eitaa logo
Iam Hell
173 دنبال‌کننده
777 عکس
1.2هزار ویدیو
27 فایل
چنل ناشناس خط خطی Son of Hell welcome.. ناشناس کانالمون💀 https://daigo.ir/secret/45260522 چنل اصلیمون https://eitaa.com/KHATKHATIHAM
مشاهده در ایتا
دانلود
زندگی ده درصد اون چیزیه که براتون اتفاق میوفته نود درصدش پاسخیه که شما به زندگی میدید ✨ @iam_hellboy
آری آغاز ؛ دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست. فروغ فرخزاد @iam_hellboy
✨شدی واسم یادش بخیر واسم مهم نیست حال دلت واسم مهم نیست آخر شب فکرم بمونی یا خوابت بره @iam_hellboy
سعی کنید تو خودتون تغییرات ایجاد کنید اونم از نوع مثبت..😉 @iam_hellboy
Iam Hell
#موسیقی اگه تو وجود نداشتی... @iam_hellboy
Et si tu n’existais pas ✨و اگر تو وجود نمی‌داشتی Je crois que je l’aurais trouvé ✨ایمان دارم که می‌یافتم Le secret de la vie, le pourquoi ✨راز زندگی را، چرایی آن را Simplement pour te créer ✨تنها برای آن که تو را بیافرینم Et pour te regarder ✨و تو را به نظاره نشینم @iam_hellboy
گزینه ی عشقو بده من که دلم از دنیا واقعا پره!
در کنار ساحل قدم می‌زدم و می‌خواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد. جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است. با خودم فکر کردم در زندگی چندبار چیزهای بی‌ارزش من را فریب داده و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است و وقتی به آن رسیدم دیدم که چقدر بیهوده بوده است ولی آیا اگر به سمت آن شیء بی‌ارزش نمی‌رفتم واقعا می‌فهمیدم که بی‌ارزش است یا سال‌ها حسرت آن را می‌خوردم ‌ @iam_hellboy
Iam Hell
رمان ( #توپوگلوله) پارت#هشتم آتنا با تعجب به آن نگاه کرد و زیر لب گفت: -یعنی چی؟ رامین پوفی کشید و
رمان ( ) پارت مراسم شروع شد و خواننده برای آغاز مراسم آمد، البته با یک گروه بزرگ رقص. تمام سالن را به وجد آورده بودند. همه از جایشان بلند شده بودند و با گروه رقص و خواننده همراهی میکردند. بعد از اجرای یک قطعه، خواننده مجری برنامه را دعوت کرد. با آمدن مجری همه دست زدند و از جای برخواستند. مجری چندبار سر تکان داد و بعد گفت: -خیلی ممنون! سپس رو به خواننده کرد. لبخند مرموزی زد و گفت: - ریچارد اجرای فوق العاده بود. احتمالا دوست دخترت از اینکه ولت کرده خیلی ناراحته ! همه خندیدند. ریچارد خواننده معروفی بود که چند وقتی میشد با دوست دخترش به هم زده بود. مجری ادامه داد: -همون طور که میدونید امروز یک خبر خیلی مهم به کل دنیا داده بشه. ما هم نمیدونیم خبرش چیه! فقط روسای فدراسیونها خبر رو میدونن. البته چه خبری مهمتر از تیتر امروز روزنامه ها! دوربین آتنا و رامین را گرفت. آتنا زیر لب گفت: - خدایا! مجری با همان لبخند مرموز گفت: -البته میدونید که جفتشون تو فرش قرمز خبر را تکذیب کردند با این حال الان کنار هم نشستن. تمام مدت آتنا و رامین را نگاه میکرد. سر تکان داد و با لبخند گفت: _فکر کنم تو ایران این طوریه که یک خبر رو تکذیب میکنی بعد