🔵 #ناگفته_های_آبادان (1)
دغدغه، تصمیم جدی، موانع و شکست موانع
یک هفته از قضیه متروپل گذشته بود که مطالبی درباره همدردی با مردم آبادان زدم از تهران ولی دیدم اخبار همراه با سیاهنمایی بهشدت داره در فضای مجازی پخش میشه و با ارتباطاتی که از رفقای آبادانی داشتم میدیدم برخی از این فعالان مجازی و بهتبعش شبکههای خارجی دارن دروغ میگن و صداوسیما و خبرگزاری ها هیچ جوابی بهشون نمیدن و کمکاری میکنن
خلاصه باتوجه به اینکه تجربه قبلی نداشتم از حضور در اینگونه حوادث و اتفاقات، فکر رفتن به آبادان به سرم زد. از چند نفر از اساتید، رفقای باتجربه و..... سوال کردم میخوام برم آبادان، اکثرشون گفتن فایده نداره نرو، فضا مناسب نیست، از همینجا فعالیت کن. ولی من میدیدم که میتونم تاثیر گذار باشم و فضای شایعات رو بشکونم. ولی کماکان نمیدونستم اونجا برم اصلا اجازه میدن کاری کنم یا خیر؟ خیلی حال بدی بود. دغدغهی زیاد بهمراه پتانسیل مجازی که میتونم موثر باشم و از طرف دیگه موانعی که ناامیدکنندهس
مدیر روابط عمومی وزارت کشور رو شمارهش رو پیدا کردم زنگ زدم گفتم من فعال مجازی هستم و بههیچ جاهم وابسته نیستم ولی یه پیج ۷۰۰کایی تو اینستاگرام دارم که میتونم با مخابره اخبار درست خیلی موثر باشم، کلی حرف زدم طرف گفت تو جلسهام خداحافظ 😐😅 دغدغه و استرس من رو با بیتفاوتی و بی اهمیتی جواب داد
تو واتساپ بهش پیام دادم همینارو مجدد تکرار کردم و گفتم صداوسیما و خبرگزاری ها دارن کمکاری میکنن من میخوام خلأشون رو پر کنم. گفت از خونه فعالیت و خدمت کن😐
به یکی از رفقای مجازی که میدونستم تو بدنه دولت مشغوله زنگ زدم گفتم میخوام برم آبادان میتونی مجوزی کاری بکنی؟ گفت برو اونجا هماهنگ میکنم. ولی هنوز مردد بودم کاری انجام بشه
تو این فضای خوف و رجا، امیدواری و ناامیدی که اکثرا میگفتن نرو، بلیط هواپیمارو چک کردم بلیطی نبود، قطارم نبود. یه اتوبوس بود که ساعتش داشت میگذشت. همه عوامل دست به دست هم دادن که نرم. زنگ زدم به سید بدون سانسور گفتم میای بریم آبادان؟ گفت من شب مسجد سخنرانی دارم و یکی دوتا کار اداری دیگه دارم فردا. گفتم آقا آبادان اوجب واجباته وضع خرابه، هم وضع خبررسانی هم وضعیت خود آبادان و مردمش باید کمک کنیم. بیا بریم خرج بلیط هواپیما و کل سفرت بامن، گفت خبر میدم. یکم گذشت زنگ زد گفت بلیط امشب برا آبادان باز شده، گفتم میای؟گفت آره بریم. منم سریع دوتا بلیط گرفتم و رفتیم آبادان
اونجا سید که خودش بچه اهوازه با بروبچ خبرنگار خوزستان در ارتباط بود رفتیم مسجد صاحب الزمان که محل استقرارشون بود. من هیچکدومو نمیشناختم البته الان خیلی باهاشون رفیق شدم، با حسین اسکندری❤️، محمد اردشیری💙، امین غفاری و دوستان دیگه.
تا رسیدیم کارت تردد این دوستان و کاور آتش نشانی که داشتن رو قرض گرفتیم رفتیم سمت ساختمون تا شروع کنیم فعالیتمونو
اون یک هفتهای که آبادان بودیم چون فضای شایعات و دروغهای مجازی تو اینستاگرام غالب بود، همه فعالیتم و مبارزهام با جبهه رسانهای دشمن تو اینستاگرام بود. من اولش حدس میزدم بتونم موثر باشم ولی نمیدونستم تا چه حدی، ولی وقتی رفتم جلو کار بهجایی رسید که شبکههای منوتو، بیبیسی ، ایندیپندنت انگلیسی و دیگر شبکههای خارجی علیه کار رسانهای ما مطلب زدن و عکس و فیلم منو پخش کردن که در ادامه میگم چه اتفاقی افتاد
چون تو ایتا فعالیت نداشتم این نوشتهها که ناگفتههای آبادان هستش رو مخصوص شما و ایتا مینویسم که جبران بشه❣
#حسین_دارابی
@hosein_darabi
#ادامه👇
رصد شبهات وشایعات مجازی و پاسخ
#ناگفته_های_آبادان (2)
تو فضای مجازی شایعات مختلفی میپیچید که با واقعیتی که اونجا داشت رقم میخورد فرق داشت. مثلا میگفتن هیچ کاری نمیکنن امدادگرا، اصلا امدادگری نیست، جسدها همه مونده بیرون نمیارن و یا درباره ناآرامی ها و اغتشاشات
بهترین جواب به این شایعات تصویر زنده و لایو از متروپل بود. وقتی لایو میگرفتیم تعداد امدادگرها و کاری که میکنن کاملا مشخص بود و اصلا نیاز نبود توضیح بدی که اینها شایعه و دروغه، مردم خودشون میدیدن و میفهمیدن
روزی دوتا لایو میگرفتیم و خیلی از سوالات رو جواب میدادیم و لایوها و پستهامون بازدید میلیونی میخورد و کمکم افرادی که تو خونههاشون نشسته بودن و برای آبادان از زیر باد کولر مطلب میزدن دیدن سکوت اختیار کنن بهتره. چون هر چیزی میگفتن فالوورای پیج ما بهشون حمله میکردن و میگفتن دروغ نگید فلانی اونجاس و داره صادقانه و بدون جانبداری گزارش میده و این چیزایی که شما میگید دروغه
خلاصه چند نفر دیگر از دوستان مجازی هم اضافه شدن و دیگه اخبار آبادان رو ماها دستمون گرفتیم و از همه جهات با انصاف گزارش میدادیم من حتی درباره ناآرامی و اغتشاش هم مطلب زدم و اصلا رفته بودم بین جمعیت لایو گرفته بودم😂 که دوستان نگرانم شده بودن. اتفاقا درباره همین ناآرامیها گفتم اشتباه خود مذهبیهای دلسوز بود که باعث شد اون شب ناآرامی بوجود بیاد. تو اون فضای ناراحتی و غم آلود آبادان نباید مجلس تجمع عزاداری میگرفتن و مردم رو بادست خودشون جمع کردن که هر لحظه ممکن بود اتفاقی بیفته. تازه از نماینده ولی فقیه یا امام جمعه دعوت کنی بیاد برای مردم صحبت کنه. مردم اینها رو مسئول میدونن و شاید دخالتی در متروپل نداشته باشن ولی نماینده حکومت میدونن و به خودشون حق میدن اعتراض کنن. همونایی که سینه میزدن آخرش اعتراض کردن
خب منی که اونجا بودم میتونستم بفهمم ماجرا چیه و درست تحلیل کنم که هم مردم دوستدار اهل بیتِ آبادان بهشون کملطفی نشه و هم طرف مقابل. وقتی اینهارو گفتم و شبهای بعد که فضا آروم بود شبکههای خارجی کلیپهای شب قبل رو هی پخش میکردن و میگفتن آبادان شده منطقه جنگی و نظامی، من گفتم آقا اصلا خبری نیست الان،همون شب بود تمام شد و بلند شدم رفتم تو شهر باماشین چرخیدم و لایو گرفتم مردم دیدن شهر آرومه، مغازهها و پاساژها بازه، زندگی در آبادان در جریانه و خلاصه خیلیا دیدن فضای مجازی منبع خوبی برای اخبار نیست.
