eitaa logo
نویسندگان حوزوی
3.3هزار دنبال‌کننده
6.5هزار عکس
533 ویدیو
186 فایل
✍️یک نویسنده، بی‌تردید نخبه است 🌤نوشتن، هوای تازه است و نویسندگی، نان شب. 🍃#مجله_ی_نویسندگان_حوزوی معبری برای نشر دیدگاه نخبگان و اندیشوران #حوزویانِ_کنشگرِ_رسانه_ای 👇 ارتباط @Jahaderevayat
مشاهده در ایتا
دانلود
💠 می‌ارزد!مجید ابطحی دکتر یامین پور در کانال‌شان نوشته‌اند "خدا مرده است و ما تکنولوژی و... را جایگزین کرده‌ایم"، غرض ایشان تنبّهی به ما بود تا حواس‌مان به آسیب‌های دنیای مدرن باشد! درست هم می‌گفتند، اما بهتر بود بگویند: " مرده است!" نه خدا! خدا زنده‌ است، همچون همیشه‌ی خلقت، هر لحظه به ماسواءالله حیات می‌دهد، آن_به_آن ، آنچه امکانِ مردن دارد است، نه ! و خدا را باکی نیست اگر در تمام ما بمیرد؛ "گَردی بر دامن کبریایی او نمی‌نشیند"، او با خلق صلوات الله علیهم، به هدفش از خلقت رسیده، و ما آن‌هاییم! 🔹نه فقط خدا، ملائکه نیز می‌دانستند بشر به این حد از طغیان می‌رسد، سوال‌شان این بود که این موجود دوپا به چه درد میخورد؟ 《أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ》 ؟ و پاسخ یک کلمه بود: "!" می‌ارزد از این همه انسان، فاطمه و اولاد او در جهان باشند، و کسانی را خلق کنم که پس از قرن‌ها راه آنها را زنده کند، چون و و ؛ می‌ارزد! 🔹هان ای انسان! حالا دل‌خوش باش به علوم کودکانه‌ات و تکنولوژی حاصل از آن! و را از یاد ببر! @HOWZAVIAN
🔍 تحولات اسلامی_ایرانی در فضای غیر اسلامی_ایرانی ✍🏻 احسان قربانی اخیراً فیلمی منتشر شده است که عده ای از جوانان امریکایی دور هم نشسته اند و برای اعتراضات و تظاهرات ضد صهیونیستی باهم مذاکره و بحث میکردند. و چیزی که جالب بود تمرین شعار فارسی ( مرگ بر اسراییل ) بود. در فضایی که به صورت فعال و تأثیر گذار فعالیتی برای نشر فرهنگ اسلامی_ایرانی در آن فضای فساد زده غربی انجام نشده است، تاثیر و نفوذ دو کلمه فارسی در میان جوانان آمریکایی به شدت عجیب و شگفت انگیز است. و اخیراً فیلمی از مردم ژاپن نشر شده است که مردم در تظاهرات شعار فارسی ( مرگ بر اسراییل ) را با قدرت سر میدادند و آن را هوار میکشیدند. انگاری آزادیخواهان و حق طلبان جهان در یک کلام واحد و یک صدا شده باشند ، آن هم ( مرگ بر اسراییل ) است. همه میفهمند که این ایران است که هیمنه پوشالی نظام های مستکبر و طاغوتی دنیا را کنار زده است و در راس مبارزه با آنها قرار دارد. روزی میرسد که همین مردم زیر یک پرچم در رکاب امام زمان شمشیر میزنند و برای آزادی جهان و رسیدن به صلح و حکومت جهانی الهی شمشیر خواهند زد و آن روز دیر نیست. @HOWZAVIAN
