درباره اطلاع دادن ایران به عراق هم خیلی واضحه، ایران میخواد یک تکه از خاک عراق رو بزنه، باید خبر بده و هماهنگ باشه، نمیتونه بدون خبر به خاک کشور عراق تجاوز کنه که. یه فرقی باید با آمریکا داشته باشه دیگه
#حسین_دارابی
@hosein_darabi
#ادامه 👇
🔴بحث تاریخی امام خمینی و آیتالله حکیم
این بحث تاریخی سال ۴۴ انجام شد. آن زمان آیتالله حکیم، مرجع اول جهان اسلام بود، امام موافق قیام بود و آیت الله حکیم مخالف، استدلالهای امام جالب توجه است
... امام (ره)به آیت الله حکیم(ره) فرمودند: شنیدم کسالت دارید. خوب است به ایران برای مداوا تشریف ببرید و در ضمن قضایای ایران را از نزدیک لمس کنید و مشاهده کنید که بر این ملت مسلمان چه میگذرد. در زمان مرحوم بروجردی عدم اقدام ایشان را علیه دولت جابره حمل بر صحت میکردم و میگفتم: مطالب را به ایشان نمیرسانند. نسبت به جنابعالی هم این طور معتقدم که فجایع حکومت ایران را به سمع شما نمیرسانند والا شما هم ساکت نمیماندید.
آیت الله حکیم (ره): من از تمام قضایا کاملا واقف هستم.
امام خمینی(ره): گمان نمی کنم که از همه قضایا مطلع باشید. چه اگر مطلع بودید در قضایای اخیر ایران شما کوتاه نمی آمدید.
آیت الله حکیم(ره): آنچه وظیفه شرعی بود بهجا آوردم، و شما هنوز از اوضاع سیاسی جهان باخبر نیستید. یک عده افراد سودجو این قضایا را ایجاد می کنند که خود سود ببرند، و باید خیلی متوجه و بیدار باشیم.
امام خمینی (ره): شاید مطلع نباشید که آمریکا و انگلستان میخواهند دولتهای اسلامی را محو و نابود کنند و فعلا از ایران شروع کردند. تمام منافع ایران را میبرند و میخواهند خون این ملت ها را بمکند. باید متوجه بود و بیدار شد و ما بدین جهت قیام کردیم، و محمد رضا شاه پهلوی اصلا معتقد به اسلام نیست.
آیت الله حکیم(ره): بلی آن طور که شما می گویید صحیح است، ولی راه ایستادگی و مقاومت با آن ها آن طور که شما اقدام کردید درست نبود. چون ما که سلاح و قدرت نداریم. سلاح و قدرت ما همین مردم هستند. اینها هم حرکتشان از طرف باد است (یعنی با باد می آیند و با باد می روند.). ما تجاربی از انقلاب 1920 عراق داریم و می دانیم که چگونه با ما انگلیسی ها رفتار کردند و نتیجه قیام و انقلاب ما به کجا منتهی شد. خیلی محتاطانه باید حرکت کرد و به اندک غفلت ممکن است مسلمانها ذلیل و نابود گردند؛ و من خود را در مقابل این مسائل مسئول می دانم. بعضی از قضایا را که شما بیان کردید ما تحقیق کردیم آن طور نیست.
امام خمینی (ره): البته من بدون تحقیق و تتبع اقدام نکردم و من مدارک مستدل دارم.
آیت الله حکیم(ره): وانگهی چه میشود کرد چه اثر دارد؟
امام خمینی(ره): قطعا اثر دارد. ما با همین قیام تصمیمات خطرناک دولت را متوقف کردیم، چطور اثر ندارد اگر علما اتحاد داشته باشند قطعا موثر است.
آیت الله حکیم(ره): اگر احتمال عقلایی نیز داشته باشد خوب است.
امام خمینی(ره): قطعا تأثیر دارد چنانچه اثر هم دیدیم و منظور ما از اقدام، اقدام عاقلانه است و اقدام غیر عاقلانه اصلا مورد بحث نیست. مقصود اقدام علما و عقلای ملت است.
آیت الله حکیم(ره): اقدام حاد کنیم مردم از ما تبعیت نمیکنند، آنها برای دین سینه چاک نمیکنند.
امام خمینی(ره): چطور مردم دروغ میگویند، این مردم جان دادند، زجر دیدند، حبس کشیدند، تبعید شدند، اموالشان به غارت رفت. چطور مردم بقال و عطار سرمحل که سینه جلو گلوله دارند دروغ میگویند؟
حکیم(ره): تبعیت نمیکنند، مرید اغراض مادیه هستند.
امام خمینی(ره): عرض کردم که مردم در پانزده خرداد جوانمردی و صداقت خود را نشان دادند.
حکیم(ره): اگر قیام کنیم و خونی از بینی کسی بریزد، سر و صدایی بشود مردم به ما ناسزا میگویند و سر و صدا راه میاندازند.