البته رسانههای رسمی مثل صداوسیما یا دوستان حزبالهی هم گهگاه با پاک کردن صورت مسئله و یا بعبارتی ماستمالی و گزارش ندادن واقعیت مرتکب اشتباه میشن و اعتمادهارو سلب میکنن. من سعی کردم اینطوری نباشم
کمااینکه روزهای آخری که اونجا بودم تو خبرگزاری ها مصاحبه ای با وزیر کشور گرفته بودن و اعلام کرده بودن پایان جستوجوی اجساد، درحالیکه همون لحظه در کنار من چند خانواده بودن که منتظر پیکر عزیزانشون بودن. همونجا استوری کردم و گفتم این اشتباهه، حداقل شش هفت نفر بافی موندن. بقیه هم اینکارو کردن و فضا به سمتی رفت که مجدد وزیر کشور گفت مرحله بعدی کشف اجساد شروع شده
@hosein_darabi
#ادامه👇
🔴 `خبر تغییر جنسیت شهره لرستانی(مازیار) این روزها خیلی مورد توجه قرارگرفته. تیم ما چندین ساله داره تو این موضوع تحقیق انجام میده. گفتم خلاصه نکاتی رو بگم خدمتتون. بنظرم ده ساله دیگه همینطوری که الان درگیر حجاب هستیم درگیر این موضوع خواهیم شد بخاطر همین باید از الان آگاهی پیدا کنیم و تدابیر لازمو لحاظ کنیم.
در این متن نارضایتی جنسیتی رو #ناهمنوائی_جنسیتی نام میبریم که متفاوت از همجنسگرایی هستش. البته میتونن بههم ربط داشته باشن. خانم لرستانی از ناهمنوائی جنسیتی رنج میبرد که منجر به تغییر جنسیتش شد.
🔻یه نکته جالب درباره همجنسگرایی بگم. در مجامع علمی دو نظر وجود داره درباره اختلال بودن یا نبودن همجنسگرایی. برخی میگن اختلاله برخی میگن نه طبیعیه
🔻تا سال 1973 انجمن روانپزشکی آمریکا این رو اختلال میدونستن و بخش زیادی از روانپزشکان و روانشناسان به درمان افرادی که اختلال جنسیتی داشتن میپرداختن. از سال 1973 همجنسگرایی از لیست اختلالات در کتاب راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (dsm) خارج شد
🔻یکی از روانشناسان بزرگ که خودش عضو انجمن روانپزشکی آمریکا هم بوده دکتر جوزف نیکولوسی هستش که همجنسگرایی رو اختلال میدونه. به اعتقاد ایشون خارج کردن همجنسگرایی از لیست اختلالات یک پروسه علمی رو طی نکرد (خلاف تصور رایج) و تو صفحه ٣۴ کتاب "فهم همجنسگرایی"ش مینویسه: قانون 1973 انجمن روانپزشکی آمریکا یک اتفاق سیاسی و بدلیل فشار همجنسگراها و تظاهراتشون اتفاق افتاد
🔵 ناهمنوائی جنسیتی به دو بخش تقسیم میشه
یا جسمی هستش یا روانی.
جسمی یعنی اینکه یا از لحاظ ژنتیکی، یا هورمونی یا اندامی فرد مشخصات جنس مخالف رو داره، دراینجا عمل تطبیق یا تغییر جنسیت #گاهی واجبه انجام بشه.
ژنتیک: یعنی DNA مرد رو وقتی بررسی میکنن میبینن بجای اینکه xy باشه xx یا برعکس یرای خانوما (بحثش مفصله)
هورمونی: یعنی هورمونهای جنس مخالف در بدن فرد غالب هستش که مستقیماً روی مسائل روحی و روانی تاثیر داره
اندامی: اندام درونی و بیرونی فرد با جنسیتش و دیگر ویژگیهای فیزیولوژیکیش مطابق نیست
دراین موارد فرد میتونه عمل تغییر جنسیت انجام بده و گاهی باید انجام بده. البته مشکلات هورمونی در بیشتر مواقع قابل درمانه. اینو بگم این مشکلات جسمی خیلی خیلی کم و نادره
🔵 عامل دوم روانشناختیه
طبق یافتهها و مستندات نیکولوسی بیشتر ناهمنوائیهای جنسیتی از همین قسم هستش، یعنی روانشناختیه تا جسمی. برخی روانشناسان دیگر هم به همین اعتقاد دارن. همچنین نیکولوسی اعتقاد داره این موضوع قابل پیشگیری و درمانه
غالب افراد ترنس در این دستهبندی قرار میگیرند
درمورد افرادی که از لحاظ روانی/ روانشناختی دارای ناهمنوائی جنسی هستند به ترتیب و طبق اولویت میتوان کارهای زیر رو انجام داد:
١_ پیشگیری کرد (دوران کودکی)
٢_ رواندرمانی کرد (دوران پس از کودکی و نوجوانی)
٣_ عمل تغییر جنسیت انجام داد (اگر درمان اثر نداشت معمولا عمل تغییر جنسیت اونقدر مشکلات برای شخص بوجود میاره که درمانگرا خیلی کم توصیه به این میکنن)
🔻همه تمرکز و بحث ما روی گزینه اول یعنی پیشگیری هستش. یعنی در کودکی کاری کنیم که هویت جنسی کودک در خانواده درست شکل بگیره تا در بزرگسالی دچار مشکل نشه. یعنی دختر، دختر بزرگ بشه و پسر، پسر. این یک مساله تربیتیه
🔻دکتر جرج رکرز که متخصص اختلالات جنسی هستش میگه بسیاری از اختلالات هویت جنسی در کودکان قابل حله. (ادامه مطلب بعد)
@hosein_darabi
حالا باید چیکار کرد؟
#ادامه👇
☝️#ادامه 👇 (قسمت دوم)
دکتر جوزف نیکولوسی میگه سالها با همجنسگرایانی سروکار دارم که از این وضعیتشون ناراحتن و عاملش رو سالهای اولیه زندگیشون میدونه
🔻برخی میگن اینها کلیشههای جنسیتی هستش، پسر و دختر نداریم و بچهها میتونن هرجوری با هر کسی بخوان بازی کنن، هر جوری و هر رنگی میخوان لباس بپوشن، با هر اسباببازی بازی کنن و...