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔍 راز خانه‌دار شدن شیخ محله‌ی ما ✍ مرتضی بذرافشان شیخ نه خوش خیال، راست پندار محله‌ی ما، با حمد و سپاس الهی، ضمن اشاره مجدد به ملاقات با رهبری و جریان دعای اجابت شده معظم له برای ایشان نقل می‌کند: بعد از چهار ماه جستجوی کوچه به کوچه، در نهایت عصر نیمه شعبان، خانه‌ی مورد نظرم را با قیمت ۷۸۰ هزار تومن یافتم اما جز امید آهی نداشتم سودا کنم. من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب. شیخ ادامه می‌دهد: از صاحبخانه‌ی خیلی خیلی مهربان و خوش معامله که معلمی بود، مهلت خواستم. فردای آن روز برای وام ۱۰۰ هزار تومنی ویژه جانبازان، اقدام و آن را دو روزه دریافت و پرداخت کردم. شیخ بسیار امیدوار و سخت‌کوش ما می‌گوید: روز بعد، به قصد دیدار والدین به زادگاهم سفر کرده؛ در منزل شب هنگام، از خرید خانه حرف به میان آمد اما اندک نشانه‌ای از کمک احتمالی پدر مشاهده نکردم. شیخ می‌گوید: صبح که برای خدا حافظی و بازگشت به قم آماده می‌شدم، پدر ناگهان موافقت خود را با پرداخت مابقی مبلغ خانه اعلام نمود. با تعجب وقتی به او گفتم؛ این کل سرمایه‌ و برای هزینه سالانه‌ات لازم است، پیرمرد بی‌سواد اما پاک طینت که حتی نام علما را به سختی بیان می‌کرد، با کمی مکث و نگاهی پدرانه گفت: دیشب امام "خمینی"، آیت الله "مرعشی"و آیت الله "گلپایگانی" به خوابم آمدند. از آن جمع آیت الله "گلپایگانی" رو کرد به من و گفت: آخرین فرزندت برای دین رفته به حوزه، نترس! روزیت را خدا از آسمان می‌رساند. حالا شیخ محله‌ی ما، برای سلامتی رهبری و همه پدر و مادران دلسوز دعا کرده؛ در حالی که قطرات اشگ بر گونه‌اش جاری‌ست، می‌گوید هر نماز شب برای رفتگان طلب مغفرت و دعای خیر می‌کند. شیخ خاطره‌اش را با این جمله به پایان می‌رساند "هر چه دارم از دعای خیر پدر و مادر است" اجزهما بالاحسان احسانا و بالسیئات غفرانا. @HOWZAVIAN
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📚 از هر نویسنده‌ای به کتاب بیشتر اهمیت میدهد این یکی از معیارهای افراد خردمند است... @HOWZAVIAN @SHAHAB_GRAPHY
🌍 جهان پر از معجزه استعلی خسروی من معجزه‌ام؛ تو معجزه‌ای؛ او معجزه است، و همه در نوع خود شگفت‌انگیز. خداوند جز شگفتی نيافريده است. جهان، انبانی از معجزه‌هاست. شکافت و شکُفت اندام گلی لاغر و نازک از ميان سنگ و گِل و خاک، چون شکافت نیل توسط موسی برای عبور بنی‌اسرائیل، اگر معجزه نیست پس چیست؟ این معجزه است که لقمه در دهان، اندكی بعد، خون است و هوش است و احساس و حافظه. معجزه است خواب كودک در بستر آهنگ لالايی مادر. معجزه است طعم گلابی، رنگ نسترن، وقت‌شناسی خورشيد و دايگی ماه. سختی زمين و نرمی هوا که مدهوش‌ می‌کند و شربت تعجب می‌نوشاند، اگر معجزه نیست پس چیست؟ راستی چرا «كسی از ديدن يک باغچه مجذوب نشد؟» چرا «هيچ كس زاغچه‌ای را سر يک مزرعه جدی نگرفت؟» فلسفه می‌بافيم، عرفان می‌لافيم، سياست می‌بازيم؛ اما عرق پيشانی نانوای پير محل، به وجدمان نمی‌آورد. كدام دروغ است؟ اين يا آن؟ شاعران، يک عمر سخن از يک تار زلف يار گفتند و سينماگران دوربين‌های كوچک و بزرگ خود را به‌دست گرفتند و به هرجا سرک کشيدند؛ اما هنوز يک فِرم از زندگی كرم باغچه خود را به مرحله تدوين نرسانده‌اند. چه می‌كنيم در اين دريای ناپيداكرانه؟ دریایی که هر دری از آن بگشایی رهی به حيرت دارد. تا آنگاه که شکوه آسمان را نمی‌بینی، تا آنگاه که درخت را در آغوش نمی‌گیری، تا آنگاه که روی به دریا نمی‌نشینی، تا آنگاه که زمین را نمی‌فهمی تنهایی‌‌ات ای انسان بیش از پیش است. دروغ‌اند همه، جز لحظه‌هایی كه چشم به هيبت هستی دوخته‌ای تا شايد صدایی از آن بشنوی. شايد نسیمی نرم و نازک، حالت را بپرسد و گوشه‌ای از دلتنگی‌های خود را در گوش تو عشوه كند. آری، جهان پر از صداست؛ پر از تصويرها و جلوه‌های ويژه و پر از معجزه: پرده وســـواس بيرون كن ز گوش تا به گوشَت آيد از گردون خروش @HOWZAVIAN
✔️ از آخر نوشتن ✍ یادداشت دکتر علیرضا سمیعی بر کتاب تازه‌ی عاطفه جوشقانیان، شاعر حوزوی حتما شنیده‌اید که می‌گویند بیت اول شعر را خدایان می‌دهند و خوانده‌اید که غزل‌نویسان شعرهای خود را از چپ به راست می‌سازند. یعنی قافیه را در نظر می‌آورند و بعد کل بیت را بر اساس همان تولید می‌کنند. این حرف‌ها خالی از اغراق نیست اما همین‌قدر هست که آدم نمی‌داند بیت اول از کجا می‌افتد توی کله شاعر و به هر حال قافیه محتمل تا حد زیادی بر کلمات، تصویرها و حتی لحنی که بیت خواهد داشت تاثیر می‌گذارد. چیزهای دیگری هم هست. مثلا موضوع شعر و ایده‌ای که شاعر در مورد موضوع دارد بر خیال او سایه می‌اندازد. منتهی شعر خانم جوشقانیان چیزی دارد که کل شعر، روال تصویرها و حال و هوا و حتی نحوه پرداختن به موضوع را سر و شکل می‌دهد. آن چیز بیت آخر است. او دنیای خودش را دارد. به همین خاطر نمی‌توان به سادگی شعرش را مثلا توحیدی خواند، هر چند شاعر در صبح تازه دم مناجات می‌کند: طلوع کردی و از نورت آفریده شدم... و با همین رویه نمی‌توان شعر او را آیینی دانست به این خاطر که در منقبت مولا می‌نویسد: در خطبه‌ها از بس معطر بود کامت/ پروانه‌ها پر می‌کشیدند از کلامت... و سایر ائمه نیز در همین دفتر تعظیم می‌شوند. منتهی طرح شاعر طوری‌ست که آدم گمان می‌کند اگر یاد حضرت عباس و حضرت زهرا(س) نیز در میان نبود باز با شاعری طرف است که طرحی از توحید دارد و مسئله امامت و معاد نیز با خیالش ممزوج شده است. زیرا همیشه سرانجامی در کار است که در آن امید، انتظار و سرنوشت سهم به سزایی دارد. شعر «خواب گلدان» بیشترین تصویرهای تلخ این کتاب را در خود می‌بیند و حتی می‌توان گفت جز بیت آخر در همه جا تنش و سایه تیرگی را حس می‌کنیم: روی لب‌های گنجشک، هذیان/ باغچه دیده خواب زمستان... یا: خواب دیدم ترک خورد از بس/ درد دل کاشتم توی گلدان... . با این حال در مقطع می‌خوانیم: زندگی مرده قبل از تولد/ دل نکندی هنوز آی انسان؟ خواب در این شعر اشاره‌ای است به حدیث « اَلنَّاسُ نِیامٌ فَاِذَا ماتُوا انْتَبَهُوا» مردم خوابند و وقتی بمیرند بیدار می¬شوند. گلدان، نماد تنگنای زمین است و البته بهتر است انسان از خواب «زمستانی» بیدار شود و بر خاک آزاد ببالد. چنانچه می‌بینید همین دو بیت و دو نشانه(در شعر نشانه‌های بیشتری هست) تصویرهای مخوف را به سوی سرانجامی می‌برد که همان آزادی است. حتی در شعری در رثای امام رضا می‌خوانیم: می‌خواست تا نور ایزد بعد از تو خاموش باشد/ او کیست پس می‌درخشد چون ماه بالای بالین. چنانچه می‌دانید این بیت به حضور امام جواد (ع) بر بالین مولا اشاره دارد، درست زمانی که دشمنان گمان می‌کردند با شهادت ایشان کار امامت را تمام کرده‌اند. این همان نگرشی‌ست که در تفکر شیعه به آن انتظار می‌گویند. در شعر دارالسلام که در منقبت مولاست هر چند برش‌هایی در بلا و مظلومیت داریم، کار با این بیت پایان می‌یابد: از حُسن آغاز تو می‌شد خوب فهمید/ مهدی یقینا می‌شود حسن ختامت. داشتن طرحی از سرنوشت به خودی خود نحوی نوشتن معاداندیش است. این طرح می‌تواند رنگ و بوی سیاسی بگیرد. مثلا در شعری که زبان حال خانم زینب در گفت و شنود با برادر شهیدش هست می‌خوانیم: سر می‌دهیم و روسری از سر نمی‌دهیم/ باید به دخترم برسد ارث مادرم. در این شعر حادثه عاشورا و مقاومت حضرت زینب برش می‌خورد به ماجرای حجاب که در این ایام تبدیل به مسئله‌ای سیاسی شده است. گویا قیام‌لله که از دیر باز در جریان بوده هنوز هست و در زندگی روزمره ما جریان دارد. زندگی، همین زندگی پیش رو، پشتش به سنتی گرم است و در ادامه نیز به سوی نحوی از گشایش کشیده می‌شود. طرح خانم جوشقانیان از تاریخ و سرنوشت، تبدیل به بیانی فلسفی نشده است. حتی می‌توان گفت تکیه شاعر بیش از در کار آوردن صناعت یا تصویرسازی، بر عاطفه است: بیا و دست نوازش بکش به روی سرم/ ببین که بعد تو تنهاترم، شکسته‌ترم... . اما به آنچه می‌گذرد به روش خودش یعنی با طرحی از سرنوشت، واکنش نشان می‌دهد: چه بازگشت پیکر شهید حججی باشد یا تشییع سردار قاسم سلیمانی و چه غم از دست دادن دوستان و آشنایان. در هر صورت آینده‌ای هست که بیت‌های پایانی را می‌سازد و آن را تبدیل به سرانجام زندگی یا سرانجام شعر می‌کند. یعنی عواطف، خیالات و عواطف شاعر را به سوی خود می‌کشد. در شعرهای «صبح تازه‌دم» معاد یا اگر این طور دلتان می‌خواهد بگویید سرنوشت، نه فقط مقطع شعر بلکه سرانجام شعرها را رقم می‌زند. 🔍 صفحه‌ی شاعران حوزوی پیشنهاد ما به اهالی شعر و ادب @HOWZAVIAN
جای مخصوص فرزندان خود را نقاشی کنید. .mp3
29.35M
🏷 گفت‌و‌گو در مسیر تربیت 🔖 عنوان: جای مخصوص فرزندانتان را نقاشی کنید. 🔰موضوع: نقش پدر و مادر در تربیت فرزندان، با نگاه به «مأموریت» آینده آنها 🎙 صوت ۳۰ دقیقه ای. محسن بختیاری ⭕️ چقدر والدین می توانند در هدف گذاری مأموریت ویژه هر نوجوان، نقش ایفا کنند؟ ⭕️ نقش برنامه ریزی همه جانبه، در رسیدن به جایگاه مأموریت والدین و فرزندان ⭕️ نسبت تلاش والدین برای تربیت، و توکل و توسل واقعی ایشان به خدا و اهل بیت علیهم‌السلام در مسیر تربیت، چیست؟ 🌸 این مراسم در آستانه میلاد امام رضا علیه السلام در جمع خانوادگی طلاب مدرسه علمیه ثامن الائمه علیه السلام برگزار شد. کارگاه تربیت فرزند @HOWZAVIAN
