🌷 #امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات
ای آهوی دل ، همیشه مأنوس شما
ای مرکز عشق و عاشقی طوس شما
چندی است گره به کارمان افتاده
محتاجِ زیارتیم و پابوس شما
شاعر: #علی_ساعدی
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم الله الرحمن الرحیم
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات
#حسن_کردی
▶️
ماییم هم جوار تو یا حضرت رضا
پروانه ی مزار تو یا حضرت رضا
چون ذره بر مدار تو یا حضرت رضا
هر لحظه بی قرار تو یا حضرت رضا
داریم زیر سایه ات آرامش بهشت
بی معنی است در حرمت خواهش بهشت
آقای من سلام غریب غریب ها
درمانده ایم و دل زده ایم از طبیب ها
زخمی مشت واشده ی نا حبیب ها
لبخند توست پاسخ امن یجیب ها
ای قبله ی همیشه ی دستِ تَوَسلم
با تکیه بر نگاه تو مستِ تَوَکلم
@hosenih
در شهر با دعای تو باران گرفته است
مهر تو سایه بر سر ایران گرفته است
هر دل شکسته راه خراسان گرفته است
دلمرده بود زائرتان جان گرفته است
اینجا گدای ساده پر آوازه می شود
با هر زیارتی نفسش تازه می شود
اینجا شکسته بالی زائر سعادت است
هر قطره اشک واسطه ی استجابت است
عاشق تر آنكه خواهش جانش شفاعت است
سرمایه ی قیامت ما این زیارت است
با اینکه شهر از نفس افتاده در گناه
در زیر آسمان تو داریم سر پناه
یادش به خیر حال خوش بی گناهی ام
حالا که روسیاه جهان تباهی ام
از تو جدا نکرده مرا روسیاهی ام
یادت رفیق دوره ی بی تکیه گاهی ام
اذن ورود،اشک زلال است در حرم
رؤیای ناامید، محال است در حرم
@hosenih
با هر بهانه سمت حرم می کشانی ام
از لطف هم جواری تان آسمانی ام
مهرت چه نقش ها زده بر زندگانی ام
طی گشته پای آینه هایت جوانی ام
این اشک های داغ که فریاد بی صداست
با گونه های پنجره فولادت آشناست
زائر شدم دوباره جلال امام را
از من گرفته اشک مجال کلام را
آقا ببخش سادگی این سلام را
می خواهم از تو وعده ی حسن ختام را
عمریست از هوای هیاهو بریده ایم
از هر که غیر ضامن آهو بریده ایم
⏹
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم الله الرحمن الرحیم
#امام_رضا_ع_ولادت
#جواد_کریم_زاده
▶️
مژده بده یار را با لب خندان عشق
می رسد امشب ز ره،حضرت سلطان عشق
عرش خدا پر ز نور،ارض و سما پر ز شور
آینه بندان شده عالم امکان عشق
حور و ملک صف به صف شاخه ای از گل به کف
نغمه ی کُرنا و دَف ذکر رضا جان عشق
@hosenih
خیز و به میخانه شو ،همدم پیمانه شو
جرعه بزن از میِ ساقی مستان عشق
با دل خود همسفر هم ره باد سحر
همچو کبوتر بپر جانب ایوان عشق
صحن و حریم رضا گنبد و گلدسته ها
وه که زند طعنه بر روضه ی رضوان عشق
خادم نقّاره زن بر دل نقّاره زن
ذکر رضا جان برآر از دل جانان عشق
نام خدایش علی نام علی هم علی
نام رضا هم علی جانم علی جان عشق
از دمِ قدسی او زنده مسیحا شود
بنده ی درگاه او گشته سلیمان عشق
وز پی دربانی اش فخر کند بر رُسُل
محضر او با عصا، موسی عمران عشق
سجده چو در سجده گه ماه کند بر رخش
غرق تحیر شود یوسف کنعان عشق
نیست عجب گر شود سنگ به دستش طلا
با نگهش می شود کفر مسلمان عشق
فخر کنم بر فلک ناز کنم بر ملَک
چون که شدم بنده ی شاه خراسان عشق
باز شنو سلسله با شعف و هلهله
نقل حدیث از لب سلسله جنبان عشق