ماهم قبول داریم برخی کلیشهها غلطه و باعث تبعیض جنسیتی شده ولی آیا همه کلیشههایی که ما تو ذهنمونه بده؟ باید از بین بره؟ یا برخیش نیازه؟
🔻پسری که دائم با مادرش و خواهرش و همبازیهای دختر در ارتباطه و نقش پدرش کمرنگه و دائم به سمت کارهای دخترونه کشش بیشتری داره و دختری که دائم کارهای پسرونه میکنه و دائم با همبازی پسر در ارتباطه، والدینش پسرونه بزرگش میکنن، اینها احتمال داره در آینده دچار ناهمنوائی جنسیتی بشن
نگران نشید این یک عامل هست فقط عوامل دیگه باید دست به دست هم بدن تا ناهمنوائی شکل بگیره ولی با چندتا کار ساده میشه جلوگیری کرد ازش
🔻یکی از تفاوتهای ما با دیگر دوستانی که در زمینه تربیت جنسی کار میکنن این هست که اونا دالّ مرکزی و محور بحث تربیت جنسیشون بر عدم تجاوز به کودک استواره، ولی ما در بحثهای تربیت جنسیمون دال مرکزی و محور بحثمون هویتیابی صحیح جنسی هستش و اتفاقا به اون هدف عدم تعرض به کودک هم میرسیم. و تو همین موضوع هم اختلاف فاحش داریم با دوستان. قبلا در موردش نوشتیم
🔻تمام تلاش ما در استارتاپ تربیتیمون همین موضوعه که تمرکزمون روی تربیت جنسی در هفت سال اول جوری باشه که هویت جنسی صحیح بعلاوه روشهای ساده و بدون آسیب برای محافظت از کودک صورت بگیره. تیم ما هم با بیش از ۷ روانشناس حدود ۱۵۰۰ ساعت روی موضع تربیت جنسی در هفت سال اول کار کرده تا هم هویت جنسی صحیح شکل بگیره و هم کودک از آسیبها حفظ بشه
حاصل این تحقیقات ما چند سال همایش و کارگاه تربیت جنسی شده که بمناسبت عید غدیر با تخفیف میتونید بسته تربیت جنسی رو تهیه کنید. سریع و انقلابی، واقعا هرکی استفاده کرده دعامون کرده ...
از لینک زیر سفارش بدید👇
http://tarbiapp.com/product/tj7
البته پیشنهاد میکنم دوره کامل ۳۳جلسه لایو تربیتیمون رو تهیه کنید این پکیج ده ساعته تربیت جنسی هم در کنارش تا عید غدیر هدیه گذاشته شده👇
http://tarbiapp.com/product/package33
#حسین_دارابی
@hosein_darabi
یک روزخانمی، از پاسادونای کالیفرنیا تماس گرفت . گوشی را برداشتم و صدای زنی را از آن طرف خط شنیدم.
دکتر، من مارگارت جانسونم. من ... فکر میکنم یکی دو هفته پیش شما رو توی تلویزیون دیدم. خودتون بودید، درست میگم؟ داشتید با یه روان پزشک مناظره میکردید؟ » گفتم: « ممکنه .»
دو هفته پیش از آن در برنامه ای در تلویزیون ملی بودم، در حال جدال با یکی از فعالان همجنسگرایی گی که از رهگذر آن برنامه تلویزیونی به چهره ای آشنا بدل شده بود. «شاید منظورتون مناظره با دکتر آیسی باشه.»
گفت: بله. شما توی اون برنامه داشتید درباره پسرکوچولوهایی صحبت می کردید که میخوان دختر باشن. گفتم: درسته ، برنامه مون راجع به آشفتگی جنسیتی بود . حالا دیگر خانم جانسون با قطعیت و با روحیه ای محکمتر صحبت میکرد: «شما ویژگی هایی رو توضیح میدادید که پسرم #استیو هم اونا رو داره . اون يه پسربچه زیباست، به بچه خاص ولی ...»
مکث کرد.
استیو خیلی شیفته چیزهای مربوط به دخترکوچولوهاست، حتی خیلی بیشتر از دخترها. در واقع اون فقط رنگ های صورتی و قرمز رو دوست داره . اون حتی ...، با عروسک های باربی بازی میکنه و ... روی نوک پاهاش میرقصه ...»
من داشتم گوش میدادم و خانم جانسون داشت موارد دیگری را میگفت. پسرش پنج ساله بود. میگفت: « تقریبا دو ساله که دارم این رفتار رو از اون می بینم.»
این مدت زمان برای من معنی داشت. اگر پسربچه ای بخواهد ببیند با پوشیدن کلاه گیس مجعد دخترانه چه شکلی می شود، اشکالی ندارد و نگران کننده نیست ولی اگر این کار را به طور مداوم انجام دهد و به چیزهای پسرانه علاقه ناچیزی داشته باشد، اینجا احتمالا مشکلی وجود دارد.
پرسیدم: « دوساله که این طوریه؟»
فکر کنم خانم جانسون پرسش مرا سرزنش تلقی کرد. به نظر می رسید کمی حالت دفاعی به خود گرفته است. ولی معلمش گفت جای نگرانی نیست و این مرحله میگذره . مادرشوهرم هم همین رو گفت . اون حتی روسری ها و جواهراتش رو به استیو میده تا بپوشه و به خودش آویزون کنه. اون به استیو میگه مامان بزرگ .»
و شما همه این مدت امیدوار بودی که حق با اونا باشه و اینکه این مرحله ای از کودکیه و میگذره .
