متاسفانه خبر دار شدیم حضرت آیت الله ضیا آبادی به علت ابتلا به ویروس کرونا در بیمارستان بستری می باشند.
از کلیه اعضای کانال استدعا داریم برای سلامتی این عالم جلیل القدر دعا بفرمایند. «اللهم اشف مرضانا ومرضى المسلمين» .
لطفا به همین منظور پنج مرتبه ذکر آیه شریفه اَمَّن یُّجیبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءَ فراموش نشود.
🌐منبع
🔵کشکول ناب حوزوی🔻
✴️ @kashkolenab
https://eitaa.com/AGLOESHG
🔥نابودى اعمال نيك
امام صادق (ع) مىفرمايد:
جِدُّوا وَ اجْتَهِدُوا وَ إِنْ لَمْ تَعْمَلُوا فَلَا تَعْصُوا فَإِنَّ مَنْ يَبْنِي وَ لَا يَهْدِمُ يَرْتَفِعُ بِنَاؤُهُ وَ إِنْ كَانَ يَسِيراً وَ إِنَّ مَنْ يَبْنِي وَ يَهْدِمُ يُوشِكُ أَنْ لَا يَرْتَفِعَ بِنَاؤُه١
تلاش وكوشش كنيد (در عمل صالح) و اگر عمل (صالح) نمىكنيد گناه نكنيد، زيرا كسى كه بنا را مىسازد و خرابش نمىكند ساختمان او هر چند اندك، بالا مىرود و كسى كه بنا را مىسازد و خراب مىكند بنايى ندارد.
📚بحار الأنوار، ج ۶۷، ص ۲۸۶
رسول خدا (ص) فرمود: «كسى كه سبحان الله بگويد خداوند در بهشت درختى براى او مىكارد.» مردى برخاست و عرض كرد: «پس ما درختان زيادى در
بهشت داريم.» پيامبر (ص) فرمود: «آرى ولى مبادا كه آتشى به سوى آنها روانه كنيد و همه را بسوزانيد.»
📚وسائل الشیعه،ج ۷ ، ص ۱۸۶
❇️آیت الله مجتهدی تهرانی
✨ مردم سه دسته اند:
1️⃣ کسی که ظاهرش با باطنش فرق دارد این آدم دشمن خداست مثلا مثل کسی که وانمود میکنه نماز شب میخونه در حالی که نماز صبحش هم قضاست.
2️⃣کسی که ظاهر و باطنش یکی است مثل مومنین که در ظاهر و باطن یکی هستند.
3️⃣کسی که باطنش از ظاهرش بهتر است که این شخص ولی خداست. ✨
#پند_علما
🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀
🌹
🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀
🚨⁉️ چرا رهبر انقلاب روی #صندلی می نشینند ، در حالیکه مردم ، پایین روی #زمین نشسته اند؟
💠 در یکی از دیدارهای فامیلی که مقام معظم رهبری تشریف داشتند ، وقتی دیدند یکی از اعضای #فامیل کنار در نشسته است ، به او فرمودند: شما بالاتر تشریف بیاورید . او در جواب آقا ، با حالت خاصی گفت : «شرف المکان بالمکین» ( مکان به انسان شرف و بزرگی نمیدهد ) بعد ادامه داد : شما چرا روی #صندلی می نشینید و صحبت می کنید؟
#آقا با #تبسم ( نه با ناراحتی و یا ذره ای کدورت و اخم ) فرمودند : من به خاطر #دیسک_کمر نمیتوانم مدت طولانی روی زمین بنشینم . سپس به خاطر نشستن روی صندلی از حضار #عذرخواهی کردند.
📚 آب آیینه آفتاب ، ص ۲۷
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💓شاداب باش
💠یک گل،یک گیاه وقتی شاداب و باطراوت می ماند که لقمه های آن پاک باشد.
یعنی هوا و آب پاک در اختیارش قرار گیرد.
🌷ما آدم ها هم همینطور هستیم.
