امروز پایان مراسم عزاداری جمعی از دختران و بانوان کم حجاب نشسته بودند همگی با ناخنهای کاشته شده و لاک زده بعضا مژه کاشته بایک توسل به مهدی فاطمه عج دل بدریا زدم آهسته رفتم کنارشان با یک ترفند یک سوال به اصطلاح فنی کردم بدون اینکه خودم چیزی بدانم ! از آنها سوال کردم میتوانیم موقع نماز این ناخنها را برداریم وضو بگیریم بعد نماز دوباره بکاریم ! هرکدام یک جور جوابم را داد گفتند نه ! هزینه بردار هست با جبیره وضو و ... انجام دهید بالاخره سر صحبت باز شد کلی مسائل و اشکالات و مسآله طهارت را مطرح کردم بحث حجاب و ضرورت آنرا بعد تشویق به مطالعه کتابهای خوب .. در آخر تشکر کردن ازاینکه راهنمایی شدن !
در هر محفل عزاداری باید با ترفند ملایم با این دسته افراد و محبت ارتباط برقرار کنیم و آنها را کمک کنیم تا متوجه خطا ها یشان بشوند !
امروز با دوستم از مجلس عزا برمی گشنیم روی صندلی ایستگاه اتوبوس نشسته بودیم خیابان یکطرفه بود فقط قسمت عکس خیابان خط ویژه اتوبوس بو د بعلت تخلف رانندگان وارد خط ویژه شده بودند برای همین هیچ اتوبوسی نمیتوانست بیاید راه را ماشینها خلاف جهت اتوبوس بسته بودن (قانون شکنی) بعد کنار مان یک خانم بیحجاب شال روی شانه انداخته بود نشسته بود ایشان هم کلافه بو د دوستم بلند بلند بمن می گفت ببین همه دارن خلاف قانون عمل می کنند ما را اینجا منتظر اتوبوس گذاشتن و به اتوبوسها راه نمیدهند من هم بلند گفتم ز ز آزادی وقتی همه خلاف قانون عمل می کنند هیچکس حرفی برای گفتن ندارد !! بعد مکثی خانومه کنار ما بلند شد رفت بعد دیدم شالش را سر کرد !
وقتی در محیط بیرون و خیابان ما خانم های چادری هستیم .الان دیدن یکنفر خانم چادری به ما واقعا انرژی و قدرت و اقتدار بیشتر میده و استوار تر میمونیم در میدون .فقط باید باشیم حتی بدون تذکر هم جواب میده .فقط خیابون پر از خانم چادری باشه.و بیحجاب ها کم و کم تر میشن.
وقتی در محیط بیرون و خیابان ما خانم های چادری هستیم .الان دیدن یکنفر خانم چادری به ما واقعا انرژی و قدرت و اقتدار بیشتر میده و استوار تر میمونیم در میدون .فقط باید باشیم حتی بدون تذکر هم جواب میده .فقط خیابون پر از خانم چادری باشه.و بیحجاب ها کم و کم تر میشن.
اگه همه با به وظیفه تذکر لسانی بدون خشونت و پیگیری قانونی از حراست، پلیس و ستاد امر به معروف عمل کنیم، این مسئولین بی تقوا یا خسته میشن، یا مجبور میشن مطالبه مردم رو لبیک بگن و به وظیفه شون عمل کنن
سلام 🌺🌹☘🌸🌼💐🌷
یک خاطره از تذکر لسانی با توجه به شاخص (اثر محور بودن امر به معرف)
الان تو قطارم
خانمی سن بالا که عمری با حیا زندگی کرده در کنار ما سه مرد خیلی معذب بود در نهایت بردنش دو واگن آن طرف تر کنار سه خانم دیگر اما آنجا یک اقا بود که به هر دلیلی حاضر نشد بیاید جای ما
بعد مدتی آن سه خانم به همراه رئیس قطار آمد و خواهش میکرد ما زحمت بکشیم برویم آنجا
یکی از آن زنان یک دختر مکشفه بود
😔
خوب باید چه کار میکردم
نمیتوانستم از این موقعیت عالی از این زمینه ای که شاید همه آن را خدا طراحی کرده بود تا مثلا حجتی برای یکی باشد دلیلی برای دیگری و امتحانی برای من و... بگذرم
🌹(یادتان باشد تک تک صحنه ها خیلی دقیق و هدفمند برای تمام حاضرین در آن توسط خدا طراحی شده و هیچ اتفاق و تصادف و ...نیست و همه جزئیات حتی حکمتی دارد)🌺
راه های مختلفی به ذهنم رسید
همه را ارزیابی کردم
ضمنا بگم آقایان همراه من هم خیلی حال جابه جایی نداشتن و اگر زود من اعلام بله نمیکردم ...
