eitaa logo
حُسینیه‌دل
303 دنبال‌کننده
495 عکس
240 ویدیو
0 فایل
ما با کدام سجده شُکر کنیم که افتاده دستِ تو کار و بار ما . . " . . - کپی ؟ فعلا فقط فورواد
مشاهده در ایتا
دانلود
باب‌‌ُالحسین‌قسمت‌آنان‌که‌رفته‌اند . . باب‌ُ‌الرضاقرارزیارت‌نرفته‌ها💔! میگویم‌اززبانِ‌زیارت‌نرفته‌ها ؛ بالاگرفته‌‌کارِ‌زیارت‌نرفته‌ها:))
حُسینیه‌دل
#پارت6. چند روزی گذشت ازون ماجرا ولی همچنان بی خبری بود که کلافم میکرد فقط کافی بود گوشیم زنگ بخوره
. - الوووو سلاام کجااییی؟ + جان ؟ سلام چی شده؟ مسجدم ، برای بچه ها کلاس گذاشتم - بهه خداقوت ، پس بعدا حرف میزنم برو الان سرکلاسی + عه بگو دیگه - میگم که بچه های بسیج که قرارِبیان خونتون برای خداحافظی منم همونجا حلالیت بطلبم ازشون یا بگم بیان خونه خودمون؟ + یعنی چی - یعنی بنده هم راهی شدم + واااای راست میگی - خلاصه که چ سعادتی نصیب شما شده بنده همسفرتون شدم + میترکونیم برا امام حسین دوتایی ، برنامت چیه الان ؟ - والله میخواستم برم حرم + عهه خب بیا مسجد کلاس بچه ها تموم شه دوتایی بریم - الان خدمتتون میرسم استااااااد یهو یادم از پدر و مادرم اومد .. باچ رویی بهشون بگم برای بار دوم میخوام برم کربلا زنگ مادرم که بیرون بودن زدم و جریان رو گفتم براشون + خیلی برات خوشحالم عزیزدل مامان انگار خودم دارم میرم ، ولی باید قول بدی بهم که مراقب خودت باشی مثل دفعه قبل - چشم مامان جان نگران نباشید ، میگم که من میخوام برم بیرون کاری ندارید؟ + نه راحت باش فقط کجا ؟ - میرم دنبال رفیقم که بریم حرم + برو که امام رضا مثل دفعه قبل هواتو داشت بعد از اذان مغرب ، ساعتای ۹ بود که برگشتیم (https://eitaa.com/hosseinie_128/1506) تو اتوبوس متوجه بنده خدایی شدم که با لهجه عربی با بچشون صحبت میکردن بنده هم با لهجه عرب تمومِ اعتماد به نفسم رو جمع کردم و گفتم : - اهلاوسهلا‌الی‌ایران(خوش‌اومدیدبه‌ایران) رفیقمم جَو گرفتش بلافاصله بعد از حرف من دست و پاشکسته به بنده خدافهموند که اهل کجای عراقید ؟ دیدم بنده خدا مث پوکر نیگا میکنه بهمون(😐) + ما از خوزستان اومدیم ، ایرانیم ضایع شدن بنده همانا و پاره شدن رفیقمم همانا کم مونده بود کف اتوبوس بیوفته بعداز چند دقیقه خنده روبه بنده خدا گفتم: - عذرخواهم فکرکردیم که عراقی هستید جسارت نباشه که میخندیدیم . . . ².
- بسمِ‌ربِ‌پاسپورت‌های‌خاک‌خورده..!'
حُسینیه‌دل
#پارت7. - الوووو سلاام کجااییی؟ + جان ؟ سلام چی شده؟ مسجدم ، برای بچه ها کلاس گذاشتم - بهه خداقوت ،
اون چند روز روهوا بودم ادم هرچی از معشوقش محبت بیشتر ببینه بیشتر بهش مبتلا میشه و زیر دینش میره امام حسین یباردیگه برام خاطره خوب ساخت ، منی که اسم ذخیرنوشتن میومد یادِ جاموندنم از راهیان میوفتادم و حال خرابم از جاموندنم طوری شده بودکه دیگه دوست دارم براهرکاری هعی برام تو لیست ذخیره ها و امام حسین جُدام کنه ! حرم رفتنمون بارفیقم بعد حل شدن مشکلمم قطع نشد انگار واجب شده بود هرروز بریم .. چند روز مونده بود به حرکت از حرم اومدم خونه + سلاااامم بر اهل‌خانه ، کربلایی‌تون برگشت یهو سرجام خشک شدم .. صدای گزارش‌گر پیچید تو گوشم : + مرز عراق بسته شد زائرین فعلا دست نگهدارند تنها کاری که کردم زنگ رفیقم زدم - چییی میگههه اینن ؟ + اره خودمم دارم میبینم ولی .. ولی نگران نباش درست میشه (صدای نگرانش و حال خرابش بیشتر بهمم ریخت) - ببین اگه بعد این همه دردسر که کشیدیم نشد بریم چی؟ بخدا درد داره دق میکنم - مامان جان دعام میکنی راهی‌شم دیگه ؟ + معلومه که اره بیشتراز خودم برای تو دعامیکنم راهی‌شی بااینکه تا بری و برگردی میمیرم و زنده میشم مثل دفعه قبل ولی نمیدونم چرا دعات میکنم - اخ اخ شرمنده نکنین خلاصه که کار به مو رسید و پاره نشد .. رسیدشبی که فرداش عازم بودم اونشب نمیدونم مادرم نگران ِمن بود یا نگران برادرم که اونم حرکتش فردا بود + ببین این آجیلارو این زیپ اینجا میزارم تو راه تا مرز با دوستت بخورین آب لیمو هم گذاشتم برات اگه یه‌وقت ترشی چیزی کردی ، اخ اخ عرق‌نعنا یادم رفت بلندشم برم بیارم - نمیخواد بشین قربونت برم وقت زیاده + . . . - عهه عهه حرف دفعه قبل دم رفتنم رو یادتون نیست؟ گفتم گریه پشت سر مسافرخوب نیس نرم یکاریم بشه بعد بگید امام حسین جوونم پر پر شد + . . . - عاااا حالا شد بخند ، میگم که چیزه + جان بگو - ببخشید که ایندفعه هم بدون شمامیرم اخه میدونید تو این . . . + اره میدونم ، تواین راه باید همچی رو ول کرد و رفت سمتش پدرومادرم جزو اون همچیزن نگابه گریه های من نکن یک ذره هم نگرانت نیستم چون سپردمت به صاحب حرم این اشکامم بخاطر دلتنگی‌توعه - عهه مطمئنید دلتون برا . . تنگ نمیشه؟ + حسووووود منکه ساک اون تفلی رو نبستم اومد سراغ تو - گفتم که قربونت برم خودم ظهر بستم + اره ولی میخواستم خیالم جمع بشه بعدشم زائرکربلاکه نشدم لاقل کوله زائر کربلارو ببندم ².