وقتی شاداب و سرزنده و سرحالیم که مواظب لقمه هایمان باشیم و لقمه هایمان پاک و طیب و طاهر باشد .
🌸این است که قرآن کریم میفرماید:
🍃وَ لا تَاکُلُوا اَموالَکُم بِالباطِل
👈مردم لقمه های حرام نخورید.
📖 سوره بقره آیه ۱۸۸
#حضرت_ام_البنین علیهاالسلام
#غزل_پیوسته
🔹ویلی علی شِبلی🔹
حالا که باید مثل یک مادر بیایم
یارب! کمک کن از پس آن بر بیایم...
داغی مباد از سوز نامم گُر بگیرد
خاموش، باید مثل خاکستر بیایم
شبنم چه خیری میرساند بعد دریا؟
سخت است بیپروا پس از کوثر بیایم
باید شب و روز از خدا عزت بخواهم
تا اندکی شاید به این همسر بیایم
بانوی من! بانو! شما اُمالبنینی!
آرامش حیدر! یقین کن بهترینی
بیهوده نامت حک نشد بر طالع من
تو از کرامات کرام الکاتبینی
با عشق پا در خانۀ غربت نهادی
تا سفرهای نذرِ شهیدانت بچینی
اصلاً به میدان آمدی تا عاشقانه
تا پای جان، داغی پس از داغی ببینی
حرف مصیبت شد، هوای روضه دارم
ای ذاکر اولاد حیدر! مینشینی؟
من تشنهام، تو تشنهای، زیباست آری
حال و هوای روضۀ عباس داری
بغض خودت را میخوری و مینشینی
از چهرهات پیداست خیلی بیقراری
گاهی نگاهی میکنی آن سوی خانه
داری شهیدان علی را میشماری؟
ای آسمان ابریام! چیزی نماندهست
تنها شوی و بر شهیدانت بباری
میبینمت روزی که حیران و پریشان
از خانه بیرون آمدی در انتظاری
تیر خبرها میخورد یکیک به قلبت
تیر چهارم هم رسید و بردباری
اما فرو میریزی از آن تیر آخر
داغی که آن را بر دل خود میگذاری
آه ای بشیر! آه ای بشیر! آه از حسینم
نفرین به شمشیری که زد بر «دستِ یاری»
میبینمت میباری و میخوانی آرام
ای روضهخوان روزهای سوگواری:
میمردم از این بغض اگر شاعر نبودم
بعد از شما دیگر فقط نوحه سرودم
مردم! به من اُم البنین دیگر نگویید
من خیمهای هستم که افتاده عمودم
من سوختم چون خیمههای کربلایی
خاکسترم، از هم گسسته تار و پودم...
با من بقیعی را به آه و ناله انداخت
داغی که میزد لطمه بر روی کبودم
من نوحه میخوانم تمام نوحه فخر است
هم گریه و هم شکر دارم در سجودم
«ویلی علی شبلی»... که میگفتند افتاد،
دستش، سرش، مشکش... تمامی وجودم
این روضه را بگذار پیش شط بماند...
📝 #انسیه_سادات_هاشمی
🏴زندگینامه حضرت ام البنين مادر حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام.
✳️نامش فاطمه بود.
از آن دخترهایی که شمشیرزنی و نیزه داری را به خوبی میدانست و در جنگ آوری، هم پای پسران قبیله بود.
اولین مربی شمشیر زنی و تیراندازی پسرش ابالفضل عباس علیه السلام و برادرانش هم خود او بود! نه اینکه تنها او اینچنین باشد، تمام قبیله اش در شجاعت و دلیری زبانزد بودند،
اما چیزی که او را متمایز میکرد، حجب و حیای مثال زدنی و زیبایی و ملاحت خاص زنانه بود که در کنار جنگ آوری، او را به یک دختر کم نظیر تبدیل کرده بود.