گزینه ها شامل زیر میشد
۱_ اعلام به مهماندار که من هم مثل آن اقا راضی نیستم جابه جا بشوم
و بعد هدفمند در جوابی میگفتم این خانم حجابش را رعایت نکرده و به حقوق ما احترام نگذاشته و چه طور شما انتظار دارید ما ...
خروجی و نتیجه: آن خانم یا با این اجبار روسری میکرد و خواهش تحقیر آمیز دیگری میکرد تا ما راضی به جابهجای بشویم که بعید بود چون در اصل اینها با آن آقا ناراحت نبودن اما باالفرص اینکار را میکرد آنگاه من مذهبی را مثل آن آقای بی شعور را در یک دیدگاه جمع میزد
و یا اینکه میگفت برو بابا و بی خیال کل داستان میشد و صحنه را برده و روسری اش را مطمئن تر کنار میگذاشت
در هر دو صورت تولید نفرت میشد 🦠🐍🦂
۲_ بیرون میرفتم و به او میگفتم من فرای قانون جابه جا شدم ولی تو خلاف قانون کشف حجاب کردی و جای خجالت دارد
روسری را سرت کن و برو فکر کن
میدونی مجرم هستی و...
نتیجه: خیلی بعید بود اثر مثب بذارد و با توجه به استفاده افعال امری احتمالا طرف با خودش میگفت تو نگاه نکن و عیسی به دین خود و موسی...و میگفت یارو جابه جا شده و کلی منت گذاشت و میخواست اعتقاداتش را به زور ذهنم بکند
۳_ اما روش آخری که فقط با پنج دقیقه به ذهنم رسید
اول به طراحی صحنه توجه کردم
دیدم قطار فیلم موقعیت مهدی را گذاشته
بعد دیدم بقیه گفتن ما شام بخوریم بعد میرویم و آنها هم دم درب منتطر
⚡️💥
خوب اینگونه عمل کردم
شام را نصفه رها و در کیف گذاشته و رفتم بیرون.
گفتم بفر مایید خانم ها من آنجا شام میخورم و شما زودتر بشینید و راحت باشید
فقط یک چیزی
قبول دارید من فرا قانون قبول کردیم؟
مادر دختر گفت بله البته آن اقا کم لطفی کرد
گفتمقبول دارید شما اینحا راحت تر هستید؟ تا آنجا با یک آقا تا صبح ؟
گفت خوب بله
گفتم من برای این امنیت روحی شما تا آن طرف قطار هم میروم
😯گیج میزدن منظورم چیست
گفتم شما ها (اشاره به دخترش کردم) هم میتوانید حداقل با حفظ پوشش ( نه حجاب) امنیت ما مردها را فراهم کنید
که قانون کشور و خدا هم هست
بعد دخترش یکباره عجولانه و با شرمنده گی گفت اصلا متوجه منظور شما نمیشدم و سریع روسری اش را ...
مادرش گفت خوب بله
منم گفتم ( با کمال سو استفاده از جو فیلم شهید و برای افزایش و تثبیت اثرگذاری) بله جنگ هم بشود ما برای امنیت شما میرویم( تو راست میگی🤥) ما ...
تشکر کردن و ...🌹🌹
نتیجه: هیچ دستور امری صادر نشد.
هیچ مقاومتی نکردن
هیچ نفرت و ...تولید نشد.
هیچ الزام و زوری لازم نشد ( گاهی الزام اجتناب نا پذیر است اما ما باید آن را در کمترین مقدار مدیریت کنیم)
حتما ساعت ها به سخن من فکر خواهد کرد
دم خدا گرم با این طراحی قشنگ🤗.
عزیزان اغلب مردم عنادی با خدا ندارند به قول رهبرنان گول دشمن را خورده و اگر بدانند کی پشت آن است این کار را نمیکنند .این ما هستیم که باید غالبا با محبت مثل استاد محدث و خانم امیری رفتار کنیم
دوستان شما هم میتوانید تجربیات خودتان را اگر دوست داشتید برای مشورت و باز نویسی و یا ارزیابی برای من بفرستید
انشاالله در آینده برای این ارسال تجربیات فرد مخصوص معین خواهیم کرد
#واحدمنابع انسانی پویش سفیران معروف
هدایت شده از معروفانه
41.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#تجربانه
این تجربه شیرین تذکر زبانی مربوط به شب های قدر هست برای نمونه گذاشتم که بدونیم چطور میشه در هیئت و روضه هم تذکر داد 😍
یادتون باشه:
❌تاثیر همیشه آنی و کامل نیست
❌اغلب اوقات زبان نرم و محبت جوابه
❌ما مامور به انجام واجب مون هستیم، تاثیر از خداست
🧡سرعت کلیپ رو زیاد کردیم که حوصلتون سر نره 😎
اینکه در انتهای تذکر میپرسم ناراحت شدین یا نه علتش این بود که حسین دارابی میگفت اگه تو مکان مذهبی تذکر بدی و ناراحت بشن ،ممکنه خودکشی کنن.... !!
