امشب که داشتم قدم میزدم..
دیدیم چیزی قشنگ تر از یه خیابون خلوت و تاریک نیست..
خیابونی که نورای نقطه ای روشن کردن...
منشا این نورا تیر چراغ برق..
Iam Hell
امشب که داشتم قدم میزدم.. دیدیم چیزی قشنگ تر از یه خیابون خلوت و تاریک نیست.. خیابونی که نورای نقطه
بعد میدونید ب چی فکر کردم؟؟
اگه کسی داره از حرف ها رنجیده میشه..
از قضاوت رنج میبره...
دعواش میشه...
یعنی زیادی خودشو درگیر اجتماع کرده...
و یا دارع به زور خودشو تو اجتماع نگهمیداره...
Iam Hell
بعد میدونید ب چی فکر کردم؟؟ اگه کسی داره از حرف ها رنجیده میشه.. از قضاوت رنج میبره... دعواش میشه...
فقط کافی دور بشی تا تموم بشن..
Iam Hell
فقط کافی دور بشی تا تموم بشن..
بعد به این فکر کردم که وقتی بچه بودم علاقه زیادی به سیب داشتم..
چون میگفتن کسایی ک سیب زیاد میخورن خوشگل میشن..
پس مدام کارم خوردن سیب بود..