امام خمینی(ره): ما که قیام کردیم از احدی به جز مزید احترام و سلام و دستبوسی ندیدیم و هر که کوتاهی کرد حرف سرد شنید و مورد بیارادتی مردم واقع شد. در تبعید ترکیه، به یکی از دهات ترکیه اسمش یادم نیست رفتم اهالی آن ده گفتند: وقتی آتاتورک مشغول عملیات ضد دینی خود شد علمای ترکیه جمع شدند و به اتفاق مشغول فعالیت علیه تصمیمات آتاتورک شدند، آتاتورک ده را محاصره و چهل نفر از علمای ترکیه به قتل رسانید. من شرمنده شدم. پیش خود فکر کردم که آنها سنی میباشند، وقتی خطر را به دین اسلام نزدیک میبینند، چهل نفر کشته میدهند، ولی علمای شیعه در این خطر عظیمی که [به] دیانتمان وارد آمده خون از دماغمان نیامد. واقعا جای خجالت است.
حکیم(ره): چه باید کرد؟ بایستی احتمال اثر بدهیم، کشته دادن چه اثر دارد.
#ادامه👇
#ادامه
امام خمینی(ره): عملیات ضد دینی دو جور است: یکی مثل رضاخان بیدینی میکرد و میگفت: من میکنم و نسبت به شرع نمیداد، البته موضوع اقدام علیه او از باب نهی از منکر بود ولی شاه فعلی هر عملی ضد قرآن و مذهب میکند و میگوید: از دین است. نظر قرآن چنین است، من از قرآن کریم میگویم، این بدعت عظیم که بر اساس دیانت لطمه وارد میکند قابل تحمل نیست، باید جانبازی کرد، بگذارید تاریخ ثبت کند که وقتی دین مورد حمله واقع شد عدهای از علمای شیعه قیام کردند و دستههایی از آنها کشته شدند.
آیت الله حکیم(ره): تاریخ چه فایدهای دارد باید اثر داشته باشد
امام خمینی(ره): چطور فایده ندارد؟ مگر قیام حسین بن علی (ع) به تاریخ خدمت مؤثری نکرد؟ و چه بهره بزرگی از قیام آن حضرت میگیریم؟
حکیم(ره): شما جواب خدا را در این خون ریزی چه می دهی
امام خمینی (ره): امام حسین (علیه السلام) که قیام کرد و خود و عده ای شهید شدند برای چه بود؟ برای حفظ اسلام بود. پس باید این اعتراض را هم به او بنماییم.
در این بین آیت الله حکیم(ره) عصبانی شده و با عصبانیت فرمودند: ای آقا! شما خود را با امام حسین قیاس می کنید؟ امام حسین(علیه السلام) امام مفترض الطاعه و عالم و مأمور از جانب خداوند بود. شما چرا امام حسن (علیه السلام) را نمی گویید. هر کاری که می خواهید بکنید و هر خونی که می خواهید ریخته شود امام حسین(علیه السلام) را در میان می آورید. ریختن یک قطره خون بی گناه در نزد خداوند مسئولیت عظیم دارد.
.
امام خمینی(ره): اگر امام حسن (ع) هم به اندازه شما مرید داشت قیام میکرد. در اول امر قیام کرد دید مریدها فروخته شدهاند، لذا فتح نکرد، اما شما در تمام ممالک اسلامی مقلد و مرید دارید.
.
آیت الله حکیم(ره): من که نمیبینم کسی را داشته باشم که اگر اقدامی کردیم تبعیت نماید.
امام خمینی(ره): شما اقدام کنید و قیام نمایید، من اولین کسی خواهم بود که از شما تبعیت خواهم کرد.
آیت الله حکیم(ره): لبخند و سکوت.
چند لحظه بعد امام خمینی (ره) بلند شدند و آیتالله حکیم(ره) تا در اتاق از ایشان مشایعت کردند و از منزل خارج شدند و به منزا آیتالله خویی و سپس به منزل آیتالله شاهرودی. این دیدار حدود بیست دقیقه به طور انجامید. در خلال این مدت آقای سید یوسف حکیم(ره) و بعضی از آقازادگان و حواشی آیتالله حکیم(ره) حضور داشتند.
منابع
کتاب کوثر ج ٢ – ص١٢۵
(شرح این ملاقات را از جمله محمد سمامی حائری و مرحوم سید صادق طباطبایی نقل کردهاند.)
#حسین_دارابی 👇
http://eitaa.com/joinchat/443940864Cf192df24f0
🔴 پیرزنی که معاویه، عمروعاص، مروان را باخاک یکسان کرد
📚از کتاب میثاقداران صبح
اَروی دختر حارث بن عبدالمطلب در حالی که بسیار پیر شده بود بر معاویه وارد شد. معاویه چون او را دید گفت: «خوش آمدی! پس از به قدرت رسیدن من حالت چطور است»؟ اروی گفت: «خوبم. حال تو چطور است؟ کفران نعمت کردی و با علی بن ابیطالب خوب رفتار نکردی و نام دیگری بر خود نهادی و حقی را که از آن تو نبود گرفتی، در حالی که فضل و کمالی از خود یا پدرت در دنیا دیده نشده بود و سابقه ای در اسلام نداشتید، بلکه به آنچه محمد آورده بود، کفر ورزیدید.
