eitaa logo
اشعار آیینی حسینیه
49.4هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
415 ویدیو
30 فایل
آدرس اینترنتی پایگاه حسینیه(مرجع تخصصی هیأت) http://hosseinieh.net آیدی خادم کانال: @addmin_roze کانال دوبیتی و رباعی: 👉 @dobeity_robaey فروشگاه حرز و انگشتر: 👉 @galery_rayan با کمالِ احترام، تبادل‌ و‌ تبلیغ #نداریم🙏🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
قلب سنگ از اشک خیمه آب شد تیر سمت آسمان پرتاب شد در حرم می‌گفت چشمی اشکبار رحم کن ای تیر! بر این شیرخوار نیست غیر از تشنگی تقصیر او رحم کن بر مادر بی شیر او تیری اما، زخم تو چون خنجر است آن گلو از برگ گل نازکتر است گر ننوشد آب، پر می‌گیرد او گر بنوشد آب هم می‌میرد او مرگ می‌گردد پی گهواره‌اش مانده مادر... تا چه سازد چاره‌اش جای لب بر هم زدن این ماه وش گر زبانی داشت می‌گفت العطش... ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
🥀 یا اباعبدالله... نگاه از زائرِ خود بر نداری ز گریه نوحه‌ای بهتر نداری زیارت‌نامه‌ی بالایِ سر را کجا باید بخوانم؟ سر نداری ✿‍ اَللّهُمَّ ارْزُقنـٰا زِیٰارَۃَ الْحُسَیْن ✿‍
ای ماه من! سؤال نکن اخترت چه شد بابای داغدیده! مگو دخترت چه شد آنقدر پیر گشته که نشناسی‌اش دگر حق می‌دهم سوال کنی خواهرت چه شد حسرت برم به کهنه حصیرِ داهاتیان آه ای جدا جدا شده! با پیکرت چه شد؟ پایین پا علی و روی سینه‌ات علی‌ست از من بپرس با علی دیگرت چه شد سر را زدم به چوبه‌ی محمل که در عزات با خون سر حدیث کنم با سرت چه شد اوضاع ما چو حنجر تو نامرتب است شیب الخضیب! با گلوی پرپرت چه شد؟ بر روی نیزه چشم علمدار بسته بود ای نور دیده! دیده ی آب آورت چه شد؟ لیلا هنوز یاد عبا گریه می‌کند یادش نمی‌رود که تن اکبرت چه شد ما هر چه می‌کشیم بلای سقیفه است دیوار و در چه کرده! بگو مادرت چه شد؟ ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
هدایت شده از اشعار آیینی حسینیه
🥀 یا اباعبدالله... نگاه از زائرِ خود بر نداری ز گریه نوحه‌ای بهتر نداری زیارت‌نامه‌ی بالایِ سر را کجا باید بخوانم؟ سر نداری ✿‍ اَللّهُمَّ ارْزُقنـٰا زِیٰارَۃَ الْحُسَیْن ✿‍
نسیم طف که در این کوچه‌ها گذر دارد برای چشم به در مانده‌ای خبر دارد چنان عظیم بود این خبر چنان جانسوز بشیر حادثه هم، شِکوه از بشر دارد   کجاست مادر آن سرو سر بریده؟ کجاست؟ مگو کجاست! چه مادر ! مگر پسر دارد؟ به آسمان خمیده خبر چگونه دهند؟ که خانه‌ی تو، نه خورشید نه قمر دارد تمام شهر به پای بقیعِ آهش سوخت دعا کنید که از گریه دست بر دارد ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
همیشه حسرت سوگش به چشم من بوده‌ست شروعِ کرببلا روضه ی حسن بوده‌ست سکوت و زخم زبان‌های دوستان یعنی سکوت سخت‌تر از جنگ تن به تن بوده‌ست کسی نگفت که خنجر چه کرد با پایش اگر چه از جگر پاره‌اش سخن بوده‌ست کدام صلح؟ که در بین لشکر خود نیز به زیر جامه‌ی صبرش زره به تن بوده‌ست اگر که جنگ نکرده حسن، بگو پس چیست دلیل این همه تیری که بر کفن بوده‌ست حسین کشته‌ی دور از وطن شده اما حسن غریب‌ترین کشته در وطن بوده است ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
چرا شب غم و ماتم سحر نمی‌گردد چرا زمین و زمان نوحه‌گر نمی‌گردد وداعِ قبر نبی بود و پاره‌ی تن او غم فراق از این سخت‌تر نمی‌گردد بگو به اهل و عیالش رواست گریه کنند مسافر به سفر رفته برنمی‌گردد به غیر خون جگر در عزای آن مسموم نصیب خواهر خونین‌جگر نمی‌گردد شبیه جد خودش از مدینه رفت ولی سفر به مرگ که دیگر سفر نمی‌گردد خبر رسید که شد زخم پلک چشم ترش کسی ز زخم دلش با خبر نمی‌گردد :: چنان گریست برای ذبیحِ در گودال که مثل دیده‌ی او دیده، تر نمی‌گردد به گریه گفت که مردم! عزیز پرده‌نشین به چشم مردم کوی و گذر نمی‌گردد ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