🎁 مسابقه ۲ 🎁 🍃 کانال خواهران حوزوی برگزار می‌کند؛ ❤️مسابقه ، ویژه ولادت امام رئوف حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام 💖 السلام ای پادشاه و صاحب ایران من بلکه سلطان و امیر هر مکانی، یا رضا 🔸به مناسبت میلاد باسعادت امام رضا علیه‌السلام، به بهترین کپشن یا یاداشت، در سه محور ذیل؛ 1️⃣نقش مبارزاتی و سیاسی امام رضادر مقابل حکومت طاغوت 2️⃣تاثیر امام جامعه بر معنویت جامعه 3️⃣تاثیرمناظرات علمی امام رضا علیه السلام در ترویج کرسی های علمی و آزاد اندیشی هدیه ای از طرف کانال تعلق می‌گیرد. ♦️نوشته‌های خود را به آی زیر ارسال فرمائید.👇👇 @Roya_afsari ⏰مهلت پاسخ‌گویی تا ساعت ۱۲ روز دوشنبه ۱۴۰۳/۰۲/۳۱ سپاس‌ازهمراهی‌شماخوبان♥️ 🗒@HamQalam
جمعه‌های طوفانی، شنبه‌های آرام ✍️عباس بابائی از خاطرات حذف‌ناشدنی انقلاب، نمازجمعه‌های جریان‌ساز «امام‌خامنه‌ای» در طول بیش از چهاردهه است. نمازجمعه‌هایی که جمعه‌های تعطیل را به پرشورترین روزِ هفته تبدیل می‌کرد؛ چراکه امام آن جمعه‌ها معتقدبود، «نماز جمعه قلب فرهنگی هر شهر است.» امام‌جمعه‌ای که چون باورداشت: «فرمانده‌ی قرارگاهِ امامتِ‌جمعه، شخص امام‌جمعه است»، خطبه‌هایش، شنبه‌های حوزه و دانشگاه و رسانه و مجامع عمومی را کاملاً تحت‌الشعاع قرار می‌داد؛ نَقل خطبه‌هایش نُقل محافل مردمی می‌شد و موضوعات بدیع کلامش، موضوع درس‌ها و کتاب‌ها و سخنرانی‌های استادان و نویسندگان و خطیبان. از آنجا که نگاهش این بود که «نمازجمعه یک قرارگاه است؛ قرارگاه ایمان، قرارگاه تقوا، قرارگاه بصیرت، قرارگاه اخلاق»، حلاوت فوق‌العاده‌ی خطبه‌هایش کماکان در جان و دل فرهیختگان و مردم نجیب ایران باقیمانده‌است. امروز با برگزاری حدود هزار نمازجمعه‌ی بعضاً طوفانی در کشور آن هم با خط‌سیری واحد، اما شنبه‌های ایران، آرام و کم‌صداست! این «سکوتِ‌شنبه‌ها» در حالی‌است که تعداد قابل توجهی از ائمه‌ی‌جمعه‌ی کشور از علما و فضلا و خطبای مخلص و به‌نام و توانمند هستند. برای ایجاد «شنبه‌های‌انقلابی»، باید به سیره‌ی «امام‌جامعه و جمعه‌»ای برگشت که دوست و دشمن، توان بالای او را ستوده‌اند: ۱) اندیشمندی روشنفکر؛ مطالعه‌ی فراوان و دقیق در کنار آزاداندیشی عمیق، نتیجه‌اش همین نگاه و کلام تازه و ارزشمند ایشان است. ۲) خطیبی توانا؛ توانی ستودنی در مهارت خطابه، ایشان را به یکی از زبده‌ترین سخنرانان تاریخ تبدیل نموده‌است. ۳) امام‌هفته؛ ارتباط وثیق و هدفمند با اقشار مختلف مردم در طول هفته، ایشان را از مقام رفیع «امام‌ِجمعه»، به جایگاه