eitaa logo
Iam Hell
173 دنبال‌کننده
777 عکس
1.2هزار ویدیو
27 فایل
چنل ناشناس خط خطی Son of Hell welcome.. ناشناس کانالمون💀 https://daigo.ir/secret/45260522 چنل اصلیمون https://eitaa.com/KHATKHATIHAM
مشاهده در ایتا
دانلود
اونی که ناراحتت می‌کنه و بعد یهو پات وایمیسته واز ناراحتی درت بیاره خر نیست دوست داره نفهم.. @iam_hellboy
Iam Hell
احساس خوب یعنی: با اینکه میدونم حقوقی که میگیری چقدر هست ، ولی خوشحالم که هیچوقت خساست به خرج نداد
احساس خوب یعنی: با اینکه میدونم سرت خیلی شلوغه ولی تایم های که باید برای خودت بزاری رو با من تقسیم می‌کنی ... @iam_hellboy
Iam Hell
خب؟ @iam_hellboy
اصن میفهمی....؟ @iam_hellboy
توچطوریییی دد اوممم حالم دیگ بدشده بودکلادیل زدم ولی نمیدونم چراهمیشه کانالتوپیدامیکنم خیلی خوشحال شدممم:))) 💀با دیدن پیامت اوکی تر شدم..:) جون دد؟ وای خیلی وقت بود نشنیده بودم .. الان بهتری ک اومدی ؟ میخوای آیدی بده بحرفیم... میتو.. منتظر بودم سرکلت پیدا بشه:) سهیل مهربونو جذاب عاشق دنی و دنی هم عاشقش 💀قشنگ دنی قاپیدیاا... اوکیه.. میارمش تو رمان ..
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میدونم آخری نفری هستم که میخوای اینا رو ازش بشنوی ولی... @iam_hellboy
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حرفهای راک.. خدایی همتت مثل هیکلت پهلونیع.. از چهار صبح؟... @iam_hellboy
صد بشیم دیگه عه.. رمان هم ک گذاشتم خا..
831.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مکالمه بین منو تختم وقتی شنبه از هم جدا میشیم.. @iam_hellboy
خب این (دنی) رمان... رمان اهل جهنم
رمان اهل جهنم
ساعت ده ادامه رمان داریم بای 🚶‍♂
pĕŏpłê øf Ĥëll رمان اهل جهنم پارت پسره رو شکم افتاده بود. بالاخره منم افتادم. ولی با کمر اونم یه جای نرم. روی پسره. چون گوشتی عضلانی بود دردم نگرفت. ولی اون بدبخت مثل اینکه دردش گرفت چون دادش در اومد. به خودم گفتم: اخیش خوبه که بدتر از این نشد:) کمد 222درست بالا سرم بود. خوب که دقت کردم دیدم لباسای که داخلش چپوندن داره میریزه. تا بیام بلند شم همش ریخت روم. لباس زیر قاطی لباسا افتاد رو سرم. چندشم شد شروع کردم دستمو تند تند رو سرم کشیدن که بیفته اون ور و همراهش هم جیغ میزدم : اییییی... ایییش حالمممم بهم خورد اییی.. همه با تعجب به جیغ و دست پا زدنم نگاه میکردن. مثل اینکه پسری ندیده بودن جیغ بزنه و چندش بشه. پسره که زیرم بود با اعصبانیت هلم داد که بلند شه: گمشو اون ور تن لش.. بد هلم داد. از روش خوردم رو سرامیکا. سرامیکا لیز بودن کشیده شدم. اخمی زدم: وحشییی.. نشونت میدم.. صاحب کمد 222 با اعصبانیت اومد سمتم یقمو بگیره. با همون اعصبانیتش گفت: هعیی چه غلطی می‌کنی دقیقااا.. همین که اومد یقمو بگیره بکشه دنی زد زیر دستش و هلش داد عقب. خواست بیاد جلو باز که با نگاه دنی ترسید بیخال شد. دنی از بازوم گرفت بلندم کرد. دورمون کلی آدم گرفته بود. بعضی ها هم برهنه بودن. دنی دید لپام گل انداخته. کشید منو تو بغلش. سرمو چسبوند به شونش نبینم. قبل اینکه کسی دیگه واکنش نشون بده کنار زد همه رو . همین طوری که تو بغلش بودم رفتیم داخل. همین که از اونجا رفتیم بیرون نفس راحت کشیدم. دنی سرشو سمت پایین خم کرد منو ببینه: آرونا.. میگم یکم یواش تر نفس بکش پوستم داغ کرد.. با حرفش تازه متوجه شدم بالا تنه دنی لخته و منم عین چی چسبیدم بهش. سریع ازش جدا شدم و صدامو صاف کردم: اهم.. من خب... برم سرمو بشورم..اییی.. رفتم سمت اتاق تهی استخر. اونجا دوش بود. سرمو زیر دوش گرفتم. @iam_hellboy