واقعیت اینه که گذشت زمان من رو به تو نزدیک میکنه.
دیروز، تو جاده، به تو فکر میکردم و با خودم میگفتم که اگر تو اینجا بودی چقدر باهم میخندیدیم.
خوب میدیدم که تا کجا زندگی روزمرهام رو پر کردهای، تو کوچکترین جزئیات حضور داری و مو به مو به درونم خزیدی..
-نامهی آلبرکامو به ماریاکاسارس
𝖽𝖺𝗇𝗀𝖾𝗋𝗈𝗎𝗌𝗅𝗒 𝗒𝗈𝗎𝗋𝗌 (𝖾𝗇𝖽)
سریال کاراگاهان پسر مرده رو دیدی؟
ادوین، چارلز رو دوست داشت و به جز اون نمیتونست کسی دیگهای رو به قلبش راه بده اما چارلز اون رو فقط ی دوست میدید، پس ادوین فقط باهاش کنار اومد ولی به نظر میرسید قلبش رو مهر و موم کرده تا جای چارلز داخل قلبش امن بمونه چون حسی که از دوست داشتن اون میگرفت خیلی بهش حس بهتری می داد.
آدما عادت دارن بدیات رو به روت بیارن اما واسه کارای خوبت ازت تشکر نکنن، ولی میدونی چی جالبه؟
اینکه اونا برای کارای خوب خودشون سرت منت میذارن، اینه که بده.