«بله. ولی واقعا فکر میکنم این وسط یه چیزی غلطه . حالا دیگر خانم جانسون لحن قاطعانه ای به خود گرفته بود. «هفته پیش بهانه گرفته بود که براش عروسک پوکوهانتس" بخرم . بعد شما رو توی تلویزیون دیدم که صحبت هات کاملا با پسرم جور درمی اومد، دکتر نیکولوسی، اگه شما درست بگید، استیو این طوری بار میاد که.... بعد مکث کرد و ترسید آن کلمه را بگوید ... «اون گی میشه . این چیزی بود که شما میگفتید . راستش رو بخواهید به همین خاطر با شما تماس گرفتم.» صدایش دوباره لرزید: «دکتر، پسرم گی میشه ؟
من خواستم از کلمه گی؟ طفره بروم. این کلمه اصطلاحی سیاسی است که بار ایدئولوژیک زیادی را با خود دارد. کلمه علمی تر برای آن همجنسگراست. ولی این خانم به دانستن مطالب علمی یا مسائل سیاسی مربوط به گیها علاقه ای نداشت. او نگران پسرش بود.
به آرامی تمام، تکرار کردم: «پسری مثل استیو، اگه دخالتی صورت نگیره، به احتمال ۷۵ درصد همجنسگرا، دوجنسگرا یا تراجنسیتی بار میآد. ناهمنوایی جنسیتی اغلب نشانه ای از ...
پس حرفتون به این معنیه که اون همجنس گرا میشه. یعنی امیدی نیست ؟
من از خانم جانسون خواستم درباره پدر استیو برایم صحبت، چرا که هویت جنسیتی در بستر خانواده استقرار دارد. همجنس گرایی فرایندی است که باید همه اعضای خانواده در آن نقش ایفا کنند
پدر به منزله فرد مذكر در رشد هنجارمند پسر نقشی مهم ایفا می کند. حقیقت این است که برای رشد هویت جنسیتی پسر، پدر از مادر مهم تر است.
روز بعد وقتی که بیل مارگارت و استیو جانسون به دفتر من در بلوار ونتورا آمدند، فهمیدن اینکه برخی سازوکارهای معمول خانوادگی چه تأثیری به جا گذاشته اند امر دشواری نبود. استیو پنج ساله پسر زیبایی بود و پوست سفید ملیحی داشت. اما چشمان درشتی داشت با مژگانی بلند و سیاه . مارگارت جذاب و خوش صحبت بود. بیل، که مدیری موفق در بانک بود، حرف زیادی برای گفتن نداشت. چنین الگویی برای من آشنا بود.
چند دقیقه با همه اعضای این خانواده صحبت کردم. سپس مارگارت و بیل را به کناری کشیدم. برایشان برخی از مبانی لازم برای رشد بهنجار و دور از انحراف پسران را توضیح دادم.
گفتم: «مادرها پسر درست میکنند، پدرها مرد می سازند.» (ادامه مطلب بعد)
@hosein_darabi
#ادامه👇
☝️#ادامه👇
به آنها گفتم که این چطور رخ می دهد. در نوزادی، هم پسرها و هم دخترها به لحاظ عاطفی به مادر وابسته اند. در زبان روان پویشی، مادر اولین موضوع عشق و دلدادگی است.
او پاسخ همه نیازهای اولیه کودک خود است. دخترها می توانند در هویت بخش زنانه و مؤنث خود از رهگذر رابطه شان با مادر ادامه بدهند. ولی در جانب دیگر ماجرا، پسرها در رشد خود کار دیگری در پیش دارند؛ آنها باید هویت خود را از مادر مجزا و از طریق رابطه با پدر هویت بخشی کنند.
کودک با یادگیری زبان (ضمیرهای مؤنث و مذکر) یاد میگیرد که جهان به قطب های متقابل طبیعی دخترها و پسرها، مردها و زنها مجزا شده است. در اینجا نه تنها شروع به دیدن ناهمواریها میکند، بلکه حالا هنگام آن رسیده است تصمیم بگیرد خودش با کدام قسمت از این جهان مجزا شده بر اساس جنسیت جور در می آید. برای پدر و مادر استيو توضیح دادم که دختر کار ساده تری در پیش دارد؛ وابستگی اولیه او با مادر است. بنابراین در فرایند رشد، برای تمییز بخشیدن هویت خود از مادر، که نزدیک ترین شخص به اوست و هویت بخشی خود با پدر، به پیمودن مسیر اضافی نیاز ندارد. ولی پسر این گونه نیست: باید از مادر جدا شود و با متفاوت بودن خود از عشق اولیه اش رشد کند، اگر قرار است دگرجنسگرا بشود.
این امر تبیین می کند که چرا همجنسگرایان مؤنث کمتر از نظایر خود در بین جنس مذکر و مردان هستند. برخی مطالعات این نسبت را یک به دو گزارش می کنند. مطالعات دیگری آن را یک به پنج و حتی یک به یازده بیان می کنند. ما واقعا مطمئن نیستیم ولی آشکار است که همجنسگرایان مرد بیش از همجنسگرایان زن هستند.
در جستجوی مردانگی در این میان، پدر پسر باید نقش خود را ایفا کند. او باید آیینه و تأییدکننده نرینگی و مذکر بودن پسرش باشد. او می تواند با پسرش بازی های شلوغ پلوغ کند؛ بازی هایی که پسر عمدة آنها را در مقابل بازی های دیگری که ممکن است با دختربچه ها انجام دهد برمی گزیند.
می تواند پرتاب و قاپیدن توپ را به پسرش یاد بدهد. می تواند به پسر تازه راه افتاده اش باد بدهد چطور میخی چوبی را در سوراخ بکوبد.
📚بخشی از فهم همجنسگرایی جوزف نیکولوسی
👈 اگه هویتیابی جنسیتی در کودکی درست شکل بگیره خیلی از مشکلاتی که در بزرگسالی ممکنه بوجود بیاد جلوگیری میکنه. اینکه پدر باید چیکار بکنه، مادر باید چیکار بکنه . درمورد پسر چطوری باشن؟در مقابل دختر چطور؟ همه اینها هویت یابی جنسیتی بچههارو رقم میزنه
تو دوره کامل تربیت جنسی این موضوع رو همهجانبه بررسی کردیم . همونطور که دیروز تو معرفی دوره دوم تربیت فرزندمون گفتم این دوره ۸ ساعته تربیت جنسی رو بمناسبت عید غدیر در کنار دوره دوم هدیه گذاشتیم.