هرکه دلش منجلی شد ز ولای علی
گُل کند آتش در آن باغ و گلستان عشق
حِصنِ حَصین ولا ، شرط و شروطش رضاست
شیعه بُوَد تا ابد بر سر پیمان عشق
@hosenih
آمده ام از کرم شاه پناهم بده
هم بنشان بر سر سفره ی احسان عشق
گوی چه خواهی جواد زین صله ی شعر شاد
اذن دهد تا شوم مرغ ثنا خوان عشق
خسرو خیر البشر کاش که با یک نظر
ثبت کند شعر من در دل دیوان عشق
⏹
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم الله الرحمن الرحیم
#امام_رضا_ع_مدح
#محمدحسین_رحیمیان
▶️
نقل است که فخر علما ، شیخ بهایی
شد شامل لطف و کرم خاص خدایی
گفتند بیا فاطمه داده است رضایت
معمار حرم باش ، علی کرده جدایت
جا داشت بنازد به همه عالم امکان
روزیِ کمی نیست حرم سازی سلطان
@hosenih
آن شیرکه خورده است نهاده اثرش را
او خرج حرم کرد تمام هنرش را
اخلاص نشان داد ، خدا داد توانش
فردوس ِ برین کرد بنا با دل و جانش
نزدیک به اتمام حرم بود که ناگاه
دیدند همه روی لب شیخ نشست آه
با پوزش از آقای جهان گفت به یاران
باید که کنم چند شبی ترک خراسان
من می روم اما بخرید آبرویم را
اجر همه با مادرمان حضرت زهرا
تا اینکه دوباره برسم خدمت آقا
جز سر در این کعبه بسازید همه جا را
در غیبت او گشت مهیا چه بنایی
چه گنبد و گلدسته ی انگشت نمایی
به به چه ضریح و حرم و صحن و سرایی
از شوقِ طوافش دل کعبه است هوایی
ناگاه چنین توصیه گردید ز خدام
وقتش شده معماری سر در شده اتمام
گفتند که ما اذن به این کار نداریم
تا آمدن شیخ همه لحظه شماریم
هنگام سفر شیخ به ما گفته مکرر
کار خود من هست مهیایی سر در
گفتند که از جای دگر آمده دستور
فرمان امام است و پر از حکمت و منظور
پس ساخته شد سر درِ آن روضه رضوان
کم داشت فقط روح الامین عرش خراسان
پس شیخ بهایی ز سفر آمد و ناگاه
با دیدن سردر ز دل خویش کشید آه
شد غوطه ور حسرت و غم حال و هوایش
تا داشت توان کرد گله از رفقایش
گفتند مکدر نشو این امر امام است
سر پیچی رعیت ز شهنشاه حرام است
یک خادم خوش روزی این روضه ی اعلا
دیدار نصیبش شده در عالم رویا
کرده است چنین امر ، به او قبله عالم
بر شیخ پس از اینکه رساندی تو سلامم
گو مرد خدا ، پیرِ هنر ، دست مریزاد
معمار کرمخانه ما ، خانه ات آباد
در خانه ی امید تو در فکر طلسمی
ما کار نداریم که آمد به چه اسمی
بسپار حرم را به طلسمِ کرم ما
بگذار بیایند همه در حرم ما
@hosenih
ای شیخ بِدان ما پدر هر بد و خوبیم
ما طایفه ذاتا همه ستار العیوبیم
ما چشم به راهیم گنهکار بیاید
با هر چه که آورده ، خریدار بیاید
باید به حرم پاک شود زائر ما تا
گیرد صله ی تذکره ی کرببلا را
⏹
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم الله الرحمن الرحیم
#امام_رضا_ع_مدح_و_ولادت
#محمود_ژولیده
▶️
ای از ازل به اهل زمین، اهل آسمان
تابیده پرتوِ برکاتت به هر زمان
با اذنِ حق، عوالم هستی، تمام قد
شد قبلِ خلقتت، به ولای تو امتحان
لطفِ خدای عَزَّوجَل بود، اینکه شد
توحید بر ولای تو مشروط، آن زمان
@hosenih
آری در عالمِ ملکوت، آن شبِ حضور
وقتی شدی، میان نبی و علی، عیان(۱)
فرمود مصطفی بتو: میبینم از الَست
خیرِ کثیر از تو به اهلِ همه جهان
ذرّیه ی رسول خدا، سبط مرتضا
یعنی رسیده آینه ی فاطمه، رضا
