فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💭 #چی_چی_بازی 🤔
لذت مادری
#بازی🤩
یه ایده بازی مناسب نوپایان و مکتشفان کنجکاو . چند ردیف چسب پهن مطابق تصویر به چهار چوب در هماهنگ با قد و توانایی کودک بچسبانید. روی آن را با اسباب بازی های سبک پر کنید.
#بازی_با_وسایل_ساده
#همبازی خوب_نه_اسباب بازی
#کارگاه-مادر و کودک - هدهدفاطمی
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
https://eitaa.com/hodhof
شعر لالایی😍
دیگه شب شد لالا
به قربون دو چشمونت
لالا کن لالا
دلم میخواد که تو خواب ناز بری نازنین
شب چراغون خدا💫 رو تو آسمون ببینی
دیگه شب شد لالا
به قربون دو چشمونت
لالا کن لالا
#لالایی
💌
https://eitaa.com/hodhof
💡#قصه_چی_بگیم 🤔
📚قصه امشب:
💭گل قرمز🌹
مادر جلوی در ایستاده بود. صدا زد:«فاطمه جان زود باش دیر شد دخترم»
فاطمه روسری صورتیاش را گره زد. جلوی آینه ایستاد. چادر را روی سرش انداخت. قاب عکس را از روی میز برداشت و به طرف در دوید. کفشهایش را پوشید. دستش را توی دست مادر گذاشت. مادر بلند بسم الله گفت و راه افتاد. توی اتوبوس فاطمه به مادر گفت:«میشود برای بابا یک دسته گل بخریم؟»
مادر سرتکان داد و گفت:«بله دخترم چرا نشود؟» فاطمه از پشت شیشه به بچهها نگاه میکرد. بچهها کنار خیابان ایستاده بودند. در دستانشان گلهای صورتی و قرمز و بنفش بود. مادر پرسید:«از کدام گلها بگیریم؟» فاطمه با دست اشاره کرد:«از آن گلهای قرمز، بابا گل قرمز دوست دارد»
از اتوبوس پیاده شدند. فاطمه به طرف یک گلفروش دوید. مادر صدا زد:«آرامتر برو فاطمه جان» مادر و فاطمه یک دسته گل قرمز خریدند.
از بین مزار شهدای گمنام میگذشتند. فاطمه پرسید:«مادر این شهیدان هم دختر دارند؟» مادر جواب داد:«بله دخترم»
فاطمه پرسید:«دخترهایشان برایشان گل نمیآوردند؟»
مادر آه کشید و جواب داد:«این شهدا گمنام هستند یعنی مشخص نیست خانوادههایشان چه کسانی هستند»
فاطمه ایستاد. گفت:«میشود ما به جای دخترشان به آنها گل بدهیم؟» به دسته گل در دستش نگاه کرد و ادامه داد:«فکر کنم گل قرمز دوست داشته باشند»
مادر به قاب عکس اشاره کرد و گفت:«مگر این گلها را برای بابا نخریدی؟»
فاطمه عکسِ توی قاب را بوسید و گفت:«یک شاخه هم برای بابا میبریم»
مادر لبخند زد. فاطمه گلها را یکی یکی روی مزار شهدا گذاشت. آخرین گل در دستش مانده بود. آخرین مزار شهید گمنام هنوز گل نداشت. فاطمه به قاب عکس نگاه کرد. بابا داشت از پشت قاب عکس نگاهش میکرد و لبخند میزد. فاطمه آخرین گل را روی مزار شهید گمنام گذاشت و گفت:«ببخشید بابایی میدانم که شما هم از این کارم خوشحال شدید. دفعه بعد برای شما هم گل میآورم.»
و همراه مادر به طرف مزار پدر شهیدش رفت.
💌
https://eitaa.com/hodhof
💠 دستور علم آموزی به کودکان
🔸حضرت امام حسن مجتبی عليه السّلام هر از گاهی فرزندان را دور خود جمع ميكرد و آنان را نصيحت مينمود. روزی فرزندان خود و فرزندان برادرش را فرا خواند. كودكان قبل از شرفياب شدن به حضور امام، نمیدانستند ايشان به چه قصدی آنها را دعوت كرده است، ولي خوشحال بودند كه هر وقت نزد امام ميروند، با دست پر باز ميگردند. همه كودكان كه دور امام عليه السّلام گرد آمدند، حضرت فرمودند: «همه شما، كودكان امروز هستيد و اميد ميرود كه بزرگان اجتماع فردا نيز باشيد؛ پس دانش بياموزيد و در كسب علم كوشش كنيد.»
♦️بحارالانوار، ج۲، ص ۱۵۲
💌
https://eitaa.com/hodhof
آیت الله حائری شیرازی:
این «چَشم گفتن» خطرناک است!
هرگاه دیدید وقتی به بچهتان احترام میگذارید، مغرور میشود و وقتی به او تو دهنی میزنید، رام میشود، از عاقبت او بترسید! اینکه به مجردِ تشر شما بگوید «چشم»، این خطرناک است. اما بچهای که وقتی شما حرف ناحق میزنید، مقابلتان میایستد، این آخر یک چیزی میشود! بچهای که وقتی استخفافش (تحقیر) میکنی، قهر میکند، یک چیزی میشود.
(کتاب راه رشد، جلد اول، ص٧۵)
💌
https://eitaa.com/hodhof
💢 | سوءاستفاده از قدرت ممنوع!
⚠️ پدر و مادر خوب، باید قدرت داشته باشند؛ اما نباید از قدرتشان سوء استفاده کنند و زور بگویند؛ مثلاً زمانی که کودک شما مشغول تماشای تلویزیون است و شما غذا میآورید، به جای خاموش کردن تلویزیون و دعوا کردن و تهدید کردن او برای غذا خوردن، ابتدا با او همدلی کنید و سپس او را برای آمدن پای سفره همراهی نمایید.
📎 #تربیت_فرزند
آhttps://eitaa.com/hodhof💌