مقدس «امامِ‌هفته» رسانده‌است. ۴) اقامه‌کننده‌ی دین؛ تلاش نفس‌گیر ایشان در عرصه‌ی معارف اسلام در فهم و ابلاغ آن خلاصه نشده‌است؛ بلکه برای برپاداشتن دین با تمام زوایایش، سال‌ها «در میدان» مجاهدتی فراگیر داشته‌است. ۵) مخاطب‌شناسی قهار؛ بعد از «امام‌راحل» شاید نتوان کسی را در عرصه‌ی خطابه پیدا نمود که همچون «امام‌حاضر» توانسته‌باشد با مخاطبان متنوع این‌گونه تعامل سازنده داشته‌باشد. ۶) زمان‌شناسی توانمند؛ شناخت دقیق زمان و زمانه، خطابه‌های ایشان را به یکی از پرمخاطب‌ترین سخنرانی‌ها در «دنیای دیروز و امروز و فردا» مبدل‌ نموده‌است. ۷) خطیبی بی‌حاشیه؛ حاشیه‌های افکاری و گفتاری و رفتاری، ذره‌ای در زندگی اجتماعی و سیاسی و اقتصادی این «مردالهی» جای ندارد؛ عامل مهمی که باعث‌شده، هیچ‌گاه متنِ خطابه‌اش به حواشی رفتارش گرفتار نشود. ۸) مخلصی متواضع؛ امیر بیان فرمودند: «في الإخْلاصِ يَكونُ الخَلاصُ.» @HOWZAVIAN
📌حوزه و تمدن ✍️ سید مهدی موسوی (تحلیلی از ضرورت تبیین صحیح مناسبات حوزه با تمدن و اقتضائات آن ، مهمترین مسئله برای حضور فعال حوزویان در عرصه‌های اجتماعی و تمدن) 🔹شریعت اسلام شریعت جامع و خاتم است و قانون و برنامه صحیح زندگی انسان در این کره خاکی است که هم موجب پیشرفت این جهانی انسان و سعادت ابدی اوست. مشکل تمدن جدید غربی گسست از معارف توحیدی و شریعت جامع اسلام است که اگر به درستی شناخته شود و به دنیا عرضه گردد می‌تواند آغازی برای تمدن نوین الهی و انسانی باشد. شناخت شریعت اسلام و مکتب متعالی امامان در مقیاس تمدنی بر عهده حوزه و روحانیت است که با بهره‌گیری حداکثری از تراث عالمان و فقیهان بزرگ و استقامت در روش‌شناسی اجتهاد جواهری، تلاش کنند تا با زبان جدید به مجامع علمی دنیا عرضه کنند. این مهم جز با شناخت «تمدن» و اقتضائات فکری و فرهنگی آن ممکن نیست از این‌رو، لازم است تا مناسبات حوزه و روحانیت با تمدن و اقتصائات آن به درستی شناخته شود و همه‌ی حوزویان بر این اساس و در این مقیاس به تحصیل و تدریس و تحقیق بپردازند. 🔸مهمترین عامل بحران هویت در بسیاری از استادان و طلاب حوزه و همچنین عدم اقبال خانواده‌ها برای حضور فرزندان در حوزه را باید در ابهام در همین مسئله دانست. چرا که متاسفانه در جامعه علمی و فرهنگ عمومی به غلط القا شده است که حوزه و حوزویان با علم و تمدن و پیشرفت بیگانه بلکه مخالف است چرا که «همه‌ی تحولات فکری و فرهنگی بشری را شیطانی و طاغوتی می‌دانند.» در حالیکه دامن حوزه و عالمان و فقیهان بزرگ از این تهمت و افترا پاک است و همواره فقیهان و عالمان بزرگ حوزه، سردمدار مجاهدت‌های اجتماعی و اصلاح و پیشرفت بوده و هستند. 🔹امروزه چاره‌ای نیست تا بار دیگر همچون امام خمینی، علامه طباطبایی، شهید مطهری، شهید صدر و مقام معظم رهبری و سایر مراجع و بزرگان، به بازخوانی نسبت حوزه و تمدن پرداخته شود و الگوی حضور فعال و عالمانه‌ی حوزویان در عرصه‌های مختلف علمی و اجتماعی طراحی و معرفی شود تا استادان و حوزویان به رسالت تمدن سازی خود بیش از گذشته آشنا شوند و مجاهدانه وارد میدان علم و عمل شوند. ان‌شاءالله @HOWZAVIAN