بلافاصله تاییدش میکنی! خوب تکلیف ما رو روشن کنید! همه، حتی آتنا و رامین خندیدند. مجری هم که گویی انرژی گرفته بود، ادامه داد: - اینا با هم رابطه ای ندارن فقط لباساشون رو با هم ست میکنن. صدای خنده جمعیت بیشتر شد. سوژهای جدید برای فوتبالی ترین اجتماع اسپانیا! مجری ادامه داد: _ خوبی اینا اینکه حداقل گل زدن شون خوبه! البته بعضی از بازیکنان دیگه هم گل می زنن ولی از... بیخیال.. دوربین یکی از بازیکنان دیگر را گرفت که شایعه شده بود قبل از بازی ها ماری جوانا میکشد. مجری دیگر شوخی های بعضا بینمکش را تمام کرد و رسما مراسم رو شروع کرد: - همونطور که میدونید امروز اول بهترین های لیگ معرفی میشن. بهترین بازیکن زن و مرد، بهترین سرمربی زن و مرد، بهترین گل، بهترین دروازه بان، پدیده لیگ و بهترین تیم. البته بهترین تیم رو بر اساس عملکرد هر دو تیم بانوان و آقایان انتخاب کردن. آتنا در دو بخش بهترین گل و بهترین بازیکن زن کاندیدا بود. رامین هم برای بهترین بازیکن مرد. تیم رئال هم کاندیدای بهترین تیم بود. پس از دریافت جایزه های بهترین سرمربی، بهترین دروازه بان و پدیده لیگ، نوبت به بهترین گل رسید. از برنده جایزه بهترین گل پارسال درخواست کردند که برنده را اعلام کند. اول پنج گلی که کاندید شده بودند را نشان دادند. اهدا کننده جایزه، پاکتی که در آن اسم برنده بود را باز کرد و گفت: - جایزه اهدا میشود به... آتنا به شدت استرس داشت. خیلی به گرفتن این جایزه امیدوار بود. اهدا کننده گفت: -الکساندرا لمپ از بارسلونا! آتنا لبخند زد و با دست زدن برنده را بدرقه کرد. البته همه اینها برای حفظ ظاهر بود. هیچ وقت کسی از برنده شدن رقیبش خوشحال نمیشود. اگر لبخند میزند برای حفظ ظاهر است. آن کسی هم که برنده میشود و به بالای استیج میرود و میگوید " همه کاندیداها عالی بودند و من بین بهترین ها برنده شدم" آن هم برای حفظ ظاهر این کار را میکند. در واقع خودش میداند که بهترین است. بعد از اهدای جایزه بهترین بازیکن زن؛ از بهترین بازیکن زن پارسال یعنی آتنا درخواست کردند، بهترین جایزه مرد را اهدا کند. به روی استیج رفت چیزی نگفت و منتظر ماند تا کلیپ بازیکن های کاندیدا پخش شود. @iam_hellboy
Iam Hell
رمان ( #توپوگلوله) پارت#نهم مراسم شروع شد و خواننده برای آغاز مراسم آمد، البته با یک گروه بزرگ رق
رمان ( ) پارت پس از اعلام کاندیدا ها پاکت را در دستش گرفت و در حالی که بازش میکرد، گفت: -جایزه اهدا میشود به ... پاکت را باز کرد؛ با دیدن اسم برند خندید و با خنده گفت:امین احمدی از رئال مادرید! حضار به جای اینکه دست بزنند، می خندیدند و در میان خندیدن دست میزدند. رامین روی استیج رفت و جایزه را از آتنا گرفت و با خنده گفت: - ممنون. ممنون. میدونید ما ایرانی ها یک ضرب المثل داریم که میگه ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند؛ حالا هم ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تیتر روزنامه ها ثابت بشه... تشکر میکنم از همه بازیکنان و کادر فنی تشکر می کنم از