پس خداوند بهرههای شما را نابود ساخت و چهرهتان را خوار کرد و حق را به اهلش بازگرداند و سخن ما برتر شد و پیامبر ما بر آنان که با او دشمنی کردند پیروز شد، اگرچه مشرکان را خوش نیامد. شما پس از او بر ما جستيد و بر بقیه عرب به نزدیکی به رسول الله احتجاج کردید، در حالی که ما به او از رگ گردن نزدیکتر و به کار خلافت بر شما سزاوارتر بودیم. پس ما در میان شما همچون قوم بنی اسرائیل در میان فرعونیان بودیم و اقای ما(علیبن ابیطالب) از پیامبرمان جایگاهش همچون جایگاه هارون نسبت به موسی بود، و پایان کار ما بهشت است و پایان کار شما دوزخ»
🔻عمرو بن عاص گفت: « بس است پیرزن! نگاهت را فروبیفکن و سخنان ناپسند بر زبان نیاور. این کسی که با او این چنین سخن میگویی امیرالمؤمنین است»
زن گفت: «ساکت باش، پسر زن عصبی! به خدا سوگند مادرت را به خاطر دارم که در خانههای مکه به خاطر گناهش از دست هر بنده زناکار ما میگریست، و درباره تو پنج نفر از قریش با هم مشاجره کردند که هر یک مدعی بود پدر توست و سرانجام قصاب قریش بر بقیه غلبه کرد»
🔻پس سعید بن عاص به او گفت: «ای پیرزن گمراه! سخن را کوتاه کن که عقلت زائل شده است و شهادت دادنت به تنهایی کافی نیست»
زن گفت: «تو پسر زن زناکار سخن میگویی؟ مادرت مشهورترین زن زناکار بود و پدرت با او رابطه برقرار کرد و مدعی پدری تو شد
🔻پس مروانبنحکم به او گفت: «کافی است ای زن به همان کاری مشغول شو که برایش به اینجا آمدی»، زن به او گفت: «تو ای پسر زن چشم آبی سخن میگویی؟ به خدا سوگند تو به پسر مولای حارث بن کلده شبیه تری تا به حَکَم بن ابی العاص، من حَكم را دیده بودم که موهایی نرم و صاف و قدی بلند داشت. همانا شباهت میان شما دو تن به اندازه شباهت یک اسب لاغر با ماچه خری است که هنگام زاییدنش نزدیک شده است، پس درباره آنچه به تو گفتم از مادرت بپرس؛ که به تو از این ماجرا خبر خواهد داد.
🔻آن گاه رو به معاویه کرد و گفت: هیچ کس اینها را در مقابل من جرات و رو نداده است مگر تویی که مادرت (هندجگرخوار) که روز شهادت حمزه گفت: «ما شما مسلمانان را به تلافی جنگ بدر مجازات کردیم و جنگ پس از جنگ آتشی گیرا دارد. صبری برای من در برابر مصيبت عتبه باقی نمانده، همین گونه برای مصیبت برادرم و عمویم و دامادم (که همگی در بدر کشته شدند)
وحشی آتش دل مرا خنک گرداندی، اندوهم را کاستی و دلم را تشفی دادی. پس سپاسگزاری از وحشی در همه عمر بر من واجب است تا زمانی که استخوانهایم در گور نهان شود».
پس دختر عمویم پاسخ مادرت را چنین داد:
«ای دختر زن غیبت کن، تو در جنگ بدر و غیر آن کفر عظیم جزا داده شدی. خداوند صبح روز قربان شما را با هاشمیانی بلندقد و زیبارو مواجه می کند. توسط شمشیرهایی بران و تيز که میدرند. حمزه شیر من است و علی باز (شکاری). تو به وحشی آنچه را که در درون سینه ات بود عطا کردی و وحشی حجاب تو را بردريد. بنابراین برای زناکاران پس از آن فخری نیست».
پس معاویه به سوی عمرو بن عاص و مروان نگریست و گفت: #ادامه👇
🔵 لاتهای مست و نفس مسیحایی شیخ
بخشی از کتاب کهکشان نیستی
این قسمت از زبان سیداحمد کربلایی استاد آیت الله قاضی میباشد که از استادش ملاحسینقلی همدانی میگوید، ملاحسینقلی بنوعی استاد همه عرفا و علمای بزرگ معاصر است.
مقابل در اندروني اتاق (ملاحسینقلی همدانی) نشسته بودم. روزهای آخری بود که شاهد حضورش در عالم خاکی بودم. صورت پرابهتش را در نظر می آوردم و یاد خاطراتی میافتادم که با او در این سالیان گذرانده بودم. دست های خیال بر ساحت حضورم چنبره میزد و مرا به آن روزهای شیرین تکرارنشدنی پرواز می داد...
🔻با آخوندملاحسینقلی پیاده به زیارت عتبه سیدالشهدا علیه السلام رفته بودیم. در میانه راه برای استراحت به قهوه خانهای رسیدیم و دیدیم صدای رقص و پایکوبی می آید. آخوند چهره ای در هم کشید و نگاهش را به ما انداخت و گفت: «یکی از شما مردانگی کند و برود این جماعت را نهی از منکر نماید»
همه ما در حال سکوت و تعجب، ایستادیم و به او نگاه کردیم. او هم دوباره گفت: «عرض شد یکی از علمای اعلام تشریف ببرند و به این جماعت تذکری بدهند!»
