هدایت شده از تبلیغات گسترده ریحون
😱😱افشای راز جنایتی عجیب پس از ۲۵ سال😱😱😱
ماجرای دختر و پسری که بخاطر بهم رسیدن دست به کار وحشتناکی زدن🤦♀️🤦♀️
شرح ماجرا👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/1364656341C65395a2ffd
https://eitaa.com/joinchat/1364656341C65395a2ffd
سرنوشت جالب این دو نفر بعد از سالها🤦♀️
هدایت شده از خانواده با نشاط ما
⛔️مطالب کانال مناسب افراد ۳۰ سال به بالاس
لطفا با احتیاط وارد شوید🙏⚠️⚠️
https://eitaa.com/joinchat/1364656341C65395a2ffd
https://eitaa.com/joinchat/1364656341C65395a2ffd
اشک و لبخند همزمان اینجا جریان داره👆👆👆
🔴 زنده شدن زنى مرده
مرحوم قطب الدّين راوندى در كتاب خود آورده است :عدّه اى در حضور مبارك امام حسين عليه السّلام نشسته بودند، كه ناگاه جوانى گريه كنان وارد شد.امام حسين عليه السّلام به او فرمود: چرا گريان و ناراحت هستى ؟
جوان اظهار داشت : هم اكنون مادرم بدون آن كه وصيّتى كرده باشد، فوت نمود و از دنيا رفت ؛ و او اموال بسيارى داشت ، پيش از آن كه بميرد به من گفت كه بدون مشورت با شما هيچ دخالت و تصرّفى در اموالش نكنم .
پس امام حسين عليه السّلام به كسانى كه آنجا حضور داشتند فرمود: برخيزيد تا به طرف منزل اين زنى برويم كه از دنيا رفته است .
لذا همگى حركت كردند و به منزلى كه جنازه زن در آن نهاده شده بود، وارد شدند و جلوى درب اتاق ايستادند.
در اين هنگام حضرت ابا عبداللّه الحسين عليه السّلام دعائى را خواند؛ و به اذن خداوند متعال آن زن مُرده ، زنده شد.
همين كه زنده شد نشست و پس از گفتن شهادتين ، نگاهى به امام عليه السّلام انداخت و گفت : اى سرورم ! سخنى بفرما و مرا به دستورات خود راهنمايى نما.
حضرت ابا عبداللّه الحسين عليه السّلام داخل اتاق شد و بر بالشى تكيه داد و فرمود: هم اينك وصيّت كن ، خداوند تو را رحمت نمايد.
زن اظهار داشت : اى پسر رسول خدا! من اموالى چنين و چنان در فلان مكان دارم ، يك سوّم آن ها را به شما مى دهم تا در هر راهى كه مصلحت مى دانى ، مصرف نمايى .
و دو سوّم ديگر آن ها را به اين پسرم مى دهم ؛ البتّه به شرط آن كه او از دوستان و علاقه مندان شما اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام باشد.
ولى چنانچه مخالف شما گردد، پس تمامى اموال خودم را در اختيار شما قرار مى دهم ؛ چون كه مخالفين شما هيچ حقّى در اموال مؤ منين ندارند.
سپس آن زن از حضرت خواهش نمود كه بر جنازه اش نماز بخواند؛ و مسائل كفن و دفنش را نيز خود حضرت بر عهده گيرد
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@hkaitb
🔴 زنده شدن زنى مرده
مرحوم قطب الدّين راوندى در كتاب خود آورده است :عدّه اى در حضور مبارك امام حسين عليه السّلام نشسته بودند، كه ناگاه جوانى گريه كنان وارد شد.امام حسين عليه السّلام به او فرمود: چرا گريان و ناراحت هستى ؟
جوان اظهار داشت : هم اكنون مادرم بدون آن كه وصيّتى كرده باشد، فوت نمود و از دنيا رفت ؛ و او اموال بسيارى داشت ، پيش از آن كه بميرد به من گفت كه بدون مشورت با شما هيچ دخالت و تصرّفى در اموالش نكنم .
پس امام حسين عليه السّلام به كسانى كه آنجا حضور داشتند فرمود: برخيزيد تا به طرف منزل اين زنى برويم كه از دنيا رفته است .
لذا همگى حركت كردند و به منزلى كه جنازه زن در آن نهاده شده بود، وارد شدند و جلوى درب اتاق ايستادند.
در اين هنگام حضرت ابا عبداللّه الحسين عليه السّلام دعائى را خواند؛ و به اذن خداوند متعال آن زن مُرده ، زنده شد.
همين كه زنده شد نشست و پس از گفتن شهادتين ، نگاهى به امام عليه السّلام انداخت و گفت : اى سرورم ! سخنى بفرما و مرا به دستورات خود راهنمايى نما.
حضرت ابا عبداللّه الحسين عليه السّلام داخل اتاق شد و بر بالشى تكيه داد و فرمود: هم اينك وصيّت كن ، خداوند تو را رحمت نمايد.
