eitaa logo
رادیو هـوران ♬
338 دنبال‌کننده
192 عکس
40 ویدیو
0 فایل
به‌نامِ او ، که خالق خوبی هاست... نگاهت میکنم خاموشُ خاموشی ، زبان دارد زبان عاشقان چشم استُ چشم از دل ، نشان دارد برای ناگفته هایم... 📜🎙📻 حرفی داشتین : https://abzarek.ir/service-p/msg/4307474
مشاهده در ایتا
دانلود
و باز هم دلتنگی ؛ بند بند وجود مارا درید . .
بغل کردن خیلی عجیبه! دستتو می‌پیچی دور بدن یه موجود زنده و انگار که یه سرنگ پر از مورفین وارد پوست تنت شده؛ شناور میشی تو آرامش! و وقتی نسخ بغل کردنش میشی، جای خالی قلبش سمت راست قفسه سینه ات طوری درد میگیره که حاضری کل دنیاتو بدی تا فقط یک‌بار دیگه تو بغلت حسش کنی...🫂🤍
نه بخدا تعارف نمیکنم😂🛐
ولی من همیشه عاشق آسمون و ماه و ابرا میمونم:)🌚☁️ پ ن: عکسایی که گرفتم اونقدر زیادن که هر روز میخوام یکیشو بزارم.
بهانه ها دروغ است...
تو را دوست داشتم در روزهایی که ، مسئله ما زنده ماندن بود نه عاشق بودن .🦢🌾
زیبایی مشاهده کنید..🌚☁️
ولی تنها شدن و نگاه کردن تو چشمای یار هیچوقت قرار نیست تکراری بشه. . .
هیچگاه فکر نمیکردم که روزی رسد که دنبال آدمی بگردم که آرامشم در آن گیر کرده بود. راستش را بخواهی با خود عهد بسته بودم دل به کسی نسپارم ولی نمیدانم آن روز چه اتفاقی در قلب احمقم افتاده بود که با دیدنت تمام قول و قرار هایم را از یاد بردم. خیال های قشنگی در سر داشتم که میخواستم آن هارا در وجود تو پیدا کنم اما نمیدانستم که تو قرار نیست بمانی.. آنقدر با خالق در مورد تو سخن گفته بودم که حس میکردم حرف هایم دارد تکراری می‌شود و دیگر چیز جدیدی وجود ندارد اما هر بار که یاد آن چشم های زیبایت می افتادم کلی شعر به ذهنم میرسید که گویی تمام عمرم را صرف خواندن غزل های شهریار کرده ام. نمیدانم الان کجای این آسمان بزرگ نفس میکشی اما من از فرسخ های طولانی دلتنگ وجودت هستم،دلتنگ تک تک لحظه هایی که قبل از خواب همه آن هارا کنار تو مرور میکردم و خیال میکردم که روزی میرسد که دست هایت را ببوسم. اما چه کنم که نخ سرنوشت ما دو را باهم گره نزده بود...! . . . [کپی نشه لطفا]🌚✨️