✂️ #برش_کتاب.. ♡
براۍ گردش بھ صحرا رفتہ بودند.
سرگرم و خَندان، مشغول بہتماشای
کویر .. در راھ #علـے بھ شوخۍ بهـ
همسرش گفت: #پیـٰامبر منرا بیشتر
دوست دارد. #فاطمہ باخندھ جـواب
داد: من تنھا دخترِ او هستم، آنوقت
شما را بیشتر دوست بدارد !؟
بھمحضر پیامبر شرفیاب شدند.
پیامبر کہدر نظرش شیرین آمدھ
بود، لبخند بر لب گفت: جانِ پدر
تو #محبوبتَری و #علی_عزیزتر .
💌✨ـ #کتاب_فـٰاطمه_علـی_است
#ستارگان_درخشان
کد: #۰۴خ۲۰
•┈┈••••••••✾•🌿🌺🌿•✾•••••••┈┈•
#حوزه_مقاومت_بسیج_حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#ناحیه_مقاومت_بسیج_فریدن
@hozeh_hazrat_zeynab_freydan
•┈┈•••••••••✾•🌿🌺🌿•✾•••••••┈┈•
درچلهدوریازریا،بامنتظرانظهورهمراهباشید
هفته کتاب و کتابخوانی گرامی باد🍂🍂#معرفی_کتاب
🔰« نا » روایتی است واقعی ، مستند و پر جزئیات از زندگی شهید محمدباقر صدر به قلم مریم برادران .
نویسنده در زمان نگارش کتاب با خانواده ی شهید صدر در ارتباط بوده و از نظرات آن ها استفاده کرده .
🔰در مظلومیت این شهید نابغه همین بس که نه در زمان حیات آنگونه که باید شناخته شدند و نه پس از مرگ .
✂️#برش_کتاب📚👇👇
گوشه ای کنار ضریح می نشست . درس هایش را می خواند و به مسئله های علمی فکر می کرد : انگار مسئله ها آسان می شدند و گره ها باز این عادت خوش بین خودش بود و امام . تا اینکه دو روز نتوانست به حرم برود. بعد از دو روز عبدالحسن او را صدا زد و گفت « در عالم خواب امیرالمومنین (ع) به من گفتند به فرزندم سیدمحمدباقر بگو چرا دیگر به درس ما نمی آیی ؟ محمدباقر لبخندی زد و پس از آن این کلاس درس را هرگز ترک نکرد تا روزی که در نجف بود و منعی نداشت .
#شهیدان_مظهر_عزت_ایران
کد: #۰۴خ۲۰
•┈┈••••••••✾•🌿🌺🌿•✾•••••••┈┈•
#پایگاه_مقاومت_بسیج_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها_درختک
#حوزه_مقاومت_بسیج_حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#ناحیه_مقاومت_بسیج_فریدن
@hozeh_hazrat_zeynab_freydan
•┈┈•••••••••✾•🌿🌺🌿•✾•••••••┈┈•
درچله ی دوری ازریابامنتظران ظهور همراه باشید