اگه هنوز درباره دوره ۴١ ساعته تربیت فرزندمون که دوره دوم هستش اطلاع پیدا نکردید تو پستهای قبلی توضیح دادیم. بمناسبت عید غدیر میتونید با تخفیف ۹۰درصدی (285هزارتومن) این دوره رو (+هدیه دوره تربیت جنسی) تهیه کنید.
لینک سفارش دوره 👇
http://tarbiapp.com/product/package33
🔴 گزارش و تحقیق محلی و میدانی وحید اشتری از فوت نیکاشاکرمی
١. این تحلیل سی و پنج قسمت است تا آخر بادقت بخوانید. اکثر شواهد عینی از اهالی محل و ساختمونی هست که نیکاشاکرمی اونجا حادثه براش اتفاق افتاده
۲. ادامه متن رو از زبان وحید اشتری بخوانید
۳. من تقریبا وقت گذاشتم و همه مطالب در مورد #نیکا_شاکرمی را خواندم. تقریبا هیچ چیزی نیست که نخوانده باشم یا ندیده باشم. بخاطر دغدغه خودم رفتم آدرس دقیق در محله امیراکرم را هم پیدا کردم. با اهالی ساختمان و برخی همسایهها هم صحبت کردم. قصه این طفل معصوم هیچ ربطی به اعتراضات ندارد.
۴. البته اینکه نیکا مثل خیلی از هم سالانش در اعتراضات هم شرکت کرده قطعی است. همسایههایی که با کلانتری محل کیفش را اولین بار باز کردهاند میگویند در کیفش یک عینک شنا و یک حوله خیس بوده است. عینک شنا را معمولا برای جلوگیری از خوردن ساچمه به چشم و حوله را برای گاز اشک آور میبرند.
۵. ولی من با صحبت اهل محل خیلی زود فهمیدم قصههایی که این چندوقت در مورد بازداشت چند روزه و شکنجه و تعقیب و گریز و چیزهای دیگر نوشته شد مشخصا ساخته ذهن خبرنگاران رسانههای فارسی زبان خارج از کشور است. هم همسایهها و هم کسبه محل پیدا شدن جنازه را متعلق به ۳۰ شهریور میدانند.
۶. یعنی نیکا غروب ۲۹ شهریور در اعتراضات بلوار کشاورز بوده و شب به این ساختمان نیمه کاره در لبافی نژاد که فقط چند پلاک با منزل خالهاش فاصله دارد آمده است. نزدیک صبح چند ساعتی روی پشت بام بوده و تعداد زیادی سیگار کشیده است که فیلترهایش باقی است.
۷. در این چند ساعت شروع میکند به پاک کردن اکانتها در شبکههای اجتماعی و احتمالا خاطرات و عکسها و کانتکت ها و چیزهای دیگر. بعد همسایهها نزدیک صبح صدای افتادن یک جسم سنگین در حیات خلوت را میشنوند. ساعتهای متفاوتی را ذکر میکنند که خیلی دقیق نیست. بین ۴ تا ۵ و نیم صبح.
۸. همسایه طبقه زیر همکف که اولین نفر جنازه را دیده میگوید بخاطر بالاتر بودن باغچه از داخل خانه پشت باغچه را نمیتواند ببیند. حدود ساعت ۱ ظهر که برای گربههای حیاط غذا میآورد متوجه جنازه میشود و به سایر همسایهها و پلیس فورا زنگ میزند.
۹. اهالی محل و کسبه ها هم آمدن پلیس و بردن جنازه را متعلق به ظهر ۳۰ شهریور میدانند. اینکه رسانههای فارسی زبان خارج از کشور گفتند نیکا ۲۹ یا ۳۰ شهریور دستگیر شده و ده روز بازداشت بوده و آنجا شکنجه شده و الباقی داستان رسما با توجه به شهادت اهل محل یک قصه تخیلی مینماید.
۱۰. برخی ساعتها و تاریخ وقایع و جزئیاتی که برخی خبرگزاریهای داخلی منتشر کردهاند بعضا اختلافاتی با چیزهایی که اهل محل میگویند دارد. من در این روایت فقط جزئیات ساعتها و رخدادهایی را مینویسم که مستقیما از همسایهای که جنازه را دیده یا به پلیس زنگ زده یا ... شنیدم.
۱۱. فیلمی که از ورود نیکا به ساختمان منتشر شد هم برای دقایق اولیه بامداد ۳۰ شهریور است. نیکا در حال تعقیب و گریز نیست و دنبال آدرس جایی میگردد که تا حالا به آنجا نرفته است. اول از کوچه عبور میکند بعد در تلفن میگویند برگرد. به درب خانه هم که میرسد درب را برایش باز گذاشتهاند.
۱۲. من با پرس و جو از همسایهها تقریبا مطمئن شدم که زنده از بالا خودش پریده است.
اولا کسی را که زنده باشد و به زور از بالا بیندازند حتما داد و هوار میکند و هنگام سقوط جیغ میکشد ولی در خودکشی یا اشکالی شبیه به این که طرف با قصد خودش میپرد متفاوت است.
۱۴. نکته بعد اینکه در تصاویر حیات خلوت مشخص است جای جنازه با نقطهای که به زمین خورده چند وجب فاصله دارد. یعنی طفل معصوم زنده بوده و داشته جان میداده. همسایهها مطمئن بودند با پیشانی زمین خورده و جمجمهاش کامل له شده ولی جنازهاش روی زمین برگشته است.
۱۵. روی تصویر جنازه در حیات خلوت دقت کردم. بند کتانیهایی که پایش بود را دور پاش پیچیده بود ولی این کتانیها در حال تقلا از پایش درآمده بود.
احتمالا برای آن چند لحظهای است که طفل معصوم داشته روی زمین دست و پا میزده است.
همسایهها میگویند له شدگی جمجمه و شکستگی ساق مشهود بود.
#قسمت_اول
@hosein_darabi
#ادامه👇
#قسمت_دوم
🔻گزارش جامع میدانی از اهالی محل درباره مرگ نیکاشاکرمی
۱۶. صفحه اینستاگرام خانم آتش شاکرمی خاله نیکا را پیدا کردم. پستها و هایلایتهای قدیمیاش را خواندم (اسکرین شاتها را باز نمیتوانم ضمیمه کنم) خیلی روشن بارها نوشته که نیکا زیاد با وی دعوا داشته و احتمالا قهر کردن و بی خبریشان از همدیگر سابقه داشته است.
۱۷. این طفل معصوم مشکلات عاطفی و روحی زیادی داشته است. مادر نیکا ازدواج مجدد داشته و الآن در زندگی دیگری است. با پدرش هم مشکلات زیادی داشتهاند. پدرش سالها پیش فوت کرده است. بخاطر همین نیکا در تهران با خالهاش زندگی میکرده و در یک کافی شاپ کار میکرده است.