دوباره سکوتی که از سر ترس و خجالت بود بر ما حاکم شد! گروهی در قهوه خانه ای پر از دودودم، مشغول رقص و آواز و قهقه و مستی اند، آخر چطور می شود باعبا و عمامه بروی و به اینها بگویی بساطتان را جمع کنید؟! در همین فکرها بودم که بالأخره یکی دیگر از شاگردان استاد گفت: «جناب آخوند! این جماعت مستاند، به نهی از منکر ما توجهی نخواهند کرد و احتمال اثر در ایشان ساقط است.»
احساس خنکی وجودم را فرا گرفت و گمان کردم تکلیف از دوشمان برداشته شد استاد سرش را به نشانه تأیید تکان داد و گفت: «باشد، خودم می روم.»
😰هول در دلم افتاد که الآن چه می شود. این پیرمرد می خواهد برود وسط مشتی جوان عیاش، و کاسه کوزه شان را به هم بریزد و اصلا معلوم نیست چه بلایی سرش بیاورند.
آخوند لباسش را مرتب کرد و به سمت در قهوه خانه راه افتاد، در را باز کرد و داخل شد. بوی دود جیگاره و نارگیله (قلیان) از در قهوه خانه بیرون زد. سراسیمه به دنبالش داخل شدیم و دیدیم تعداد آنها بیش از چیزی است که تصور میکردیم. آخوند وارد شد و مستقیم به سراغ سرکرده شان رفت. آدمی قلچماق به نظر می رسید. با خود گفتم الآن آخوند می خواهد چه بگوید؟ آیه میخواند؟ روایت می خواند؟ در همین اندیشه ها غوطه ور بودم که آخوند رو کرد به رئیسشان و گفت: «سلام علیکم، آقا رخصت میفرمایید بنده بخوانم و شما سازش را بزنید؟😳
ناگهان صدای ساز و آواز به سکوتی مرگبار تبدیل شد. رئیس که خنده اش گرفته بود، وقتی دید مشتی طلبه با پیرمردی که سرو وضعش نشان میدهد در عمرش حتی یک موسیقی گوش نکرده، وارد قهوه خانه شده اند، با حالتی که آخوند را دست انداخته باشد، گفت: «شیخ، مگر شما هم بلدی با این ماسماسک ها بازی بازی کنی؟ ملا حسینقلی لبخندی زد و گفت: «من بلدم شعر بخوانم، رخصت هست بخوانم؟ مرد دستی به سبیل کت وكلفتش کشید و با قهقه ای گفت: «آشیخ، تو بخوان ما سازش را می زنیم.» با قهقه ای که سر دادند، تا مغز استخوانم سوخت😢
درست بود، من بارها تأثير نفس استاد را دیده بودم. یادم نمی رود که در نجف شروری بود به نام «عبد فرار» یعنی بنده فراری، که نجفی ها از دست آزارش عاصی شده بودند و همه از او میترسیدند. روزی، آخوند در حرم امیرالمؤمنین علیه السلام نشسته بود که عبدفرّار از مقابلش گذشت. رسم بر این بود که چون همه از او میترسیدند، از ترس آزارش باید به او احترام میگذاشتند، اما ملا حسینقلی ابدأ به او محل نگذاشت. عبد فرار که متوجه این بی اعتنایی شد، برگشت و با طلبکاری گفت: «آهای شیخ! برای چه به من احترام نگذاشتی؟ مگر من را نمیشناسی؟!
لبهایم را گزیدم و با خود گفتم خدا به خیر کند، الآن شربه پا می شود. آخوند در پاسخش گفت: «مگر تو که هستی که باید به تو احترام بگذارم؟
عبد فرار با عصبانیت و تهاجم گفت: «من عبد فرار هستم، باید به من احترام بگذاری!» آخوند سرش را پایین انداخت و در کمال آرامش گفت: «عجیب است!»
- چه چیز عجیب است؟
آخوند با چشمهای نافذش به او نگاه کرد و گفت: «عجیب، نام توست؛ چرا به تو عبد فرّار می گویند؟ اَفررتَ مِن الله أم من رسول؟ (آیا از خدا فرار کردهای یا از رسول؟)
ما که باورمان نمی شد؛ گفتن این جمله از آخوند همان و خراب شدن عالم برسر عبد فرار، همان.
ساکت شد. خطوط صورتش در هم شکست و عرق شرم بر پیشانی اش نمایان شد. موعظه، آن چنان او را متحول کرد که صبح فردا خبر وفاتش را دادند. همسرش گفت: «دیشب برخلاف همیشه که وقتی به خانه میرسید و من را کتک می زد، انگار معجزه ای
شده باشد، از در مهر و محبت وارد شد. از من بسیار عذرخواهی و دل جویی کرد؛ سپس تا پاسی از شب، از این سوی حیاط به آن سو می رفت و زار میزد و مدام با خود میگفت: اَفررتَ مِن الله أم من رسول؟ تا اینکه دیدم سر سجاده رفت و آن قدر گریه کرد و نمازخواند تا بیهوش شد.