زن اظهار داشت : اى پسر رسول خدا! من اموالى چنين و چنان در فلان مكان دارم ، يك سوّم آن ها را به شما مى دهم تا در هر راهى كه مصلحت مى دانى ، مصرف نمايى .
و دو سوّم ديگر آن ها را به اين پسرم مى دهم ؛ البتّه به شرط آن كه او از دوستان و علاقه مندان شما اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام باشد.
ولى چنانچه مخالف شما گردد، پس تمامى اموال خودم را در اختيار شما قرار مى دهم ؛ چون كه مخالفين شما هيچ حقّى در اموال مؤ منين ندارند.
سپس آن زن از حضرت خواهش نمود كه بر جنازه اش نماز بخواند؛ و مسائل كفن و دفنش را نيز خود حضرت بر عهده گيرد
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@hkaitb
🌸🍃🌸🍃
#حکمت_خداوند
پادشاهی هنگام پوست کندن سیبی با یک چاقوی تیز٬ انگشت خود را قطع کرد. وقتی که نالان طبیبان را میطلبید٬ وزیرش گفت: «هیچ کار خداوند بیحکمت نیست.»
پادشاه از شنیدن این حرف ناراحتتر شد و فریاد کشید: «در بریده شدن انگشت من چه حکمتی است؟» و دستور داد وزیر را زندانی کنند.
روزها گذشت تا اینکه پادشاه برای شکار به جنگل رفت و آن جا آن قدر از سربازانش دور شد که ناگهان خود را میان قبیلهای وحشی تنها یافت. آنان پادشاه را دستگیر کرده و به قصد کشتنش به درختی بستند. اما رسم عجیبی هم داشتند که بدن قربانیانشان باید کاملاً سالم باشد و چون پادشاه یک انگشت نداشت او را رها کردند و او به قصر خود بازگشت. در حالی که به سخن وزیر میاندیشید دستور آزادی وزیر را داد. وقتی وزیر به خدمت شاه رسید٬ شاه گفت: «درست گفتی، قطع شدن انگشتم برای من حکمتی داشت ولی این زندان رفتن برای تو جز رنج کشیدن چه فایدهای داشته؟»
وزیر در پاسخ پادشاه لبخند زد و پاسخ داد: «برای من هم پر فایده بود چرا که من همیشه در همه حال با شما بودم و اگر آن روز در زندان نبودم حالا حتماً کشته شده بودم.»
ای کاش از الطاف پنهان حق سر در میآوردیم که این گونه ناسپاس خدا نباشیم.
@hkaitb
🌸🍃🌸🍃
#درنگ
به دنیا نیامده ایم که چوب قضاوت به دست بگیریم و سر هر راه و بیراهی مردم را قضاوت کنیم. ما مرکز دنیا نیستیم, حتی اگر این به نظرمان برسد. ما لبریز از اشتباهات و کمبود هایی هستیم که دیگران را به خاطرش تحقیر می کنیم...!
... از بچگی به ما ياد دادند كه به دروغ از ديگران تعريف كنيم و نظر واقعيمون رو نديم٬ همين طور كه تحمل شنيدن حقيقت رو نداريم...!
... فقط خودمان را مي بينيم٬ خواسته های خودمان. اگر روزی قدرت اين را داشته باشيم كه جای ديگری قرار بگيريم٬ همه چيز تغيير خواهد كرد...!
@hkaitb
هدایت شده از خانواده با نشاط ما
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
مهمون که میاد فوری بساط برنج و مرغ رو حاضر نکن مثل خانوم تنبلا🤦♀
منم قبلا اینجوری بودم
تنها هنرم سوپ،کته،سالاد شیرازی بود🙄
ولی از وقتی اینجا رو پیدا کردم
دیگه غم ندارم🙃
اینجا یادت میده با مواد دم دستی و آسون
چه چیزهایی درست کنی
که همه انگشت ب دهن بمونن😋👇🏻👇🏻
http://eitaa.com/joinchat/3458859022C854ced1e01
مادر شوهرت انگشتاشم لیس میزنه🙈👆
هدایت شده از خانواده با نشاط ما
اگه میخای از خنده انگشتتو گاز بگیری😉
بزن رو خنده👇
😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
اگه کسی دور و برت نیست😐 بزن رو میمونا👇
🐒🐒🐒🐒🐒🐒🐒🐒🐒🐒🐒🐒🐒🐒🐒🐒🐒🐒🐒🐒🐒🐒🐒🐒🐒🐒🐒🐒🐒🐒🐒🐒🐒🐒🐒🐒🐒🐒🐒
🌸🍃🌸🍃
#ضرب_المثل
#همه_را_به_یک_چوب_نمیرانند
«همه را به يك چوب راندن»، از آن مثلهايي است كه جنبة نصيحت دارد و كاربرد آن وقتي است كه بخواهند به كسي بگويند كه در رفتار و كردارش بين دو يا چند نفر تفاوت قائل شود. پيدايي اين مثل به زماني ميرسد كه به جاي وانتبارهاي امروزي، خركچيها انجام وظيفه ميكردند و خركچيها افرادي بودند كه بر روي الاغ خود جوال ميانداختند و در دو طرف جوال بار ميگذاشتند. باري نظير آجر، سيمان، آهك و... و آن را به درِ خانه مردم حمل ميكردند
بار خرها گاهي سبك و گاهي سنگين بود. خري كه بارش سنگين بود طبعاً آهسته حركت ميكرد و خري كه بارش سبكتر بود بايد تندتر ميرفت. خركچي غالباً چوبدستي خود را بر سر الاغي ميزد كه بارش سبك بود، ولي بر اثر تنبلي آهسته حركت ميكرد؛ يعني الاغ سبكبار را با زور چوبدستي به تحرّك بيشتر وا ميداشت.