۱۸. چندتا فیلم هست که مجریان شبکههای فارسی زبان میگویند با پدر نیکا صحبت کردهاند.
درحالیکه سالهاست این بنده خدا مرحوم شده است.
برای سر و شکل دادن به این قصه دروغهای عجیب و غریبی گفته شده که حال و حوصله ذکر تک تک را ندارم. با این سرعت افتضاح نت هم هیچ چیز نمیشود ضمیمه کرد.
۱۹. همسایههایی که با کلانتری کوله را باز کردند میگویند شناسنامه و سایر مدارک هویتی وجود نداشته است.
ماموران پلیس چون قفل گوشی که بالا کنار کوله مانده بود را نمیتوانند باز کنند سعی میکنند گوشی را از حالت پرواز در بیاورند که حداقل کسی تماس بگیرد و خبر از دخترک بگیرد که نمیشود.
۲۰. یکی دو تا از همسایهها با تردید گفتند گوشی نیکا سامسونگ بود. من سرچ کردم ظاهرا سری اس سامسونگ را بدون داشتن رمز حتی از حالت پرواز نمیشود درآورد. احتمالا روایتشان از این ماجرا غلط نباشد.
ولی خیلی محکم اظهارات خاله نیکا که گفته بود شناسنامه با وی بوده را رد کردند.
۲۱. جنازه این دختر نوجوان در پزشکی قانونی قریب یک هفته بدون احراز هویت باقی میماند. خانواده روز ۷ یا ۸ مهر به پزشکی قانونی مراجعه میکنند و خیلی زود با مشخصات تطبیق داده میشود و جنازه را تحویلشان میدهند.
اینها با تاریخ دقیق همانموقع در اینستاگرام خالهاش نوشته شده و الآن هست.
۲۲. آدرس پزشکی قانونی استان تهران در جاده قدیم قم واقع در کهریزک پانصدمتر بعد از درب شرقی بهشت زهرا میباشد.
همه افراد برای شناسایی جنازه مفقودین میروند آنجا.
ولی در گزارشهای بی بی سی و اینترنشنال تعمدا فقط اسم کهریزک را به جای پزشکی قانونی می آورند و میپرسند سوال اینست؛
۲۳. «چرا نیکا در حوالی بلوار کشاورز مفقود شده و در کهریزک به خانوادهاش تحویل داده شده است؟»
مخاطب بی اطلاع هم به محض شنیدن اسم کهریزک یاد سایر جنایات رخ داده و رسیدگی نشده میافتد.
این عقل کلها میدانند هرکسی در تهران مفقود شود آنجا باید دنبالش گشت و این کارشان تعمدی است.
۲۴. من با بررسیهایی که کردم حس کردم کنشهای خاله نیکا خیلی عجیب است.
اول فکر کردم شاید بخاطر تحت فشار بودن از طرف خانواده بخاطر داشتن مسئولیت در اتفاق رخ داده و مشکلاتی که مدتها برای این نوجوان وجود داشته سعی میکند موضوع را سیاسی کند و یک واکنش عاطفی برای رفع اتهام از خود است.
۲۵. بعدتر بدبینتر شدم و حس کردم شاید مثل برخی موارد دیگر که ما در ایران شاهدش هستیم از یک اتفاق رخ داده یا حتی ظلم صورت گرفته درحال دوختن کلاهی برای خود یا مهاجرت یا گرفتن پناهندگی است.
مثلا در توییتر آگهی اعلام مفقودی زیاد میبینم که خانوادهها درخواست شناسایی و ریتوییت دارند
#قسمت_دوم
@hosein_darabi
#ادامه👇
🔴بحث تاریخی امام خمینی و آیتالله حکیم
این بحث تاریخی سال ۴۴ انجام شد. آن زمان آیتالله حکیم، مرجع اول جهان اسلام بود، امام موافق قیام بود و آیت الله حکیم مخالف، استدلالهای امام جالب توجه است
... امام (ره)به آیت الله حکیم(ره) فرمودند: شنیدم کسالت دارید. خوب است به ایران برای مداوا تشریف ببرید و در ضمن قضایای ایران را از نزدیک لمس کنید و مشاهده کنید که بر این ملت مسلمان چه میگذرد. در زمان مرحوم بروجردی عدم اقدام ایشان را علیه دولت جابره حمل بر صحت میکردم و میگفتم: مطالب را به ایشان نمیرسانند. نسبت به جنابعالی هم این طور معتقدم که فجایع حکومت ایران را به سمع شما نمیرسانند والا شما هم ساکت نمیماندید.
آیت الله حکیم (ره): من از تمام قضایا کاملا واقف هستم.
امام خمینی(ره): گمان نمی کنم که از همه قضایا مطلع باشید. چه اگر مطلع بودید در قضایای اخیر ایران شما کوتاه نمی آمدید.
آیت الله حکیم(ره): آنچه وظیفه شرعی بود بهجا آوردم، و شما هنوز از اوضاع سیاسی جهان باخبر نیستید. یک عده افراد سودجو این قضایا را ایجاد می کنند که خود سود ببرند، و باید خیلی متوجه و بیدار باشیم.
امام خمینی (ره): شاید مطلع نباشید که آمریکا و انگلستان میخواهند دولتهای اسلامی را محو و نابود کنند و فعلا از ایران شروع کردند. تمام منافع ایران را میبرند و میخواهند خون این ملت ها را بمکند. باید متوجه بود و بیدار شد و ما بدین جهت قیام کردیم، و محمد رضا شاه پهلوی اصلا معتقد به اسلام نیست.
آیت الله حکیم(ره): بلی آن طور که شما می گویید صحیح است، ولی راه ایستادگی و مقاومت با آن ها آن طور که شما اقدام کردید درست نبود. چون ما که سلاح و قدرت نداریم. سلاح و قدرت ما همین مردم هستند. اینها هم حرکتشان از طرف باد است (یعنی با باد می آیند و با باد می روند.). ما تجاربی از انقلاب 1920 عراق داریم و می دانیم که چگونه با ما انگلیسی ها رفتار کردند و نتیجه قیام و انقلاب ما به کجا منتهی شد. خیلی محتاطانه باید حرکت کرد و به اندک غفلت ممکن است مسلمانها ذلیل و نابود گردند؛ و من خود را در مقابل این مسائل مسئول می دانم. بعضی از قضایا را که شما بیان کردید ما تحقیق کردیم آن طور نیست.
امام خمینی (ره): البته من بدون تحقیق و تتبع اقدام نکردم و من مدارک مستدل دارم.