#ادامه👇
👆#ادامه 👇
صبح به سراغش رفتم و دیدم با چهره ای پرنور جان داده است.» من و دیگر شاگردان از این رخداد بی خبر بودیم، اما اول صبح، آخوند گفت: «امروز
برویم منزل یکی از اولیای خدا که وفات کرده و ما را به سمت خانه عبد فرّار برد. این اثر نفس قدسی ملاحسینقلی همدانی بود که بارها مشاهده اش کرده بودیم؛ اما این بار تفاوت داشت. آخروسط قهوه خانه، آن هم بین این همه آدم گردن کلفت، ورق طوری برگشته بود که قرار بود عارف کامل بخواند و عیاشان ساز بزنند.
صدایش را صاف کرد و با ضرب آهنگی ناقوسی، وسط دودودم قهوه خانه شروع به خواندن اشعار ناقوسیه منسوب به امیرالمؤمنین کرد:
اِلهَ اِلاّ الله * حقاً حقاً صِدقاً صِدْقاً
اِنَّ الدُّنْیا قَد غَرَّتْنا * وَ اشتَغَلَتْنا وَ استَهْوَتْنا
یابْنَ الدُّنْیا مَهْلاً مَهْلاً * یابْنَ الدُّنْیا دَقَّاً دَقَّاً
یابْنَ الدُّنْیا جَمْعاً جَمْعاً * تَفْنى الدُّنْیا قَرْناً قَرْناً
ما مِنْ یَوم یُمضْى عَنّا * اِلاّ اَوْهى رُکُناً مِنّا
قَدْ ضَیَّعْنا داراً تَبْقى * وَ اسْتَوْطَنّا داراً تَفْنى
لَسْنا ندرى ما فَرَّطْنا *** فیها اِلاّ لَوْ قَدْ مِتْنا
❇️معنی شعر
ای فرزند دنیا آرام باش، آرام
ای فرزند دنیا در کار خود دقیق شو، دقیقشدنی.
ای فرزند دنیا کردار نیک گردآور، گردآوردنی.
دنیا سپری میشود پیوسته پیوسته، هیچ روزی از عمر ما نمی گذرد جز این که پایه و رکنی از ما را سست می گرداند.
ما سرایی را که باقی است، ضایع نمودیم و سرای فانی را وطن و جایگاه خویش ساختیم.
ما آنچه را در آن کوتاهی نموده ایم، نمیدانیم مگر روزی که چهره در نقاب خاک کشیم.
🔻ترکیبب ضرب آهنگ این شعربانفس الهی او، اثری بر جان آنها گذاشت که از ساز زدن دست کشیدند و شروع کردند به گریه. صدای آه و ناله و اشک و تأسف بود که سقف قهوه خانه را به لرزه می انداخت. ققنوس توبه از خاکسترجان هایشان سربرآورد و زیرورویشان کرد. آخوند چشمان آسمانی اش را از روی تک تک آنها گذراند و از قهوه خانه بیرون آمد. به دنبال او ماهم بیرون آمدیم، اما صدایی که همچنان شنیده می شد، صدای گریه و زاری و آه و ناله بر گذران عمر و طنین ریشه دواندن حقایق الهی در جان های جوانانی بود که به دست ولی الهی، با چند خط شعر منسوب به شاه مردان، این چنین متحول شده بودند. این رسم دیرینه روزگار است؛ سرانجام، چنگال تقدير، مردمان غافل بهره مند از خورشید را به کام تاریکی فراق می کشاند.
حالا حال آخوند به هم خورده بود. به کربلا آمده بودیم. سایۂ غم، چهره تمامی شاگردان را در هم کشیده بود. من که سال ها خدمت او را کرده بودم، نگران و غم زده به در بسته اتاقی مینگریستم که در آن بستری بود و در کنار دوستان و مریدانی که هرکدام در حیات خود ستاره ای پرفروغ شدند، منتظر خبری از اندرونی نشسته بودم.
کهکشان نیستی، ص ۵۱
سفارش با تخفیف👈 https://b2n.ir/y20477
#حسین_دارابی 👇
http://eitaa.com/joinchat/443940864Cf192df24f0
جناب روح الله مؤمن نسب که خودش رو استاد سواد رسانهای معرفی کرده و دورههای مختلفی برگزار میکنه. آماری که شش ماه قبل بیرون اومده رو تاحالا ندیده و تازه میگه اگه این آمار درست باشه باید دق کرد.
این از بدیهیات سواد رسانهای هستش. اگر کسی کمی سواد رسانهای داشته باشه اصلا نیازی به این آمار نداره برای پی بردن به میزان استفاده مردم از شبکههای اجتماعی و پیامرسانهای مختلف. فقط کافیه به میزان نصب هرکدوم توجه کنه
وقتی واتس آپ بالای 50میلیون نصب تو ایران داره، یا اینستاگرام بالای 40میلیون نصب، از اون طرف ایتا حدود 3میلیون نصب، خب درصد محبوبیت مشخص میشه، نیاز به دیدن نمودار آماری نیست. شما تو بازار بزنید اینستاگرام ،بالای 30میلیون نصب فقط از بازار داره، گوگل پلی و مارکتهای دیگه بماند. من به ایشون حق میدم، چرا؟ (#ادامه مطلب بعدی)
#حسین_دارابی👇
http://eitaa.com/joinchat/443940864Cf192df24f0
#ادامه 👇
☝️#قسمت_دوم👇
البته به جناب روح الله مؤمن نسب حق میدم، وقتی آدم فقط در پیامرسان داخلی فعال باشه، از خیلی مسائل دور میمونه و از این بدیهیات رسانهای غافل میشه و سواد رسانهایش هم محدود به همین ایتا و سروش باقی میمونه.
