هدایت شده از 𝑮𝒓𝒆𝒆𝒏 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕
دلم میخواست با تو حرف بزنم واقعا تو رو دوست داشتم و حس میکردم باید با تو حرف بزنم ولی فکر میکردم سرت شلوغه و درگیر چیزای دیگه هستی و به خودم میگفتم درگیر کارای خودشه و وقت منو نداره ، دلم میخواست با تو حرف بزنم ولی حوصله نداشتم و نمیخواستم زیاد پیام بدم
#AI
Green heart
ولی هنوز هرزگاهی بهت فکر می کنم..
گاهی منتظرم یه اتفاقی تو خیابون ما دو تا رو بهم بر خورد بده..
و هنوزم گاهی به سرم میزنه خودمو بیارم جلو چشمات..
ولی هر بار اون روی عصبیم با یه تو احمقی ؟ منو سر جام مینشونه..
ارع این جدال تو از خودت واسم یادگاری گذاشتی.¡¡¡..
Iam Hell
ولی هنوز هرزگاهی بهت فکر می کنم.. گاهی منتظرم یه اتفاقی تو خیابون ما دو تا رو بهم بر خورد بده.. و هن
من هنوز منتظرم به بهانه اتفاقی دیدن همدیگه تو خیابون از دیدنم ذوق کنی بخندی...
مهم نیست چقدر از مسیری بری که اونم میره تا شاید ببینیش مهم نیست چون این اتفاق نمیوفته و تو الکی بهش فکر میکنی و باز هم از اون مسیر میری
Iam Hell
مهم نیست چقدر از مسیری بری که اونم میره تا شاید ببینیش مهم نیست چون این اتفاق نمیوفته و تو الکی بهش
شاید مقصر اینه: زمین کوچیکه