دیدیم که نمیشن! 😁
#نشرطوفانی
جهت تزریق انرژی😍
🧡#معروفانه ای شو👇
https://eitaa.com/joinchat/1179058499C4ee0700aeb
هدایت شده از معروفانه
#پیام_های_شما
این پیام خیلی حالمو خوب کرد 😍
نوجوون ها خیلی برام مهم ان خیییییلی🧡
@maroofane5
سلام شب همگی به خیر،عزاداریها قبول باشه
روز شنبه از سمت طبرسی سوار ماشین های زائر بر بودم
از دور یک خانم جوان کشف حجاب که کلاه سرش بود وموهایش بلند بود با یک آقا
باهم می رفتن سمت حرم
منم خیلی ناراحت شدم ،🥺
با سرعت از ماشین پیاده شدم به سمت کشف حجاب
رسیدم تذکر دادم خانم در جوابم گفت من الان روسری ندارم شما روسریت بده به من، گفتم ببخشید من روسریم بدم به شما مثل شما میشم گفت: پس ما میریم جلوتر روسری میگیریم گفتم: 😐 نمیشه
این مکان مقدس است شما باید از منزل که میمیامدید آداب زیارت رعایت می کردید وحجابتون کامل انجام میدادید،جلوترم روسری نیست، شما برین از این مغازه برای خودتون روسری یا چادر تهیه کنید، از اینجا که هستید حق یک قدم جلوتر با این وضع برید ندارید، آن دونفر برگشتن سمت بازارومنهم پیاده سمت حرم🙂
عاطفه بهشتی:
یه شب رفتم هیئت یک خیمه ای بود واسه امام حسین.وقتی رفتم داخل متأسفانه افراد بد حجاب تقریبا به چشم میومد.به متصدیان خیمه که قسمت خانمها بودن گفتم ولی متأسفانه به خودشون ندیدن که تذکر بدن.با خودم گفتم فردا شب نمیام اینجا.مجبور شدم فردا شب یه امانتی رو به یکی از اعضای اونجا بدم و میخاستم بیام بیرون که دختر ۴ساله من یکی از دوستاشو اونجا پیدا کرد و شروع کرد به گریه که از اینجا نریم.علیرغم میل باطنیم به خاطر دخترم اونجا موندم .یهو به سرم زد خودم تنها برم جلوی در ورودی و تذکر بدم واسه حجاب.البته به یه آقایی گفتم من تذکر میدم شما هم انشاالله منو ساپورت کنین اگ مشکلی پیش اومد. خداروشکر غیرتشونو نشون دادن و استقبال کردن.خلاصه تنها واستادم جلوی در ورودی و شروع کردم به خوش آمد گویی تک تک مهمانها،محجبه ها و دختران با حجابی که داشتن ازشون تشکر میکردم و به شل حجابها هم ضمن خوش آمد گویی خیلی صمیمانه ،میگفتم انشاالله به خاطر حفظ حرمت امام حسین حجاب و رعایت کنیم . به برکت اباعبدالله هیچ نفری از کسانی که شل حجاب بودن جلوی من گارد نگرفت و کلی استقبال هم میکردن.حتی محجبه ها تشکر میکردن.اونجا فهمیدم چرا دختر من دوستشو پیدا کرد و بهانه میگرفت.البته فقط خود امام حسین و حضرت علی اکبر خواستن که موفق بشم .انشاالله تونسته باشم یه قدم واسه امام زمان برداشته باشم🖤🖤🖤🖤
منم تواتوبوس کنار ی کشف حجاب بودم
باهاش صحبت کردم ،سرش نکرد
اما ب فکر فرو رفت
احساس کردم همون کفایت میکنه
بله حتتتما اثر داره بی تفاوت نباشیم
منم تو کوچه خودمون، یک آقای جوان رو دیدم با تیشرت حلقه آستین و شلوارک دیدم که با خانم جوان میرفتن، تند رفتم بهشون رسیدم
شال خانم هم افتاد
گفتم پسرم این لباس، لباس تو خونه اس
سریع خانم شالش رو پوشید
آقا هم گفت اومدیم سوپر حاج خانم
گفتم شما ماشاءالله جوان به این خوبی
و رفتن ،
اونها پذیرفتن
منم به وظیفه ام عمل کردم
جزء ساکتان نباشیم