هر کس که شد مقرب تو، عبد داور است
عارف به حقِّ حضرتت، از هر که بهتر است
هم برتر از پیمبر مرسل، مدافعت
هم از فرشتگانِ مقرّب فراتر است(۲)
دارد به حقّ معرفتت کاملاً شناخت
هر کس بدونِ چون و چرا بر تو یاور است
مقتولِ توست، در درجاتِ پیمبران
محبوب قلب پاک تو مجنون حیدر است
یک دعبلِ تو تیغِ زبانش، چو صد سپاه
یک شیخِ طوسیِ تو به صد حوزه رهبر است
بُهلولِ تو، معلمِ یک امتِ شماست
فریاد او به صحنِ گهرشاد، کیمیاست
تو وجهِ ذوالجلالی و ما طائر شما
تو جلوه ی جمالی و ما زائر شما
تردید در اطاعتتان، عینِ کافریست
ای وای بر کسی که شود منکر شما
پاسخ به هر سوال که سائل نکرده است
آماده است در سخنِ حاضر شما
اصلاً کجا فضائل تو وصف میشود
مانده به کار خود قلمِ شاعر شما
چشمِ خدائی و همه جا هست منظرت
تو ناظر جهان و خدا ناظر شما
اَعمال ما بدستِ تو هر روز میرسد
هر روز از تو ناله ی جانسوز میرسد
افسوس، شیعه قلب تو رنجور میکند
ما را گناه، از تو فقط دور میکند
گاهی که دیده، در طلبِ این و آن رود
این دیده را، همان تُهی از نور میکند
هر غفلتِ محبِ تو، تیری به قلب توست
شیطان مرا ز راهِ تو مستور میکند
از بس رئوف هستی و بنده نواز و خوب
حق، فیضِ توبه بر همه مقدور میکند
آقا ترا بجان جوادالائمه ات
رحمی به دوستان جوادالائمه ات
حالا که داده ای به دلم، اعتماد را
خواهم ز تو شفاعتِ روز معاد را
فضلت اگر عطا نکند بر محبِ تو
روز حساب، من چه کنم، عدل و داد را
معروف شد، غریبه و منکر شد آشنا
جز خون که ریشه کَن نکند هر فساد را
تا شیعه، از حریم شما میکند دفاع
یاری کند عنایتِ تو این نهاد را
محبوب تر ز یاریِ مومن، ندیده ایم
احیا کنیم با مددِ تو جهاد را
حیَّ علیَ الجهاد، که مردانِ روزگار
با اقتدا به شاهِ ولایند، رستگار
آقا بحقّ فاطمه دل را جلا بده
ما را برای روز ظهور اعتلا بده
هر درد میکشیم، ز دوریِ دلبر است
ما را برای آمدنِ او صلا بده
حالا که راهِ گنبد خضرا ز تنگناست
ما را پناه سایه ی گنبد طلا بده
@hosenih
فکرِ رفاه نیست محِبت، به تشنگان...
مثل همیشه، جرعه ی جام بلا بده
ویزای اربعین، فقط امضای دست توست
تا زنده ایم، تذکره ی کربلا بده
تنها نه راهِ قدس، رهِ کربلا رود
راه مدینه مکه هم از نینوا رود
(۱) روایتی است از امام رضا(ع)
در کتاب القطره
(۲) همان
⏹
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم الله الرحمن الرحیم
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات #زمزمه
#عبدالحسین_میرزایی
▶️
ما گره گشا داریم ؛ دافع البلا داریم
هر کسی کسی دارد ؛ ما امام رضا داریم
ما امام رضا داریم
سر تا به قدم دردیم ؛ رو به این حرم کردیم
پشت پنجره فولاد ؛ ما دارالشفا داریم
ما امام رضا داریم
@hosenih
با همه تهی دستی ؛ شادیم که از هستی
بر دامن لطف تو ؛ دست التجا داریم
ما امام رضا داریم
تو دست عطا داری ؛ این همه گدا داری
ما دست تهی داریم ؛ ما فقط تو را داریم
ما امام رضا داریم
از درت مران ما را ؛ جان مادرت زهرا
غیر کوی تو مولا ؛ ما مگر کجا داریم
ما امام رضا داریم
روح و جان حج اینجاست ؛ ثامنالحجج اینجاست
با صفا تر از مروه ؛ مروه و صفا داریم
ما امام رضا داریم
حجّ فقرایی تو ؛ یار ضعفایی تو
اغنیا کجا دارند ؛ ثروتی که ما داریم