😔 غزه؛ اندوه انسان ✍ حجت الاسلام محمدصدرا مازنی نوشت: تنها چیزهایی برای ما اعجاب‌آورند که غیرعادی و غیرطبیعی باشند‌. شگفتی‌ها وقتی از غیرعادی بودن خارج می‌شوند، دیگر تعجب ما را بر نمی‌انگیزانند. گویی غیرمنتظره‌ای در کار نبود. وقتی خبر اختلاس برخی از متهمین به فساد اقتصادی مخابره شد. همه متحیر و ناراحت و عصبانی بودند. داستانش نقل مجالس بود. اما به تدریج خبرهای اختلاس، آن شگفتی سابق را نداشت. ناراحت می‌شدیم، اما متعجب، نه! گویی دیگر شنیدن خبر فسادهای کلان اقتصادی امری غیرمنتظره نبود! با این همه برخی از وقایع اینگونه نیستند. نسل‌کشی غزه از این جنس است. خبر بمباران بیمارستان المعمدانی را یادتان هست؟ چه حالی داشتیم! بمباران بیمارستان به خودی خود مرثیه‌ای غمگین و اندوهناک است. این حادثه در عرف بین‌الملل یک جنایت جنگی بشمار می‌رود. ما همه خشمگین بودیم. وحشی‌گری نتنیاهو در روزهای دیگر بیشتر شد، نمی‌دانید چرا ماجرای غزه اما برای مردم عادی نمی‌شود؟ چرا از تازگی خشم عمومی نمی‌کاهد؟ تفاوتش با سایر وقایعی که خیلی زود منتظره می‌شود در تنوع وحشی‌گری است. نتانیاهو نه فقط یک بیمارستان، بلکه به گفته سازمان بهداشت جهانی ۲۵ بیمارستان غزه را از سرویس خارج کرد! جنایت به همین میزان نیز متوقف نمی‌شود؛ یک روز تصویری دلخراش از پیکر طفلی معصوم را دبدم، روز دیگر امدادگری که جسد دو فرزندش را در حین انجام وظیفه می‌بیند و شوکه می‌شود، در زمانی نیز پدری که جسد فرزندش را در آغوش گرفته و امروز چراغ سبز سناتور آمریکایی به نتانیاهو برای بمباران اتمی غزه! مشاهده این خبرها چقدر ناراحت کننده است! شنیدن و دیدن چنین اخبار و تصاویر تاثربرانگیز از روح و جانم پاک نمی‌شود. مادران و پدران و کودکان غزه که عزیزانشان را ازدست می‌دهند، چه‌حالی دارند؟ من این روزها برای خبرنگاران و عکاسان حوادث غزه نگرانم. چگونه می‌توان چنین صحنه‌هایی را دید و ثبت کرد و آرام بود؟ هنرمند عکاسی را می‌شناسم که هرگاه به دوربینش خیره می‌شود، شراره‌ای از انفجار دبستانی را به یاد می‌آورد که برچشم کودکی اصابت کرده بود. مادر بارداری را به یاد می‌آورد که صدای انفجاری مهیب فرزندش را از او ربوده بود. لنز دوربین او را به بیمارستانی می‌برد که کودکانش دیگر لبخند نمی‌زنند. شادی نمی‌کنند، دست نمی‌زنند، حتی گریه نمی‌کنند. این‌همه غصه‌ی پیاپی مگر کهنه می‌شود؟ غیرمنتظره‌ها وقتی پشت هم نو می‌شوند، عجیب باقی می‌مانند. زخم‌ها نیز التیام نمی‌یابند و همواره تازه می‌مانند. آری غزه حکایت همیشه تازه دارد و هیچگاه از یاد و همین تازگی موجب می‌شود از خاطرمان نرود. @HOWZAVIAN