📌راز زندگی زناشویی زوجهای شاد و موفق چیست؟
▪️با هم حرف بزنید
▪️آرزوها و رویاهایتان را با هم سهیم شوید
▫️برنامهریزی اقتصادی داشته باشید
▫️با هم بیرونرفتن را متوقف نکنید
▪️همسرتان را گاهی شگفتزده کنید
▪️تعریف و تشویق کنید
▫️همهٔ مسائل را حل کنید
▫️حالت دفاعی نداشته باشید
▪️با هم گفتوگو کنید نه مشاجره
▪️آغوشهای بیاهمیت را فراموش نکنید
▫️تفاوتهایتان را بپذیرید
▫️زمانی که اشتباه میکنید، به آن اعتراف کنید
▪️خاطرات خوشتان را به یاد بیاورید
▪️در جمع به همسرتان احترام بگذارید
▫️گوش شنوا داشته باشید
▪️فعالیت مشترک داشته باشید
▪️واژههای نیکو به کار ببرید
▫️همدیگر را ترغیب و تشویق کنید
▫️زمانی را بدون فرزندانتان باشید
▪️روزتان را با بوسه شروع کنید
▪️شما یکی هستید
▫️اطمینان دهید که همه چیز خوب است
▫️حداقل یکبار در روز به او بگویید:همسرم دوستت دارم❤️
4_5787570625811841340.zip
10.08M
✅فایل فشرده نمایشگاهی زیبایی های ظهور حضرت مهدی (عج)💐
#یامهدی(عج)💐
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
🔆 #پندانه
🔻داستان ضربالمثل "خرش از پل گذشت" چه بود؟
🔹در زمان ناصرالدین شاه قاجار، پیرمردی اهل حنیفقان کنار رودخانه موردکی آسیاب آبی داشت که با آسیاب کردن گندم روزگار خوبی را میگذراند.
🔸پیرمرد یک گاو، هشت گوسفند و ۴۰ درخت خرما و تعدادی مرغ داشت که در آن زمان وضع مالی خوبی بود.
🔹روزی، دزدی سوار خر خود بود که چند شتر و چند کیسه طلا را دزدیده بود و برای فرار از دست سربازان شاه به کلبه پیرمرد رسید.
🔸 دزد به پیرمرد گفت: میخواهم از رودخانه گذر کنم و اگر تو برای من یک پل درست کنی یک کیسه طلا به تو میدهم.
🔹 پیرمرد که چشمش به کیسه طلا افتاد به رویاهایش فکر کرد که با فروختن طلاها، خانه بزرگی در شهر میخرد و ثروتمند زندگی میکند، برای همین قبول کرد.
🔸از فردای آن روز، پیرمرد شروع به ساختن پل کرد و درختان خرمای خود را برید تا برای ساختن ستونهای پل از آنها استفاده کند.
🔹روزها تا دیر وقت سخت کار میکرد و پیش خود میگفت دیگر به کلبه، آسیاب و حیوانات خود نیاز ندارم.
🔸پس، هر روز حیوانات خود را میکشت و غذاهای خوب برای خود و دزد درست میکرد.
🔹حتی در ساختن پل از چوبهای کلبه و آسیاب خود استفاده میکرد، طوری که بعد از گذشت یک هفته ساختن پل، دیگر نه کلبهای برای خود جا گذاشت نه آسیابی.
به دزد گفت: پل تمام شد و تو میتوانی از روی پل رد شوی.
🔸دزد به پیرمرد گفت: من اول شترهای خود را از روی پل رد میکنم که از محکم بودن پل مطمئن بشوم و ببینم که به من و خرم که کیسههای طلا بار دارد، آسیب نزند.
🔹پیرمرد که از محکم بودن پل مطمئن بود به دزد گفت: تو بعد از گذشتن شترها خودت نیز از روی پل رد شو که خوب خاطر جمع بشوی و بعد کیسه طلا را به من بده.
🔸دزد بلافاصله همین کار را کرد و به پیرمرد گفت: وقتی با خرم از روی پل رد شدیم تو بیا آن طرف پل و کیسه طلا را از من بگیر.
🔹پیرمرد قبول کرد و همانطور که دزد نقشه در سر کشیده بود اتفاق افتاد.