ما امام رضا داریم
هر چند گرفتاریم ؛ کی گفته که بی یاریم
ما حضرت معصومه ؛ ما امام رضا داریم
ما امام رضا داریم
ما عاصی و شرمنده ؛ تو رئوف و بخشنده
هم خوف از آن داریم ؛ هم به این رجا داریم
ما امام رضا داریم
@hosenih
گر چه غرق عصیانیم ؛ در پناه سلطانیم
چه واهمه ای دیگر ؛ از روز جزا داریم
ما امام رضا داریم
رحمی به دل ما کن ؛ راه بسته را وا کن
از تو خواستیم هر وقت ؛ میل کربلا داریم
ما امام رضا داریم
⏹
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم الله الرحمن الرحیم
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات
#سیدپوریا_هاشمی
▶️
یا ربِ وقت سحر تقرب شب هاست
رو به کریمان زدن عبادت لبهاست
بستر بیمار وعده گاه طبیب است
خیری اگر میدهند برکت تب هاست
نوکر گمنام هم بنام شد اینجا
آنچه مهم نیست پیش یار لقب هاست
سِیر الهیِ اهل عشق همیشه
رحمت ذی القعده هاست لطف رجب هاست
ذکر رضا قند کرده تلخی مارا
شهد نبات است اینکه بین رطب هاست
مادرم آمد مرا به دست رضا داد
آبرویم را خرید خانه اش آباد!
@hosenih
محضر سلطان می آورند اگر دست
میشکنند عاشقان به شوق نظر دست
دست به دامان حلقه های ضریحم
کودکم و میدهم به دست پدر دست
بین قنوتم افاضه کرد مکرر
خیر کثیر است در زمان سحر دست
عقل چکارست تا گدای تو هستم
فیض به من بیشتر رسانده ز سر... دست
تر شده از دیدن حرم چقدر چشم
پر شده از محضر شما چقدر دست
سفره گشا تا رضاست سفره نشینم
ضامن آهو نوشته روی نگینم
@hosenih
پشت سر زائران دعاست،دعایت
دلخوشی دعبل است خاک عبایت
سلسله بر گردن روات کشیدی
جان بفدای کلام مثل طلایت
کعبه تویی مسجدالحرام بهانه
قبله تویی قم شدست قبله نمایت
قصر به هم ریخت در مناظره وقتی..
آبروی جاثلیق ریخت به پایت
کن فیکونِ تو فاش شد سر سفره
شیر میاید برون ز پرده برایت
روی دو چشم ترم قدم بزن ای ماه
تا که مطهر شود شبیه قدمگاه..
@hosenih
آمدم ای شاه با نشان و نشانی
پیش تو باشد دلم به حکم امانی
وقت نماز است صف پر است کمک کن
کاش مرا هم کنار خود بنشانی
هرچه کنی از درت جدا نشوم من
خواه بخوانی مرا و خواه برانی
جاروی خدام را ببخش به زوار
تا که دراین دل کنند خانه تکانی
ابن شبیب آمدست دیدنت آقا
موقع روضه شدست و مرثیه خوانی
ناله ان کنتَ باکیاََ بزن آقا
سینه برآن شاه بی کفن بزن آقا
@hosenih
یابن الشبیب عمه ام دلش پر غم شد
چادر و پوشیه بین قافله کم شد
جد غریبم ز روی اسب زمین خورد
پیرهنش بر فراز نیزه علم شد
دامنشان گر گرفت صورتشان سوخت
آتش خیمه بلای اهل حرم شد
چرخش شلاق ها به بازویشان خورد
قامت معصومه ها شکسته و خم شد
بعد هزاران هزار زخم جگر سوز
نوبت بازار شام و هلهله هم شد
زخم غرورم ز ماجرای حجاب است
گریه ی من بیشتر برای رباب است
⏹
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم الله الرحمن الرحیم
#امام_رضا_ع_مدح_و_ولادت
#علی_ساعدی
▶️
امشب ای دل با تمام غصه ها بیگانه باش
امشب ای جانْ جرعه نوش جام سقاخانه باش
امشب ای عقل از میِ عشق رضا(ع)دیوانه باش
ای فلک گِرد سرِ سلطان دین پروانه باش
امشب ای هستی به شکرانه،خدا را سجده کن
خالقِ سلطان علی موسی الرضا را سجده کن
@hosenih
باز پیغام سروش آمد ، چرا بنشسته ای؟
