eitaa logo
-هُوَالهُو-
1.6هزار دنبال‌کننده
842 عکس
252 ویدیو
4 فایل
🌱﷽ مشغول به اندکی زندگی ، در جُست‌وجوی راه وِصال.. < جایی به قلمِ قلبم > --- ناشناس : https://harfeto.timefriend.net/17363731834330
مشاهده در ایتا
دانلود
-هُوَالهُو-
🖤°.🌿
🖇 اعوذباالله از تعلقات دنیوی و شیرینی گناه ڪہ مارا دیر به حُسین رساند ..! بِیتــُـــ الزَّهــــرا°.🌿
🤲🏻قرار هر شب 🤲🏻 همه با هم دعای فرج را به نیت تعجیل در فرج زمزمه می کنیم: إِلَهِي عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَيْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عَاجِلاً قَرِيباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَانِ يَا مَوْلانَا يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ ✨کوتاه ترین دعا برای بلندترین آرزو✨ •{اللهم عجل لولیک الفرج}•
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
بسم الله رمان عبور از معشوق قسمت سی و یکم بی تفاوت از این همه درد تو سالهای اخیـــر. این همه بی حرمتی باور نکردنی هست سالی که آرامش ندارم من کی آرامش داشتم که الان بخوام آشوب باشم من چادرم رو دوست دارم پـای ثابت وایمیسم که از دستش ندم بدی های سمانه رو بخشیدم.. الان که من متأهل شدم سه سال پیش وقتی آواره شدم تصمیم گرفتم به خواسته های عبدالله بله بگم. و باهاش ازدواج کنم الانم که هیچکس خبر نداره. اگر محمد یا امیر صدرا بفهمن حتما باعث جدایی میشن من دیگه خسته شدم از بس دلم شکست ، من دخترم ولی تا الان تا حد یه مرد جنگیدم تاحالا چادرم خاکی غیرت بقیه نشده نمی دونم باید چکار کنم اگر بعد از سه سال سمانه بفهمه ! من چکار کنم. . دستهام یخ کرده . مرور خاطراتم سر کرده غرورم اندازه خودم نبود روزهای بود که میگفتم بانوی خودم میشم هیچکی باور نمیکرد الان باور کنن که من بانوی خودمم هم نه که مرد خودمم آخه کدوم دختر قبول میکنه که فقط بره محضر عقد کنه و برگرده خونه. کدوم دختر ? کل زندگیم گذشت به فکر اینکه سمانه پـیدام نکنه مطمئنم که محمد اینجا رو میدونه چون چند بار وایساده بود دم در این روزها دلم بدجور هوای حرم شاه عبدالعظیم و کرده ای کاش همون موقعه من بهتر زیارت میکردم و گریه و میزاشتم واسه بعد. .. رمان عبور از معشوق نوشته بانو ساغر بِیتــُـــ الزَّهــــرا°.🌿 کپی_حرام🚫!-
❲ سلام بر گُـلِ رخسار مھدۍ؏'🌿‌! ❳
‌•°🌙✨✿’’ زمین‌هࢪگز‌ از‌امـٰام‌ خالے‌ݩمی‌شـٰود(:💛🌱 بِیتــُـــ الزَّهــــرا°.🌿
[از این فࢪماندھ سادگے ࢪا آموختیم . .(:🌱]