eitaa logo
حــوزه‌مقاومتــ‌بسیــج‌حضرتـــ‌ زینــب(س)فریدن🌹
479 دنبال‌کننده
15.6هزار عکس
4.2هزار ویدیو
187 فایل
ممکنه شرایط‌‌ سخت‌ بشه، ولی‌ پشت همه‌ی این‌ سختی‌ها یه‌ پایان قشنگه،‌ مطمئن‌ باش..🖐🏻♥️ ‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‎‌‎‌ بیا با هم یه پایان قشنگ بسازیم😉🤩 منتظر انتقادات و پیشنهادات شما هستیم...👇👇👇 @taha_1397
مشاهده در ایتا
دانلود
✂️ .. ♡ براۍ گردش بھ صحرا رفتہ بودند. سرگرم و خَندان، مشغول بہتماشای کویر .. در راھ بھ شوخۍ بهـ همسرش گفت: من‌را بیش‌تر دوست دارد. باخندھ‌ جـواب داد: من تنھا دخترِ او هستم، آنوقت شما را بیشتر دوست بدارد !؟ بھمحضر پیامبر شرفیاب شدند. پیامبر کہ‌‌در نظرش شیرین آمدھ بود، لبخند بر لب گفت: جانِ پدر تو و . 💌✨ـ کد: •┈┈••••••••✾•🌿🌺🌿•✾•••••••┈┈• @hozeh_hazrat_zeynab_freydan •┈┈•••••••••✾•🌿🌺🌿•✾•••••••┈┈• درچله‌دوری‌ازریا،بامنتظران‌ظهورهمراه‌باشید
هفته کتاب و کتابخوانی گرامی باد🍂🍂 🔰« نا » روایتی است واقعی ، مستند و پر جزئیات از زندگی شهید محمدباقر صدر به قلم مریم برادران . نویسنده در زمان نگارش کتاب با خانواده ی شهید صدر در ارتباط بوده و از نظرات آن ها استفاده کرده . 🔰در مظلومیت این شهید نابغه همین بس که نه در زمان حیات آنگونه که باید شناخته شدند و نه پس از مرگ . ✂️📚👇👇 گوشه ای کنار ضریح می نشست . درس هایش را می خواند و به مسئله های علمی فکر می کرد : انگار مسئله ها آسان می شدند و گره ها باز این عادت خوش بین خودش بود و امام . تا اینکه دو روز نتوانست به حرم برود. بعد از دو روز عبدالحسن او را صدا زد و گفت « در عالم خواب امیرالمومنین (ع) به من گفتند به فرزندم سیدمحمدباقر بگو چرا دیگر به درس ما نمی آیی ؟ محمدباقر لبخندی زد و پس از آن این کلاس درس را هرگز ترک نکرد تا روزی که در نجف بود و منعی نداشت . کد: •┈┈••••••••✾•🌿🌺🌿•✾•••••••┈┈• @hozeh_hazrat_zeynab_freydan •┈┈•••••••••✾•🌿🌺🌿•✾•••••••┈┈• درچله ی دوری ازریابامنتظران ظهور همراه باشید ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