هدایت شده از اشعار آیینی حسینیه
«هر بار کارم زار شد گفتم علی موسی الرضا» * وقتی گره در کار شد گفتم علی موسی الرضا آهویم و در دام تن وقتی به گرداگرد من غم حلقه‌ی پرگار شد گفتم علی موسی الرضا ای بضعه‌ی مدفون به طوس ای آسمانت خاک بوس نامت امان از نار شد گفتم علی موسی الرضا باب حرم اذن دخول أَ اَدخُلُ یَاابن الرسول تا فرصت دیدار شد گفتم علی موسی الرضا بر زائرانت ای صَنَم گفتی سه جا سر می زنم من نیز بختم یار شد گفتم علی موسی الرضا ای شاهد بزم ازل ای نامت اَحلی مِن عسل چه لذتی تکرار شد گفتم علی موسی الرضا صد رنگ و بو دادی مرا تو آبرو دادی مرا یک بار چون اظهار شد گفتم علی موسی الرضا دیوارها شد پنجره با اشک خود بستم گره چشمم پُر از گفتار شد گفتم علی موسی الرضا ای عرش از تو مُنجلی ای اسم اعظم یا علی مکشوف این اسرار شد گفتم علی موسی الرضا هر بار با یاد غریب با روضه‌ی ابن شبیب این دیده گوهر بار شد گفتم علی موسی الرضا *محمدجواد غفورزاده 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بر محمد و آل محمد سودای ما محمد و آل محمد است روحِ دعا، محمد و آل محمد است دارم یقین که معنی حَیَّ علی الصلات حَیَّ علی، محمد و آل محمد است در مشکلات رو به سوی این و آن مبر مشکل گشا، محمد و آل محمد است عالم برای آل کسا خَلق گشته است آلِ کسا، محمد و آل محمد است آری اگر خدای به شکل بشر شود سر تا به‌پا محمد و آل محمد است آدم به درک عَلَّمَ الاسما نجات یافت اسم خدا، محمد و آل محمد است ذکر خدا و ذکر ملائک علی الدوام صَلِ علی محمد و آل محمد است ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
🌸 بر روز حساب خود براتی بفرست در باغچه‌ی دل نفحاتی بفرست با نام علی، دهان خود شیرین کن با نام محمد، صلواتی بفرست@dobeity_robaey
مشهد بُوَد برادر و قم هست خواهرش اما چه خواهری که جدا از برادرش دردانه خواهری که به دریایِ معرفت شد غرقِ در مقام رضا پای تا سرش در وصف آن سلاله‌ی عصمت همین بس است خوانند پاره‌ی تن موسی بن جعفرش دارالسلام خانه‌ی آن خانمی‌ست که محضِ سلام آمده جبریل محضرش بانوی قم که با سخن "اِشفَعی لَنا" خواندند آب و آینه خاتون محشرش حوا به وصف پاکی او خواند مریمش هاجر به شرح عصمت او خواند کوثرش گفتم به دل زیارت زهرا کجا کنم ؟ گفتا برو به جنّت قم نزد دخترش ای اهل قم! ستاره بچینید از آسمان تا لحظه‌ی ورود بریزید بر سرش ای کاروان که محمل آیینه می‌بری ای وای اگر غبار نشیند به معجرش خون جای اشک می‌چکد از چشم کائنات سخت است این مصیبت و سخت است باورش زندانِ غم بُوَد دلش از ماتمِ پدر زنجیر غم به پا بُوَد از مرگِ مادرش داغ جدایی از پدر او را شهید کرد شد ماجرای هجر رضا داغ دیگرش این داغ‌دیده خواهر والامقام را بُردند دو امام به قبر مطهرش بسیار ناله کرد و فراوان گریست او دیگر ندید آتش و خون دیده‌ی ترش گریم به خواهری که روی خاک‌های گرم می‌دید بی کفن تن پاک برادرش گِریم به خواهری که ملائک گریستند وقتی ز بی کسی زده بر سینه و سرش خواهر به روی تَلّ و برادر به زیر پا زد دست و پا برادر و خواهر برابرش می‌دید مادر آمده بوسد گلوی او می دید خون چکد، ز کف شمر و خنجرش ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
🏴گریز روضه با سیدالشهداء (علیهماالسلام) دل تاریخ در این ماجرا سوخت بر این غربت، غریب و آشنا سوخت مدینه هیزم آوردند اما در آتش خیمه‌های کربلا سوخت@hosseinieh_net