کمتر مردی جرأت خواستگاری از او را داشت و آنهایی هم که پا پیش میگذاشتند، همگی از بزرگان و اشخاص مطرح بودند،
اما جز جواب رد چیزی حاصلشان نمیشد. وقتی از او میپرسیدند که چرا ازدواج نمیکنی؟
میگفت: «مردی نمیبینم،
اگر مردی به خواستگاری ام بیاید، ازدواج میکنم.!»
💠معاویه از خواستگاران پروپا قرصش بود، ولی هربار دست خالی باز میگشت.
تا اینکه یک شب خوابی دید. صبح فردا، وقتی «عقیل»، برادر و فرستاده ی علی بن ابیطالب علیه السلام، که مردی نسب شناس بود، برای خواستگاری آمد، فاطمه لبخند معناداری زد، فهمید که رویایش صادقه بوده است.
از فرط شادمانی و رضایت، گریست و گفت: «خدا را سپاس! من به «مرد» راضی بودم ولی او «مرد مردان» را نصیب من کرد.»
و بی درنگ، پس از موافقت پدر و مادرش، موافقت خود را اعلام کرد و شد همسر علی بن ابیطالب علیه السلام، جانشین رسول خدا صلی الله علیه و آله
🔶بارزترین ویژگی اش، ادب بود. بجا و به موقع حرف میزد، حد خودش را میدانست و رفتارش، هرگز نشانی از خطا نداشت.
روزی که پا در خانهی امیرالمؤمنین علیه السلام گذاشت، اولین جمله اش به فرزندان ایشان این بود:
«نیامده ام جای مادرتان را بگیرم، من کجا و فرزندان زهرا سلام الله علیها کجا؟
من آمده ام تا کنیزتان باشم.»
و به حق نشان داد که راست میگفت: همان روز اول، حسن و حسین علیهما السلام بیمار بودند. فاطمه، بلافاصله به بالین آنها رفت و با محبت تمام، به آنها رسیدگی کرد و چند روز اول زندگی مشترکش، به پرستاری از فرزندان زهرا سلام الله علیها گذشت؛ کاری که آن را افتخاری برای خود میدانست. میگویند تا وقتی که فرزندان امام علی علیه السلام خردسال بودند، بچه دار نشد تا مبادا به خاطر مادر شدن، در حق آنها کوتاهی کند.
از امام علیه السلام هم خواسته بود تا او را «فاطمه» خطاب نکند تا مبادا دل بچه ها از شنیدن نام مادرشان در خانه، بشکند.
🔷تا زمانی که فرزند دار نشد، برای فرزندان امامش، یک مادر تمام عیار بود و پس از بچه دار شدن، همیشه و در هر شرایطی، فرزندان زهرا سلام الله علیها را به فرزندان خود ترجیح داد.
♥️وقتی عباس علیه السلام، نوزاد شیرین ام البنین به دنیا آمد، بچه های زهرا (س) را جمع کرد، آنها را نزدیک به هم نشاند و نوزاد یک روزه اش را در آغوش گرفت؛ بلند شد و عباسش را دور سر فرزندان فاطمه سلام الله علیها چرخاند تا به همه بگوید که فرزندان ام البنین، بلا گردان فرزندان فاطمه (س) اند.
🔆همیشه و همه جا به فرزندانش یادآوری میکرد که «مبادا حسن و حسین علیهما السلام را برادر و همتای خود بدانید، آنها تافته جدا بافته اند، آسمانی اند، نوادگان پیامبر اند.» و همین تربیت بود که نتیجه اش را در کربلا نشان داد...
🌹او همان مادری است که وقتی کاروان کربلا را راهی میکرد، با وجود اینکه چهار جوان خودش همراه کاروان بودند، به تمام کاروان اینطور سفارش میکرد:
«چشم و دل مولایم امام حسین علیه السلام و فرمان بردار او باشید.»
✅ام البنین، از حضرت علی علیه السلام، صاحب چهار ستاره ی نورانی به نامهای عباس، عبدالله، جعفر و عثمان شد که همگی در کربلا به شهادت رسیدند.
درود و رحمت خدا بر آنها.