هدایت شده از خیاباناحساسات؛
یه افسانه هست که میگه وقتی قلبت تیر میکشه یعنی کسی که دوستش داری ناراحته و تو خطره!
این روزا عمیقا قلبم درد میکنه تا جایی که بعضی وقتها حتی نمیتونم نفس بکشم و این واقعا منو نگران میکنه:)
غمانگیزترین باگ چت کردن اینه ك تکست
لحن نداره ؛
فکر کن تو دارى اینور واسش ضعف میکنى ، بعد اون فکر میکنه دیگه نمیخواى باهاش چت کنى .!(:
https://eitaa.com/iam_hellboy
https://eitaa.com/whale52HZ/1343
پس تمام بدبختی های من از گور تو بوووود؟؟؟؟ مار در آستیننن پروراندممم؟؟؟
- تو زندگی هر کس لحظهای میرسه شبیه لحظهٔ میزان شدن شاهین ترازو.
اون زمان باید خودت رو بپذیری.
دیگه مهم نیست قراره چی بشی.
چیزی که هستی و همیشه خواهی بود مهمه.
تو خیلی جوانتر از این حرفهایی که بفهمی من چی میگم.
تو هنوز در مرحلهٔ شدنی، نه بودن.
https://eitaa.com/iam_hellboy
Iam Hell
- تو زندگی هر کس لحظهای میرسه شبیه لحظهٔ میزان شدن شاهین ترازو. اون زمان باید خودت رو بپذیری. د
+ چه اتفاقی میفته اگه آدم لحظهٔ میزان شدن شاهین ترازو رو متوجه نشه؟
- میشی مثل خیلیهای دیگه.
تعداد خیلی کمی از آدمها این لحظه رو تشخیص میدن و زندگی آیندهشون رو براساس اون طرح میزنند.
+ برگزیده؟
- برگزیده. انتخابشدههای تصادف.
مجوس
جان فاولز
https://eitaa.com/iam_hellboy
https://eitaa.com/earth1/4642
وقتی خیلی داغون دوستی قشنگمون خراب کرد و دیگه نیستش شب تا صب دزدکی چت کنیم .
و تنشش وسط حرفهام این باشه:
لعنتی دستشویی دارم ولی الان برم میفهمن بیدار بودم..
و بعدش از خنده جعر بخوریم بیشتر تنش بگیره..
پایان دوستی ما فقط سکوت ناگهانی بود... قشنگ نه؟
Iam Hell
https://eitaa.com/earth1/4642 وقتی خیلی داغون دوستی قشنگمون خراب کرد و دیگه نیستش شب تا صب دزدکی چت
نبودش یه چیزی رو یادم داد..
چون ادمی بود که براش لحظه ی بودم..
یعنی من اون موقعه رو میفهمد..
همون لحظه که خوشحال بودم
همون لحظه که ذوق داشتم
همون لحظه که از چیزی عصبی میشدم
و مدام غر میزدم تا خیلی گنده میشد
از مشکلاتی که همون موقعه پیداشون شدن ..
از حس و دعوا هام به ادمها...
ولی از ی جای دیگه به بعد!!!
Iam Hell
نبودش یه چیزی رو یادم داد.. چون ادمی بود که براش لحظه ی بودم.. یعنی من اون موقعه رو میفهمد.. همون ل
فهمیدم دیگه درکم نمی کنی
دیگه ته بحث مسخره بازی نمیشه و با خنده کلیپ های جور با جور جمع بشه...
به جاش شروع شد متهم کردن خودم...
اره تو تنها ادم بودی که لحظه ی بودم براش...
و فهمیدم که جز پاشیدن خاکستر رو چیزای قشنگی که باهم دارید نیست..
درد و مشکلاتتون چیزی جز خاکستری نیست... و دیگه سعی میکنم تکرارش نکنم...
نمیدونم چیم باعث شد که منم براش شبیه بقیه عادی بشم..
برای همین ندونستن زدم قید هر چی که پیش تو انجام میدادم...
Iam Hell
فهمیدم دیگه درکم نمی کنی دیگه ته بحث مسخره بازی نمیشه و با خنده کلیپ های جور با جور جمع بشه... به
مثلا وقتی از چیزی خوشحالم صبر میکنم ذوقم بخوابم..
یا یهو به شدت میخوام یه جمله رو به کسی بگم..
میزارم حس گفتنش بپره..
و
یا احساساتم درگیر بهم میشه وسطش دیگه سکوت میکنم ادامه نمیدم تا سرد بشم..
و
مدام چک میکنم که طرف با بیان چیزی پیشم ،دوست داره چی بشنوه..
همونو بهش میدم....
واقعا رو و در دسترس بودن به هر نحوی گند میزنه تو زندگیت..