آقادمت‌گرم‌خاطرات‌ِکربلات‌شد دلیل‌ِاشکای‌پنهون‌ِشبونم(:💔
- بسمِ‌ربِ‌پاسپورت‌های‌خاک‌خورده..!'
نکنه‌اومدم‌دیگه‌نیام‌کربلا .. کاشکی‌باصاحب‌الزمان‌بیام‌کربلا(:
حُسینیه‌دل
#پارت8 اون چند روز روهوا بودم ادم هرچی از معشوقش محبت بیشتر ببینه بیشتر بهش مبتلا میشه و زیر دینش م
+ دیگه سفارش نکنماا - هنوز سفارشای دفعه قبل تو گوشم هس مامان جان😂 + کاش مثل دفعه قبل ایندفعه هم گوش کنی - بله چشم ، شماهم مراقب خودتون باشید راه افتادیم سمت قم ، همیشه فک میکردم کربلای اولم رو که از امام‌رضا گرفتم میرم قم و کربلای دومم رو از خواهرامام رضا میگیرم قمی که سرانجامش بشه کربلا.. ولی تو خوابمم نمیدیدم کربلایی که ختم بشه به سمت قم نطلبیدن ، نطلبیدن یهو اینطوری طلبیدن اونم یه زیارتِ نیم‌ساعته بارفیقم رفتیم سمت وضوخونه - من میرم زیارت + خب وایسا باهم بریم توکه بلدنیستی اینجارو (یچیزی توی وجودم شکست منی که مشهدوحرم امام حسینُ‌وحضرت‌عباس رومثل کف دستم بلدبودم و تنهایی در رفت و آمدبودم صحنُ سرای قم برام ناآشنابود) - تنهایی راحت ترم برا زیارت + باشه هرطور راحتی بلاخره بعداز ۱۰ دقیقه رفتم جای ضریح - خانم ولی این رسمش نبود منی که هفته‌ای دوسه بار میرم جای برادرتون از اول عمرم تا الان تاحالا نیومده بودم قم شنیدم جاهای زیارتی که برای اولین بار میری نگاه خاص اون حضرت شاملت میشه خانم برام پادرمیونی میکنید جای برادرتون؟ میگید که داداش اینو اون گوشه موشه های حرمت نگهش دار بزار برات خادمی کنه دلشُ که بند خودت کردی ، دستشم بندکن جای خودت به خودم اومدم دیدم وقتِ زیارتِ نیم ساعتم ۵۰ دقیقه شد یهو گوشیم زنگ خورد + الوووو کجااااییی - سلام الان میام + خوبی ؟ گم که نشدی همه معطل توان - دارم میام زنگ مامانم زدم + الو سلاام کربلایی مامان خوبی؟ کجایید - سلام مامان جان ، قمیم داریم میریم سمت مرز + قبول باشه عزیزم خوب بود؟ چرا صدات گرفته - اره خوب بود و کوتاه .. + اشکال نداره ناراحت نباش منم ناراحت میشما - خیلی باصفا بود انقد دنبال ضریح گشتم تو کل حرم که مث کف دستم یاد گرفتم همه جارو ، یادته گفته بودم کربلا رو یاد گرفتم یروز میارمت و دستتُ میگیرم و همجا میبرمت + اره یادمه گفتی .. - قُمم میارمت و همجارو بهت نشون میدم . . . ².
حُسینیه‌دل
من؟!🚶🏻‍♂ من‌بامرورخاطرات ُعکسای‌کربلازنده‌ام ! بایادآوری ِحال ُهوای ِبین‌الحرمین‌زنده‌ام ! بایادآوری‌اینکه‌دوباره‌دارم‌توکوچه‌پس‌کوچه‌ های‌کربلا‌بارفیقم‌اخرشباقدم‌میزنم‌زنده‌ام ! بافکردوباره‌جمع‌کردن‌ِوسایلم‌وراهی ِ شدن‌به‌سمت‌ِ‌کشورت‌زنده‌ام ! باهیئت‌هفتگی‌زنده‌ام ! باخادمی‌کردن‌برات‌زنده‌ام ! باسینه‌زنی‌توروضه‌ات‌زنده‌ام !♥️- ۱۴۰۱/۷/۹ 🗓🚶🏻‍♂
- بسمِ‌ربِ‌پاسپورت‌های‌خاک‌خورده..!'