این ندا ازحق به گوش آمد چرا بنشسته ای؟
بحر رحمت در خروش آمد ،چرا بنشسته ای؟
ابر احسان ،جرمْ پوش آمد چرا بنشسته ای؟
طالعی ظاهر شد و گردید اقبالت بلند
خیز و یکساعت بیا رندانه بارت را ببنید
بر درِ باب الجواد امشب حوائج بیقرار
در طواف طوس، دلهایِ کبوتر بی شمار
عرش و فرش امشب همه خوشحال از دیدار یار
هان که می "گوید که با یک گل نمی گردد بهار؟"
کلِّ هستی را بهار آمد، ببین با چشم دل
جان عالم را قرارآمد ، ببین با چشم دل
@hosenih
کور را عیسی شفا داد و رضا (ع)بینا کند
مرده را هم جان دهد،هم تا ابد احیا کند
قطره ی ناچیز را با یک نظر دریا کند
هرکه خود را در حضور سبز او پیدا کند
پی به اسرار بلند آفرینش برده است
آب از سرچشمه فیض الهی خورده است
⏹
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم الله الرحمن الرحیم
#امام_رضا_ع_مناجات
#مصطفی_هاشمی_نسب
▶️
قطار می رود و می دود به دنبالش
دلی که سخت پریشان شدهست احوالش
@hosenih
چه میشد اینکه برای کبوتری جا داشت
کبوتری که نماندهست چیزی از بالش
نشست گوشهای و سفرهی دلش وا شد
که وا نشد گرهی، باز هم از اقبالش
قرار بود که فردا به "او" سلام کند
نه اینکه باز دوباره به سوی تمثالش!
نگاه کرد به ظرفی که توی کیفش بود
به ظرف خالی سهم نبات یک سالش
"به لب رسید مرا جان و بر نیامد کام"
گرفت فالی و این بود حاصل فالش...
قطار می رود و باد میوزد هر سو
به باد میدهد انگار باز آمالش
نگاه کرد به پشت سرش، تعجب کرد!
چه بیشمار... ، زمین ماندگان امثالش
@hosenih
قطار میرود و ایستگاه می گرید
قطار می رود و می دوند دنبالش...
⏹
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات
«هر بار کارم زار شد
گفتم علی موسی الرضا» *
وقتی گره در کار شد
گفتم علی موسی الرضا
آهویم و در دام تن
وقتی به گرداگرد من
غم حلقهی پرگار شد
گفتم علی موسی الرضا
ای بضعهی مدفون به طوس
ای آسمانت خاک بوس
نامت امان از نار شد
گفتم علی موسی الرضا
باب حرم اذن دخول
أَ اَدخُلُ یَاابن الرسول
تا فرصت دیدار شد
گفتم علی موسی الرضا
بر زائرانت ای صَنَم
گفتی سه جا سر می زنم
من نیز بختم یار شد
گفتم علی موسی الرضا
ای شاهد بزم ازل
ای نامت اَحلی مِن عسل
چه لذتی تکرار شد
گفتم علی موسی الرضا
صد رنگ و بو دادی مرا
تو آبرو دادی مرا
یک بار چون اظهار شد
گفتم علی موسی الرضا
دیوارها شد پنجره
با اشک خود بستم گره
چشمم پُر از گفتار شد
گفتم علی موسی الرضا
ای عرش از تو مُنجلی
ای اسم اعظم یا علی
مکشوف این اسرار شد
گفتم علی موسی الرضا
هر بار با یاد غریب
با روضهی ابن شبیب
این دیده گوهر بار شد
گفتم علی موسی الرضا
✍ #میثم_مؤمنی_نژاد
*محمدجواد غفورزاده
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم الله الرحمن الرحیم
#امام_رضا_ع_مدح
#محمدحسین_ملکیان
▶️
ادخلوها بسلامٍ آمنین...در باز شد
از میان جمعیت راهی به این سر باز شد
@hosenih
در حرم سهل است، حتی در دل میدان مین
هر زمان که یارضا گفتیم، معبر باز شد
اول ِ نامش که آمد بر زبانم سوختم
در دلم بال صد و ده تا کبوتر باز شد
از صدای گریه ی زن ها یکی واضح تر است
خوش به حالش بعد عمری بغض مادر باز شد
دار قالی...پنجره فولاد... مادر سال ها