🔻ایشون دائما دارن تشویق میکنن مردم رو به ترک اینستاگرام و واتس آپ، بعد جالبه تو ایتا این کارو میکنن، خب کسی که تو ایتا هست که نیازی نیست اینو بهش بگی، باید بری تو اینستاگرام و تلگرام این مسائل رو مطرح کنی و تشویق کنی به استفاده از پیامرسان داخلی، کاری که بنده سال ۹۶ توفیقش رو داشتم، وقتی کانال تربیت فرزندم اونجا 750هزار عضو داشت ایتارو معرفی کردم و تاثیرش رو دیدم، که روز به روز نصب ایتا بالا میرفت و کانال نوردیدهام اینجا سریع به 90 کارسید، حالا اگه من تو ایتا، بیام پیامرسان داخلی رو تبلیغ کنم مسخره نیست؟
🔻مثل این میمونه بریم تو حسینیه یا مسجد جوونا و نوجوونانی مذهبی بیان، بهشون بگی شما باید بیای مسجد، نباید برید جاهای گناهآلود. خب کسی که تو مسجده که اومده مسجد. راست میگی برو خارج مسجد دست دیگرانو بگیر بیارشون. اکثر کسایی که تو ایتا هستن، اینستاگرام ندارن که خیلی هم خوبه، در ادامه میگم چرا.
🔻من قبول دارم فضای اینستاگرام خوب نیست، آلودهس و باید سروسامان داده بشه و همیشه به مردم عادی تاکید کردم اصلا تو اینستاگرام نیاید و تاجایی که میتونید نگذارید فرزندانتون اونجا فعال باشن. ولی اینکه فعالان فرهنگی مذهبی و انقلابی رو از اینستاگرام بکشیم بیرون این خیانته. چرا؟ چون وقتی من فعال فرهنگی اونجارو ترک کنم، شمای فعال فرهنگی رسانهای ترک کنید، همه مبلغان دین و... اونجاروترک کنن، فضارو بازتر کردیم برای پیجهای ضددین و ضدانقلاب و چهل و چندمیلیون مردم عادی که به حرف مومننسبها گوش نمیدن و اینستاگرام رو ترک نمیکنن و همونجا میمونن، با ترک کردن نیروی انقلابی فضای اینستاگرام روزبه روز گند و گندتر میشه و قشر خاکستری که ما وظیفه داریم اونارو جذب دین و انقلاب بکنیم، رها کردیم و اومدیم تو حسینیه و میگیم وضع خرابه
#حسین_دارابی
@hosein_darabi
#ادامه👇
#قسمت_سوم
از جناب روح الله مؤمن نسب میپرسم، مقام معظم رهبری فرمودن فضای مجازی رو برای دشمن ناامن کنید، منظورشون فعالیت تو ایتا و سروش بوده؟ تو ایتا که دشمن نداریم، و دشمن هم ایتا نصب نکرده، یه درصد کمی تو ایتا هستن که اکثرا مذهبی و انقلابین
🔻اتفاقا یکبار از آقای مؤمن نسب پرسیدم که شما چرا از رهبری جلوتر حرکت میکنید؟ ایشون پیجشون در اینستاگرام فعاله، حالا درسته خودشون اداره نمیکنن، دفتر حفظ و نشر آثار اداره میکنن، پس چرا آقا نمیگن متوقفش کنن؟ بنظرمن و هر عاقل دیگهای قطعا رهبری در جریانن و موافق فعالیتن. اگرم مخالفن و نمیتونن جلوشونو بگیرن که خیلی بده، رهبری که اقتدار نداره دفترشو مدیریت کنه، چجوری میخواد مملکتو اداره کنه؟ قطعا اینطوری نیست
آقاي مومن نسب گفتن طبق اطلاعی که دارم از دفتر حفظ و نشر، آقا اجازه خاص دادن برای فعالیت در اینستاگرام، الله اعلم
❇️اگر حتی این حرف درست باشه که آقا اجازه خاص دادن، همون حرف ماست، آقا به برخی اجازه خاص میدن که تو این بسترها فعال باشن. ما فعالان فرهنگی اجتماعی روهم الان ببینن، اجازه خاص میدن و میگن حتما فعال باشید و جبهه جنگو خالی نکنید حتی تو زمین دشمن، چون بالای چند میلیون نفر از هموطنان ما در زمین دشمنن، تا وقتی هستن باید اونجا باشید.
🔻اتفاقا فتوایی از آقا برام فرستادن و میخواستن بگن آقا گفته ممنوعه، درحالیکه اصلا چنین برداشتی نمیشد، تازه یه قیدی تو فتوا بود که کلا جواب تو همون نهفته بود، آقا به مورد مشابه داخلی اشاره کرده بودن درکنار قیدهای دیگه که هیچکدوم محقق نیست الان.