🔸وقتی در آخر دزد با خر خود به آن طرف پل رسید پل را به آتش کشید و پیرمرد این سوی پل تنهای تنها ماند.
🔹وقتی سربازان پیرمرد را به جرم همکاری با دزد نزد شاه بردند، ناصرالدین شاه از پیرمرد پرسید جریان را تعریف کن.
🔸پیرمرد نگاهی به او کرد و گفت: همه چی خوب پیش میرفت فقط نمیدانم چرا وقتی خرش از پل گذشت، شدم تنهای تنهای تنها ...
🔹ضربالمثل خرش از پل گذشت از همین جا، شروع شد.
🔹نتیجه:
توی زندگیت حواست باشه خر چه کسی رو از پل رد میکنی اگر کمی به این داستان فکر کنیم میبینیم که خیلی آموزنده است و ما خر خیلیها رو از پل گذراندیم که بعدش بهمون خیانت کردن.
🍃🍂🍃🍂🌹🍂🍃🍂🍃
5.59M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینا بزرگ بشن چی میشن 😂😂
1584370928_.mp3
4.22M
🔊 #صوتی ؛ #پادکست
📝 یاری امامزمان
👤 استاد #عالی
🔖 #روزشمار_نیمه_شعبان ؛ ۷ روز تا سالروز میلاد منجی عالَم
📌 #امام_زمان عج
🍃🍂🍃🍂🌹🍂🍃🍂🍃
🔴 #هر_دو_بخوانیم
💠 زمان برای مردها به سرعت میرود ولی برای زنها خیلی کند جلو میرود. دقیقاً مثل این است که مردی برای یک کاری میرود بیرون پنج شش ساعت بعد برمیگردد،برای خانمش این چند ساعت خیلی طول کشیده ولی برای مرد انگار فقط چند دقیقه طول کشیده است!!!
💠 کلمهی (تازه) برای آقایان از چند دقیقه تا چند سال قبل، مورد استفاده قرار میگیرد:
🔸مثال:
مگه تازه فرش نخریدیم؟ (۵سال قبل)
مگه تازه مامانت اینجا نبود؟ (۳ماه قبل)
مگه تازگیا باهم نرفتیم بیرون؟ (۶هفته قبل)
💠 توصیف کلمهی(زیاد) برای آقایان از یک چیزِ زیاد تا چیزهای خیلی کم متغیر است.
🔸مثال:
چرا گله میکنی من که وقتی بیرون یا سرکارم خیلی بهت زنگ میزنم (حداکثر ۱ بار در روز)
💠 این تفاوت بین زن و مرد ممکن است باعث سوءتفاهم و ناراحتی بین زن و شوهر شود.
پس تفاوتهای یکدیگر را بشناسیم!
جرعه از مناجات شعبانیه 6.mp3
3.66M
🔊 بشنوید |مناجات مانند تیری در کمان است
🔸جرعهای از مناجات شعبانیه🔸
فرض کن بین دنیا و آخرت یک رودخانه فاصله است و انسان هر چه میخواهد در آخرت بسازد و در آن زندگی کند، باید با تیر و کمان به آن طرف رودخانه پرتاب کند؛ منجنیق یا کمان و زه یا زور بازو، همه اینها میشود تقوا. وقتی تقوا بالا است، یعنی قدرت و خرج پرتاب زیاد است و از رودخانه رد میشود و به آن طرف ساحل میافتد.
وقتی انسان میرود آن دنیا، تمام چیزهای پرتاب شده را جمع میکند؛ با آن همه چیز میتواند بخرد، خانه بخرد، آب بخرد، چشمه بخرد. هر چه در بهشت میدهند از اینها میتواند بخرد. اما اگر محبت دنیا در کار انسان باشد، این تیری که میخواهد از روی رودخانه عبور کند، به خاطر این محبت دنیا در جاذبه خودش محبوس میشود و بر میگردد.
وقتی میرود آن دنیا، میگوید کو؟ میگویند نیامده، نیامده، نیامده.
مناجات هم همین است. نفسِ مناجات تیر است؛ مُناجی تیرانداز است؛ تقوا قوس و وتر است.
#شعبان
#شعبانیه
#مناجات_شعبانیه