گاهي اوقات هم خركچيِ بي رحم، خرها را به يك چوب ميراند، يعني چوبدستي خود را بر سر خر سنگين بار و سبكبار ـ هر دو ـ فرود ميآورد. در اين وقت بود كه دل مردم با انصاف به رحم ميآمد و از باب نصيحت به خركچي ميگفتند: «مرد حسابي، همه را با يك چوب نران!»؛ يعني انصاف و مرّوت داشته باش و بين خرهايت فرق بگذار!
از آن روز اين مثل در زبان مردم جاري گشت تا رسيد به روزگار ما. پس ميبينيد كه تبعيض قائل شدن ـ گاهي ـ بد نيست.
@hkaitb
🌸🍃🌸🍃
#هــــم_نوع
هنگام غروب، پادشاهی از شکارگاه به سوی ارگ و قصر خود روانه بود.
در راه پیرمردی را دید که بارسنگینی از هیزم بر پشت حمل میکرد و لنگ لنگان قدم بر میداشت و نفس نفس میزد.
به پیرمرد نزدیک شد و گفت:
مردک مگر تو گاری نداری که بار به این سنگینی میبری؟ هر چیز را بهر کاری ساخته اند:گاری برای بار بردن،سلطان برای فرمان راندن و رعیت برای فرمان بردن!
پیرمرد خند ه ای کرد و گفت:
اعلی حضرت، اینگونه هم که فکر میکنی فرمان در دست تو نیست. به آن طرف جاده نگاه کن،چه میبینی؟
پادشاه گفت:
پیرمردی که بارهیزم بر گاری دارد و به سوی شهر روانه است.
پیرمردپاسخ داد:
میدانی آن مرد، اولادش از من افزون تر است و فقرش از من بیشتراست؟
پادشاه گفت:
باور ندارم، از قرائن بر می آید فقر تو بیشتر باشد زیرا آن گاری دارد و تو نداری و بر فزونی اولاد باید تحقیق کرد.
پیرمرد گفت:
اعلی حضرت آن گاری مال من و آن مرد همنوع من است. او گاری نداشت و هر شب گریه ی کودکانش مرا آزار میداد.
چون فقرش از من بیشتر بود گاری خود را به او دادم تا بتواند خنده به کودکانش هدیه دهد. بارسنگین هیزم، باصدای خنده ی کودکان آن مرد، چون کاه بر من سبک میشود.
آنچه به من فرمان میراند خنده ی کودکان او است و آنچه تو فرمان بر آن میرانی گریه ی کودکان است.
@hkaitb
هدایت شده از سابقه گسترده طلایی💛
خانم پولداره رو دیدید این ماشین
خفنه برای مامانه این دخترخانمه😱
-از دختره پرسیدم مامانت چکارست؟
+گفت خانه داره...😨
دیگه خیلی کنجکاو شدم و رفتم از خودش بپرسم، بهشون شغلتون چیه همچین ماشینی دارید؟!🤨
گفتش من خانهدارم و ۳ ماه پیش یه پراید داغون داشتم تا اینکه با یک کانال آشنا شدم پر از ذکر و اعداد کیهانی و تکنیک هایی بود که مردمو به خواسته هاشون میرسوند منم بدون هیچ سرمایهای شروع کردم ولی به آرزوم رسیدم 😍
https://eitaa.com/joinchat/356581800C196e9d5730
منم لینک کانالو ازشون گرفتم و دارم استفاده میکنم که در اوج ناباوری برنده یه قرعهکشی شدم و جایزش ماشین ۲۰۶ بود🥳🤩 خدا شاهده کانال شون معجزه میکنه از دست ندید🚨☝️🏻☝️🏻
هدایت شده از خانواده با نشاط ما
620.9K
.
گوش ببین تو این کانال چخبره😱
روز اول ۱۰ میلیون تومان🔥
روز دوم ۱۰ میلیون تومان🔥
روز سوم ۷ میلیون تومان🔥
ماشین شونو تحویل گرفتن🚗
https://eitaa.com/joinchat/356581800C196e9d5730
اعتماد نداشتن ولی با خوندن
کد و ذکرها معجزه شده فقط
۱ بار امتحان کن 😍☝️🏻
.