🔻 بازهم من به آقای روحالله مؤمننسب حق میدم که نتونن تشخیص بدن که مورد مشابه داخلی برای اینستاگرام درایران وجود نداره و با توان فعلی حالاحالاها نمیتونن بهش برسن. یا مشابه تلگرام. چون اصلا ایشون تو این شبکههای اجتماعی فعال نیستن و اطلاعاتی ندارن درباره این شبکههای اجتماعی. مثلا از هوش مصنوعی عجیبی که تو اینستاگرام هستش ما هنوز به این علم نرسیدیم و باید برسیم و ان شاء الله میرسیم. جالبه آقا تو دیدار اخیرشون با نخبگان به هوش مصنوعی اشاره کردن، فکر کنم آقا بیشتر اینستاگرام و این بسترهارو میشناسه تا برخی اساتید سواد رسانهای ما
#حسین_دارابی
@hosein_darabi
#ادامه👇
#قسمت_چهارم
به جناب مؤمن نسب حق میدم که ندونن مشابه داخلی تلگرام وجود نداره، چون تابحال انتقال از تلگرام به پیامرسان داخلی نداشتن و لمس نکردن مشکلاتش رو، همیشه درحال نقد پیامرسانهای خارجی و تشویق به خروج از اونها میکردن. اتفاقا من یه زمانی شاید از ایشون تندتر بودم برای دعوت مردم به پیامرسانهای داخلی. همون سال ۹۶ که تلگرام فیلتر شد و بعد چندماهی باز شد شروع کردم تبلیغ ایتا، این اتفاق خیلی برای ادمینهای تلگرام سنگین بود که یه کانال 700هزار عضوی تبلیغ پیامرسان داخلی بکنه، چون اون زمزمه بستن تلگرام بود میگفتن نباید دامن بزنی، هررروز تهدیدم میکردن که نکن این کارو، صمیمیترین رفیقام اونجا ازم فاصله گرفتن و کلی تخریبهای مختلف. منم میگفتم وظیفه منه از پیامرسان ایرانی حمایت کنم.
🔻بهار ۹۷ که مجدد تلگرام فیلتر شد و سیل عظیم جمعیت روانه پیامرسانهای داخلی شد. سروش که همون موقع هنگ کرد و دیگه بالا نیومد تا چند هفته. حتی برای اعضای قدیمیش. ایتاهم دچار مشکل شد، باز مدیران ایتا تدبیر هوشمندانهای کردن و نصب ایتا رو بستن که ورودی بسته شه و پیامرسان سنگین نشه و هنگ نکنه و حداقل برای اعضای قدیمیش بالا بیاد. اونجا بود که فهمیدم بستن پیامرسانهای خارجی به همین راحتی نیست. و مشابه پیامرسان خارجی نداریم ما
البته قبول دارم دولت قبل خیانت کرد تو عدم حمایت پیامرسان داخلی ولی بهرحال فاصله زیادی بین داخلی و خارجی وجود داره. انشاالله در دولت انقلابی به پیامرسانهای داخلی بها داده بشه
🔻همه حرف این هست که تا بسترهای خارجی وجود داره و برای همه باز هستش، و مردم عادی و قشر خاکستری و نوجوونای ما اونجا هستن، اتفاقا مبلغان دین، فعالان فرهنگی مذهبی باید فعالیتشون رو اونجا بیشتر کنن. واجبه، مسئولیت شرعی دارن. بله اگر بسته شد موضوع فرق داره.
#حسین_دارابی
@hosein_darabi
#ادامه👇
#قسمت_پنجم
نکتهی مهمی که باز جناب روحالله مؤمن نسب و دوستانی که بیمحابا تشویق میکنن به نصب پیامرسانهای داخلی و خروج از خارجیها، توجه نمیکنن اینهکه حتی اگر عین اینستاگرام، عین واتس آپ، عین تلگرام در ایران تولید بشه بازهم درصد زیادی از مردم حاضر به نصب این برنامهها نمیشن، چون تصورشون این هست که تحت نظارت حکومت هستن و فکر میکنن نمیتونن دیگه تکون بخورن چون یک نفر تو پلیس فتا و دیگرنهادهای امنیتی نشسته داره همه کاراشونو چک میکنه و الانه که در خونهشون رو بزنن و دستگیرشون کنن. بعد جناب مومن نسب از نرمافزار صهیونیستی حرف میزنه که اطلاعاتمون رو داره، برمیداره. دغدغه درستی دارن ولی...