آیت الله حکیم(ره): وانگهی چه میشود کرد چه اثر دارد؟
امام خمینی(ره): قطعا اثر دارد. ما با همین قیام تصمیمات خطرناک دولت را متوقف کردیم، چطور اثر ندارد اگر علما اتحاد داشته باشند قطعا موثر است.
آیت الله حکیم(ره): اگر احتمال عقلایی نیز داشته باشد خوب است.
امام خمینی(ره): قطعا تأثیر دارد چنانچه اثر هم دیدیم و منظور ما از اقدام، اقدام عاقلانه است و اقدام غیر عاقلانه اصلا مورد بحث نیست. مقصود اقدام علما و عقلای ملت است.
آیت الله حکیم(ره): اقدام حاد کنیم مردم از ما تبعیت نمیکنند، آنها برای دین سینه چاک نمیکنند.
امام خمینی(ره): چطور مردم دروغ میگویند، این مردم جان دادند، زجر دیدند، حبس کشیدند، تبعید شدند، اموالشان به غارت رفت. چطور مردم بقال و عطار سرمحل که سینه جلو گلوله دارند دروغ میگویند؟
حکیم(ره): تبعیت نمیکنند، مرید اغراض مادیه هستند.
امام خمینی(ره): عرض کردم که مردم در پانزده خرداد جوانمردی و صداقت خود را نشان دادند.
حکیم(ره): اگر قیام کنیم و خونی از بینی کسی بریزد، سر و صدایی بشود مردم به ما ناسزا میگویند و سر و صدا راه میاندازند.
امام خمینی(ره): ما که قیام کردیم از احدی به جز مزید احترام و سلام و دستبوسی ندیدیم و هر که کوتاهی کرد حرف سرد شنید و مورد بیارادتی مردم واقع شد. در تبعید ترکیه، به یکی از دهات ترکیه اسمش یادم نیست رفتم اهالی آن ده گفتند: وقتی آتاتورک مشغول عملیات ضد دینی خود شد علمای ترکیه جمع شدند و به اتفاق مشغول فعالیت علیه تصمیمات آتاتورک شدند، آتاتورک ده را محاصره و چهل نفر از علمای ترکیه به قتل رسانید. من شرمنده شدم. پیش خود فکر کردم که آنها سنی میباشند، وقتی خطر را به دین اسلام نزدیک میبینند، چهل نفر کشته میدهند، ولی علمای شیعه در این خطر عظیمی که [به] دیانتمان وارد آمده خون از دماغمان نیامد. واقعا جای خجالت است.
حکیم(ره): چه باید کرد؟ بایستی احتمال اثر بدهیم، کشته دادن چه اثر دارد.
#ادامه👇
🔵 بحث تاریخی امام خمینی و آیت الله محسن حکیم (قسمت دوم)
#ادامه
امام خمینی(ره): عملیات ضد دینی دو جور است: یکی مثل رضاخان بیدینی میکرد و میگفت: من میکنم و نسبت به شرع نمیداد، البته موضوع اقدام علیه او از باب نهی از منکر بود ولی شاه فعلی هر عملی ضد قرآن و مذهب میکند و میگوید: از دین است. نظر قرآن چنین است، من از قرآن کریم میگویم، این بدعت عظیم که بر اساس دیانت لطمه وارد میکند قابل تحمل نیست، باید جانبازی کرد، بگذارید تاریخ ثبت کند که وقتی دین مورد حمله واقع شد عدهای از علمای شیعه قیام کردند و دستههایی از آنها کشته شدند.
آیت الله حکیم(ره): تاریخ چه فایدهای دارد باید اثر داشته باشد
امام خمینی(ره): چطور فایده ندارد؟ مگر قیام حسین بن علی (ع) به تاریخ خدمت مؤثری نکرد؟ و چه بهره بزرگی از قیام آن حضرت میگیریم؟
حکیم(ره): شما جواب خدا را در این خون ریزی چه می دهی
امام خمینی (ره): امام حسین (علیه السلام) که قیام کرد و خود و عده ای شهید شدند برای چه بود؟ برای حفظ اسلام بود. پس باید این اعتراض را هم به او بنماییم.
در این بین آیت الله حکیم(ره) عصبانی شده و با عصبانیت فرمودند: ای آقا! شما خود را با امام حسین قیاس می کنید؟ امام حسین(علیه السلام) امام مفترض الطاعه و عالم و مأمور از جانب خداوند بود. شما چرا امام حسن (علیه السلام) را نمی گویید. هر کاری که می خواهید بکنید و هر خونی که می خواهید ریخته شود امام حسین(علیه السلام) را در میان می آورید. ریختن یک قطره خون بی گناه در نزد خداوند مسئولیت عظیم دارد.
.
امام خمینی(ره): اگر امام حسن (ع) هم به اندازه شما مرید داشت قیام میکرد. در اول امر قیام کرد دید مریدها فروخته شدهاند، لذا فتح نکرد، اما شما در تمام ممالک اسلامی مقلد و مرید دارید.
.
آیت الله حکیم(ره): من که نمیبینم کسی را داشته باشم که اگر اقدامی کردیم تبعیت نماید.
امام خمینی(ره): شما اقدام کنید و قیام نمایید، من اولین کسی خواهم بود که از شما تبعیت خواهم کرد.
آیت الله حکیم(ره): لبخند و سکوت.
چند لحظه بعد امام خمینی (ره) بلند شدند و آیتالله حکیم(ره) تا در اتاق از ایشان مشایعت کردند و از منزل خارج شدند و به منزا آیتالله خویی و سپس به منزل آیتالله شاهرودی. این دیدار حدود بیست دقیقه به طور انجامید. در خلال این مدت آقای سید یوسف حکیم(ره) و بعضی از آقازادگان و حواشی آیتالله حکیم(ره) حضور داشتند.
منابع
کتاب کوثر ج ٢ – ص١٢۵
(شرح این ملاقات را از جمله محمد سمامی حائری و مرحوم سید صادق طباطبایی نقل کردهاند.)
#حسین_دارابی 👇
http://eitaa.com/joinchat/443940864Cf192df24f0
1⃣ حرامزادهها به اختیار خودشان حرامزاده نشدن. درست است روی خلقتشان و آیندهشان تأثیر گذار است ولی با اشتباه دونفر دیگر از راه حرام بدنیا آمدهاند. خطاب قرار دادن رژیم صهیونیستی با لفظ حرامزاده در اصل اهانت به حرامزادههاست
2⃣ بهتر نبود بجای نوشتن این جمله، عکس کودکان غزهای را میگذاشتید و خود مردم با دیدن این عکسها زیر لب همینی که شما میخواستید را میگفتند، ای نامردها، ای حرام لقمه ها، برخی هم شاید میگفتند ای حرامزادهها. ولی الان با دیدن این جمله دشمنترین افراد با اسرائیل هم حس بدی پیدا میکند.