خانوادم و تشکر میکنم از آتنا که در هر شرایطی کنارم بود. مجری در حالی که روی استیج نبود اما صدایش آمد که، با لحن رامین گفت: -تشکر میکنم از آتنا که در هر شرایطی کنارم بود! با صدای خودش گفت: -برو بچه! رامین خندید و ادامه داد: -این جایزه رو تقدیم میکنم به تمام مردم ایران. رامین و آتنا به سمت صندلیهایشان رفتند. دیگر نوبت بازیکن برتر زن بود. بهترین بازیکن مرد پارسال به روی استیج رفت و قبل از هر چیز گفت: - اگر آتنا جایزه رو ببره میتونیم شایعات را باور کنیم. همه خندیدند و آتنا به این فکر میکرد که این مسئله دیگر خیلی لوس شده است. کلیپ بازیکن های کاندیدا پخش شد و اهدا کننده در حالی که پاکت را باز میکرد گفت: -و جایزه اهدا میشود به... پاکت را باز کرد و گفت: -الکساندرا لمپ از بارسلونا. آتنا باز هم باید پا می شد و با لبخند برای رقیب دیرینه خود دست میزد و وانمود میکرد که از جایزهگرفتن او خوشحال است. الکساندرا جایزه را گرفت و بعد از صحبت کوتاهی نشست. دیگر فقط جایزه بهترین تیم و اعلام خبر مهم مانده بود رئیس فدراسیون روی استیج رفت بدون اینکه صحبت اضافی بکند سریع پاکت را باز کرد: - جایزه اهدا میشود به... چند لحظه مکث کرد و ادامه داد: - رئال مادرید! سالن منفجر شد تمام بازیکنان و کادر فنی تیم رئال روی استیج رفتند. بعد از اینکه همه جایزه شان را گرفتند؛ سرمربی به آتنا اشاره کرد. که پشت میکروفون برود. آتنا به پشت میکروفون رفت و شروع به صحبت کرد: -از اونجایی که من دو تا جایزه دیگه هم کاندیدا شده بودم و جایزهای نبردم اگر این جایزه رو هم نمی بردیم فقط باید یه موز برمیداشتم و با کوله باری از شایعه مراسم را ترک میکردم. جمعیت دوباره خندیدند: - این جایزه حاصل تلاش همه اعضای تیم بوده و هست از طرف همه تیم این جایزه را تقدیم میکنم به تمام هواداران دوست داشتنی کهکشانیها در سرتاسر جهان. ما بدون شما هیچ وقت نمیتونستیم موفق بشیم. ممنون از همه! با بدرقه تشویق حضار به سرجایش هایشان بازگشتند. همه باصدای دست رئیس را به روی استیج دعوت کردند. رئیس فدراسیون پشت میکروفون قرار گرفت. پس از مقدمه چینی کوتاهی شروع به گفتن خبر اصلی کرد: - در اوایل سال بعد میلادی تورنومتر بزرگ فوتبال قراره برگزار بشه. این تورنومتر یک تورنومتر مشترک بین تیم های ملی بانوان و آقایانه! به نحوی که عملکرد این دو تیم روی هم تاثیر میذاره. اطلاعات بیشتر درباره این تورنمنت بعد از مراسم در اختیار خبرگزاری ها گذاشته میشه. اما خبر مهم برای آماده سازی تیم های ملی به منظور شرکت در این تورنومتر جهانی تمام لیگ های فوتبال جهان به مدت یک سال تعطیل و تمام بازیکنان درجه اول کشورها در کمپ هایی که در این کشور ها ساخته شده منتقل میشوند و در این مدت دو تیم بانوان و آقایان با همدیگه تمرین میکنن ممنون از همه! موفق باشید! حضار با تشویقشان رئیس فدراسیون را بدرقه کردند. آتنا با بهت به رامین نگاه کرد و با صدایی که بهت از آن میچکید، پرسید: -یکسال؟ ایران؟ رامین آرام زیرلب گفت: -آروم باش! @iam_hellboy