🔻من از هزاران نفر از اعضای خودم این چندساله خودم شنیدم که میگفتن اطلاعات ما دست دشمنامون باشه برای ما مهم نیست، دست مسئولین خودمون نباشه فقط. من قبول دارم اشتباه فکر میکنن ولی این تفکر مردمه
🔻این مشکل از همه مشکلات دیگه بزرگتره، این دیگه اصلا ربطی به مشخصات و قابلیتهای پیامرسانهای داخلی نداره، اینجا حاکمیت به چالش بزرگی برخورد میکنه. وقتی فقط ایتا و سروش و مردم مذهبی و انقلابی جامعه آماریمون باشه و اینها رو مخاطب قرار بدیم، بله هیچکس مشکلی با خروج از نرم افزارهای خارجی نداره، خود من هیچ مشکلی ندارم، ولی وقتی مخاطب همه مردم جامعه باشه، بحث فرق میکنه. بنظرم این دوستان خیلی تک بعدی به قضایا نگاه میکنن که شاید نشه عملیاتیش کرد. بخاطر همینم هست خیلی حرفاشون مورد توجه قرار نمیگیره و مسئولین ترتیب اثر نمیدن، چون مشکلاتی وجود داره این دوستان نمیبینن.
#حسین_دارابی👇
http://eitaa.com/joinchat/443940864Cf192df24f0
#ادامه👇
🔴چرا اجتماع ورزشگاه آزادی کنسل نشد
#قسمت اول
این سرود ویژه کودک و نوجوان تولید شد و در ادامه مورد استقبال همه ی اقشار و سنین قرار گرفت. و به صورت خودجوش بین مردم جای خود را باز کرد و در اجتماعات مختلف مردمی، در جمع ها،مهمانی ها،ماشین و مسافرت خوانده شد و در ردیف کردن بچه ها جلوی تلویزیون برای همخوانی موفق بود. سرودی که فارغ از نقدهای فرمی و محتوایی، کلیت آن قابل قبول و تحسین برانگیز بود.
شاید این صحنه ی تکراری را هر بچه داری دیده که فرزندش جلوی تلویزیون به حالت خبردار نظامی می ایستد و به امام زمان سلام می دهد. امام زمان همان منجی ای که تمام مردم دنیا از استکبار جهانی و مردم ایران را از فساد های درونی نجات می دهد و همین امر باعث همراهی بزرگترها بزرگترها در کمپین و همخوانی ها و دابسمش ها کرد.
سرودی که دهه نودی ها را هم به انقلاب در وضع موجود دعوت میکند و میگوید که رشد کن تا با رهبری امام زمان بتوانیم کارهای بزرگو نشدنی را انجام دهیم. انقلاب کنیم و سرباز بزرگمرد تاریخ شده و در نجات دنیا سهیم شویم.
اجتماعات مردمی زیادی با این سرود پا گرفت. کاری به درست یا غلط بودن آن ندارم. در پس گریه های کودکانهای که میگفت نبین قدم کوچیکه، پاش بیفته من برات قیاممیکنم، حرارت و انگیزه ی تغییر وشکوفایی دیده میشد. و البته مثل هر سرود دیگری دوره ی این سرود هم تمام میشد. اما این هیجان جمعی ایجاد شده باید تخلیه شود. اجتماعات بزرگتر درشهرهای مختلف تشکیل شد. دهه نودی هایی که از شور انقلابی چیزی ندیده بودند حالا خود میاندار بودند و مورد توجه و احساس شخصیت فراوانی میکردند. سرانجام در آخرین تجمعات نوبت به تهران هم رسید و اطلاع رسانیها انجام شد و بچه ها منتظر (اطلاع رسانی قبل از حادثه آبادان بود). خانوادههای بچهدار میفهمند انتظار بچه چطور است. از اول هفته میپرسد و منتظر است. قولی به او داده شده و از لحاظ تربیتی ایراد بسیاری دارد که کسی قولی بدهد و عمل نکند. پایه های ناامنی و بی اعتمادی در کودک ایجاد می شود. همانطور که والدین نباید بدقول شوند، حکومتها و دولتها هم نباید بدقولی کنند. اصلا مگر بی اعتمادی موجود در جامعه فعلی بخاطر بدقولیهای حکومت و مسئولین نبوده است؟ این بیاعتمادی کودک را چندین برابر بزرگترها ناامن میکند.
اگر دربی استقلال و پرسپولیس این هفته بود هم بعید میدانم کنسل میشد. تنها کاری که انجام میشد این بود که اول بازی جهت احترام و همدلی چندثانیه سکوت اعلام میشد. اما بهرحال طبق برنامه پیش میرفت چون بی برنامگی و تعویق برنامه خیلی از بزرگترها را بهم میریخت و همان باعث اعتراض میشد. حالا چطور توقع میکنند که برنامه ی کودکان به تعویق بیفتد؟ این بی انصافی در حق کودکان و برای آنان بسیار ناراحت کننده است.
من اصطلاح جشن را به کار نمیبرم. البته نمیگویم که مراسم خشک و پرگریه ای بود. شاید وجه ممیزه آن این بود که اگه گریه ای هم داشت پر از شور بود. انگیزه بخش و جذاب بود. عزاداری ای نبود که بچه ها نا امن شوند. بچه ها و بزرگترها اشک در چشمشان حلقه میزد و خوشحال بودند. هیجان داشتند. نگاه مصمم داشتند و میخندیدند. مجلس بیشتر شبیه مجلس توسل به اهلبیت بود تا جشن. مداحان هم نواهای کودکانه مختلفی را اجرا میکردند مثل نماهنگ مدادرنگی...
"دفتر نقاشیمو، مدادای رنگیمو
نذر کردم که باهاشون هی حرم بکشم..."
@hosein_darabi.
#ادامه👇