هدایت شده از ₛₜₐᵣ.ₜₐᵣ
انگار دست تقدیر بود که امشب دو ماه در آسمان بدرخشد . و شاید سرنوشت بگذارد که او این نامه را بخواند . اکنون انگار در زندگی ام و لابه لای صفحات کتاب هایم تنیده ای . طوری که انگار از همان اول بودی ، از زمانی که من نور دنیا را دیدم حتی قبل از اینکه تو باشی . شاید تشکر کم باشد . و من میخواهم امشب را جشن بگیرم شاید نتوانم کیک وانیلی کوچکی بگیرم که روی آن چند توت فرنگی شیرین است ، شاید نتوانم با شادی دورت بچرخم و برایت اهنگ تولد بخوانم ، شاید حتی نتوانم ببینمت تا محکم در آغوش بکشمت و بهت تبریک بگم ، اما می‌خواهم در دل کوچکم جشن بزرگی بگیرم . نه برای اینکه قرار است یک سال دیگر کنارم باشی ، زیرا یک سال دیگر هم کنارم بودی . شاید خیلی خودخواه باشم اما تا جشن بعدی و تا نامه بعدی باز هم باید من را تحمل کنی . اما امشب تو را مانند ستاره ی دنباله دنباله داری میبینم که پیرو آرزوی شب های تارش میدرخشد . پروانه ای در پیله میبینم که چشم انتظار آفتاب پس از سحرگاه است. سنجاقکی آرام میبینم که انگار دنیا برای او باز هم کوچک است . امشب تو را شمع روی کیک میبینم که قبل خاموش شدن به آرزو خبر میدهی. پس چه به آرزو میگویی ؟ از او بخواه بیشترین را از او طلب کن حال شاید نتوانم هنگام بغضت بغلت کنم اما قول میدهم با هر اشکت اشک بریزم . شاید نتوانم با تو در خیابانی بارانی سفر کنم اما در خواب هایم هم قدم تو میشوم . شاید نتوانم بهترین خودم را به تو نشان دهم اما بهترین تو را به خودت نشان میدهم . و در آخر انگار این غنچه کم کم تبدیل به گل میشود . کاش میتوانستم تا ابد تو را غنچه ای نگه دارم تا طعم تلخ گل را نچشی اما خود نیز تنها یک خار هستم . اما بهترین اتفاق ها نتیجه بدترین تحمل ها است . یک سال دیگر هم تو را سرسخت تر کرد ، سرسخت تر از تکه سنگی که امروز دیدم. با تمام وجودم و از اعماق قلبم طولانی ترین ، بهترین و آرام ترین زندگی را برایت ارزو میکنم . غنچه کوچک من ، تولدت مبارک
چون زیادی باعث شدن گریه کنم.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
۱۰۰ امتیاز برای کسی که بهم یه اسلحه بده
Should I stay or should I go?