بس که روی هم گره زد بخت خواهر باز شد
نان حضرت، آب سقاخانه، اشکی پر نمک
سفره یک شعر آیینی دیگر باز شد
@hosenih
مادر از باب الرضا رد شد، به من رو کرد و گفت
بچه که بودی زبانت پشت این در باز شد
⏹
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم الله الرحمن الرحیم
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات
#حسن_لطفی
▶️
در هجومِ فتنهها حبلالمتین ما را بساست
بگذر از بیراهه قرآن مبین ما را بساست
قبل خلقت با خدا گفتیم در روزِ الست
اشهدان امیرالمومنین ما را بساست
آنطرف خیبر حُنین و خندق و بَدر و اُحد
این طرف دستِ خدا در آستین ما را بساست
آن طرف از عَمرُوَدها ، عَمروعاصان صف به صف
این طرف شیرِخدا رویِ زمین ما را بساست
هست قرآن از محمد هست فرقان از علی
آن شریعت این طریقت آن و این ما را بساست
یک علی با صلح آمد یک علی با کربلا
در مذاق عاشقی زیتون و تین ما را بساست
اولین و آخرین جمعند در مشهد بگو
دیدن ایوان طلای هشتمین ما را بساست
از نجف مستیم و از مشهد همه دیوانهایم
آنقدر مهمان شدیم انگار صاحب خانهایم
@hosenih
آنقدر زخمِ دلِ ما پیشتان سر باز کرد
پشت در ماندیم تا آقا خودش در باز کرد
ما گرفتارِ کبوترهایِ این بام و دریم
دیدی آخر صحنِ تو ما را کبوتر باز کرد
باز نوشیدیم آبِ سردِ سقاخانه را
باز هم دیدم کبوتر بچهای پَر باز کرد
در دلم اُفتاد هم قُم میروم هم مشهدت
مادرم تا سُفرهی موسی بن جعفر باز کرد
بسکه نوشیدیم حسرت رو به درهای بهشت
فاطمه این باغ را یکبارِ دیگر باز کرد
زائرانت آمدند و قبل رفتن بینِ صحن...
باز هم جبریلِ جایِ فرشْ شهپر باز کرد
خواستم مدحِ تو گویم فالی از حافظ زنم
حافظ از شیراز آمد باز دفتر باز کرد
《ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی
لطف کردی سایهای بر آفتاب انداختی》
@hosenih
آنقدر ماهی که حتی نور عاشق میشود
آنقدر نوری که حتی کور عاشق میشود
حق بده هر روز خورشید آفتابی میشود
هرکه می بیند تو را از دور عاشق میشود
سنگ بودم در حرم دیدم که فیروزه شدم
تازه فهمیدم دلم بدجور عاشق میشود
دید عیسی با تو بینا هست نابیناییاش
دید موسی با تو کوهِ طور عاشق میشود
عِزِّ سلطانی کجا و مردِ سلمانی کجا
از بزرگیِ سلیمان مور عاشق میشود
عِلمِ ربّانی تویی باید تو را یک عمر جست
زائر از گهوارهاش تا گور عاشق میشود
در حرم دیدم کبوترها حسودی میکنند
به کلاغی که دلش از دور عاشق میشود
ما زمینیم آسمان بال کبوتر را نبند
هرچه خواهی کن ولی بر روی ما در را نبند
@hosenih
ای به قربان شما و ای به قربان حرم
بازهم شکرِ خدا ، هستیم مهمان حرم
یک حرم با چارده گنبد زمین دارد ولی
میرویم امشب همه سمتِ خراسان حرم
حاج قاسم گفت وقتی میروی این را بگو
نام ما را ثبت کن بینِ شهیدان حرم
باز می آییم و میبینیم معلولی ضعیف
راه میافتد خودش در زیر ایوان حرم
باز میبینیم اشک مادری میگیرد و...
بچهاش را میگذارد رویِ دامان حرم
مشهدت شد باز اما کربلا را بستهاند
کاش آنجا خیس گردم زیرِ باران حرم
حق بده دلشوره دارم بغض دارم گشتهام
هم پریشانِ محرم هم پریشانِ حرم
از نجف تا کربلا آیا زمینی میشویم؟
لطف فرما و بگو که اربعینی میشویم
⏹
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e