eitaa logo
نماهنگ و سخنرانیهای مذهبی چهارده معصوم علیه السلام و حضرت زینب سلام الله و ابالفضل العباس علیه السلام
2.4هزار دنبال‌کننده
7هزار عکس
17.4هزار ویدیو
136 فایل
『بسم‌اللھ‌ِ الذی‌خَلقَ‌الحُسَیۡن؏』 💚ڪانال‌ وقف چهارده معصوم علیه السلام نماهنگ و سخنرانی های مذهبی برای دوستداران عصمت وطهارت علیه السلام💚 نشر مطالب با ذکر صلوات برای امام زمان عجل الله🌷 @yafatemehzahrea
مشاهده در ایتا
دانلود
مداحی آنلاین - نمیدونم چرا منو زیارتت نمیبرن - اسلام میرزایی.MP3
حجم: 8.3M
مداحۍ تایم... بعد یہ عمر دربہ درے نمیدونم چرا منو زیارتت نمیبرۍ 🎙 روز زیارتی امام حسین(ع) صلے‌الله‌علیڪ‌یا‌اباعبدللھ الـٰلّهُمَ؏َجــِّلِ‌لوَلــیِّڪَ‌اَلفــَرَج بحق‌ حضࢪٺ‌زینب‌ڪبرۍسلام‌الله‌علیها‌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
『بسم‌اللھ‌ِ الذی‌خَلقَ‌الحُسَیۡن؏』🌿🖤 بِسْمِ رَبِّ نـٰآمَتـ ڪِھ اِعجٰاز مےڪُنَد ؛ یـٰابقیَة‌اللّٰه..؛🖤🌿ˇˇ! ــــــ ــ اَللّهُمَّ‌صَلِّ‌عَلۍمُحَمَّدِوَآل‌ِمُحَمَّد وَ‌عَجِّل‌فَرَجَهُم🌿🖤ッ صلے‌الله‌علیڪ‌یا‌اباعبدللھ الـٰلّهُمَ؏َجــِّلِ‌لوَلــیِّڪَ‌اَلفــَرَج بحق‌ حضࢪٺ‌زینب‌ڪبرۍسلام‌الله‌علیها‌
تا کی دل من‌ ... چشم به در داشته باشد ای کاش کسی ... از تــو خبر داشته باشد آن باد که ... آغشته به بوی نفس تـ❤️ـوست از کوچه ما ... کاش گذر داشته باشد جانم بفدایت_مولای عزیزتر از جانم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شبی مهتابی، جمع شده بودند زیر آسمان، دور امامشان؛ یکی گفت: " آقا، چقدر نور این ستاره‌ها زیباست! " این را که گفت، جوابی شنید که غافلگیرش کرد. امام صادق علیه السلام فرمود: "خبر نداری! وقتی فرشته‌ها به زمین نگاه می‌کنند، وقتی شما و برادرانتان را می‌بینند، می‌گویند: چقدر نور این مومنان زیباست! می‌دانی نور شما برای اهل آسمان زیباتر از نور این ستاره‌هاست؟! " 📚 برگرفته از عیون اخبار الرضا علیه السلام باب ۳۰ حدیث ۲ مهدی جان! کاش بیاید روزی که دور تو حلقه می‌زنیم و تو امام مردم دنیا هستی .. أَ تَرَانَا نَحُفُّ بِكَ وَ أَنْتَ تَؤُمُّ الْمَلَأَ... فرازی از دعای ندبه
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️این شب و روزها قدم‌به‌قدم، کاروان غمدیده کربلا را با اشک‌هایت بدرقه می‌کند. صحرا به صحرا، همراه آنها می‌رود و درد می‌کشد. کوچه به کوچه... همراه عمه جانش، سنگینی نگاه‌ها و طعنه‌ها را بر شانه‌هایش احساس می‌کند... این همه داغ کمرشکن، آن هم برای دل مهربان و پر عاطفه اش... مولاجان! از کجای داغ اسارت بگویم که واژه‌ها تاب بیاورند؟! از چه بنویسم که چشمانت، خون گریه نکند؟! از چه بگویم که ناله‌ات به آسمان نرود؟! خودت بگو جز اینکه آمدنت را آرزو کنم مرهمی هست؟! . .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا