گذشته رو نگاه میکنم و بیشتر متوجه میشم که بهارهای که به هیچکس گوش نمیده ، اهمیتی به هیچ چیز نمیده ، با بچهها میگرده ، همیشه بیرون درحال ولگردیه ، پایهی همه کار هست ، دعوا راه نمیندازه ، چیزی که واقعا تو ذهنشه رو فریاد میزنه و احمق بازی درمیاره آدم جالبتریه .