3⃣ رژیم صهیونیستی از حرامزادهها هم بدتر است. بدترین و پستترین حالت ممکن که شاید قابل تعریف و توصیف نباشد. الان با این توصیف، رژیم صهیونیستی را در یک عیب محدود کردید
4⃣ درحال حاضر لفظ حرامزاده در جامعه ما بعنوان فحش استفاده میشود. رژیم صهیونیستی انقدر صفات بد دارد که نیاز به فحش دادن نیست. توصیف عملکردش از هزاران فحش برایش بدتر است.
5⃣ در بالاشهر تهران این بنر بسیار استفاده شده است که بنظرم در آنجا هیچ تاثیری جز تنفر نسبت به حاکمیت و شهرداری ندارد
#کار_فرهنگی_ظرافت_و_سلیقه_میخواهد
🔻از شهرداری تهران تقاضا مندیم کمی بر اعصاب خودش مسلط باشد و پول بیت المال را با فکر بیشتری مصرف کند از دوتا آدم معمولی و نه کارشناس هم سوال میکردند هم ایرادات فاحش این بنر را متذکر میشد.
( #ادامه توضیحات در پست بعدی)
✍ حسین_دارابی | عضوشوید 👇
@hosein_darabi
تا کجا؟
یکسال پیش در چنین روزهایی بود که فلسطین طغیان کرد. امروز که این کلمات را می نویسم ساعاتی از شهادت یحیی سنوار گذشته، محمد ضیف سرنوشت نامعلومی دارد، سید حسن نصر الله ترور شده، فواد شکر، ابراهیم عقیل و بزرگانی از حزب الله شهید شده اند، اسماعیل هنیه و فرزندانش ترور شده اند. رییسی و امیر عبداللهیان جایشان را به پزشکیان و ظریف داده اند، جریان عادیسازی اسراییل از سعودی و ترکیه حتی تا تهران بی پرده شده، 42000 انسان جلوی چشم دنیا کشته شدند، چند میلیون نفر آواره شده اند، غزه با خاک یکسان شده و تصاویر زنده زنده سوختن آدمها هیچ قیامتی نمی سازد.
ما به اسراییل حمله مستقیم کردیم، آن هم نه یکبار بلکه دوبار، رسما پایگاه های تل آویو را هدف قرار دادیم، گنبد آهنین و فلاخن داود را افسانه کردیم، شمال اسراییل یکسال تخلیه شده است، ارتش اسراییل در مرز لبنان زمینگیر شده، زدن پهپاد آمریکایی کار روزمره یمن شده، انصار الله به راحتی به اسراییل موشک میزند، مسیر دریایی اسراییل از سمت یمن قطع شده، حزب الله با حمله پهپادی عملا از نیروی هوایی اش رونمایی کرده، اسراییل یکسال وجب به وجب غزه را گشته اما هنوز بیش از 100 اسیر را پیدا نکرده، شهادت یحیی سنوار نه با ترور بلکه به صورت اتفاقی رخ میدهد آن هم نه زیر زمین بلکه وسط خیابان با لباس نظامی و در حال جنگ بعد از یکسال! چه کسی باور میکند همه اینها فقط در عرض 365 روز اتفاق افتاده باشد؟!
چنان باورنکردنی که حتی بعضی به شهید سنوار اتهام جاسوسی زدند که "چرا" این همه هزینه ساخت؟ چرا زندگی "عادی" ما را به هم زد؟
کمی به عقب تر برگردیم. وقتی نتانیاهو به عمان رفت و کلید تطبیع (عادیسازی) زده شد. با سودان توافق کرد، و چند ماه بعد با امارات چنان برادر شد که فقط در فیلم هندی امکان داشت.حالا از مسیر دهلی و عمان و دبی فقط یک سعودی مانده بود. اما بالاخره مدعی پرچم عرب و اسلام که نمی شود یکباره به تخت خواب یهود بپرد. پس اول دخترش بحرین را هدیه کرد تا واکنش ها را بسنجد. عادیسازی سعودی آخرین میخ به تابوت فلسطین بود. حتی در تهران هم زمزمه هایی از توسعه بن سلمان و لزوم "پذیرش نظم جدید" میدادند. 7 اکتبر فقط چند روز بعد از سخنرانی نتانیاهو در سازمان ملل رخ داد که علنا اعلام کرد: ما "عادی" شده ایم و فلسطین تمام.
غزه شهر از یاد رفته، غزه شهر شکنجه شده، غزه شهر معامله شده به پا خواست. زندانیان تاریکخانه بشریت همه توانشان را جمع کردند تا یک بار شورش کنند. اینجا بود که فریادی از عمق چاه غزه بلند شد که ما هنوز زنده ایم حرامزاده ها! اتفاقا آنها که 7 اکتبر را دسیسه می دانند، درست میگویند. آن طوفان تمام صحنه را غیرعادی کرد. انگار پرده نمایش افتاد. برای چه شورش کردند؟ برای عادی نشدن. برای واقعیت.یعنی اگر سهم فلسطین مرگ است و سهم اسراییل زندگی، مقداری از سهمم را به شما می بخشم و مقداری از سهم شما را گرو میگیرم. خودتان را که دیگر نمی توانید نبینید. اگر بناست در سکوت بمیرم، با فریاد جلو گلوله میروم.
فکر میکنید سنوار و ضیف شب قبل از هفت اکتبر نمی دانستند تصمیم شان چه عواقبی دارد؟ می دانستند. این حدس و تحلیل نیست. بیانیه شان را بخوانید، می دانستند غزه نابود میشود، می دانستند تک تکشان آواره میشوند. می دانستند ماه ها و شاید سالها باید بجنگند. (و تا امروز نشان دادند که آماده بودند) میدانستند باید مرگ تک تک عزیزانشان را ببینند. میدانستند بیمارستان ها میسوزد، مسجد و کلیسا صاف میشوند، شلیک های فسفری و خوشه ای و اورانیومی را می دانستند، قتل عام را می دانستند، ولی تا کجا؟ سوال اصلی این قضیه «تا کجا؟» است نه "چرا؟".
تا کجا میشود ادامه داد؟ سوالی که ضیف و سنوار جوابش را میدانستند، پس آخرین تصمیم را گرفتند و تمام "عادیسازی" را به باد دادند. به قیمت نابودی شان. و این راز عظمت 7 اکتبر است.
👇 #ادامه