eitaa logo
Iam Hell
173 دنبال‌کننده
777 عکس
1.2هزار ویدیو
27 فایل
چنل ناشناس خط خطی Son of Hell welcome.. ناشناس کانالمون💀 https://daigo.ir/secret/45260522 چنل اصلیمون https://eitaa.com/KHATKHATIHAM
مشاهده در ایتا
دانلود
Iam Hell
چرا میگم فلان جا میام بعد به این فکر میکنم چجوری بپیچونم
بگو کار پیش اومده یا منو بهانه کن کار سپردم بهت..
هدایت شده از نوآ‹›Nova
کبوتر رو بردیم دامپزشکی.. دامپزشک هر کاری از دستش بر میومد انجام داد.. حلقش عفونت شدیدی داشت که تا جایی که میشد منبع عفونت رفع شد.. :)
هدایت شده از نوآ‹›Nova
الان فقط به دعا هامون نیاز داره که بتونه زنده بمونه و فردا بره ویزیت دوم و بعد سوم.. :)✨ هر کسی از ته دل یه توسل به یکی از امام ها براش دعا کنه یه دنیا ممنون میشم:))
یه کبوتر تو خیابون پیدا شده که مریض احوال.. صاحبش رهاش کردع بمیره.. ولی تا الان دوم اورده‌.. رسیدگی پزشکی شده فقط باید دوم بیاره
کسی کتاب مرد ارایشگرو خونده؟اگه اره میشه ی خلاصه ای ازش بهم بگه ی خلاصه ی. درست و حسابی انگار ک خودم خوندمش
Iam Hell
کسی کتاب مرد ارایشگرو خونده؟اگه اره میشه ی خلاصه ای ازش بهم بگه ی خلاصه ی. درست و حسابی انگار ک خود
من نخوندمش ولی برات ی خلاصه پیدا کردم که بنظرم به خوبی داستان رو شرح میده
داستان "مرد آرایشگر" درباره زنی به نام اما استاین است که به عنوان سومین قربانی یک قاتل سریالی شناخته می‌شود. این قاتل که به "آرایشگر" معروف است، به دلیل بریدن موهای قربانیانش پس از حمله به آن‌ها، این نام را به خود گرفته است. اما، که یک روانپزشک است، تنها قربانی است که از حمله جان سالم به در می‌برد، اما با ترومای شدیدی دست و پنجه نرم می‌کند. پس از حمله، اما دیگر قادر به ترک خانه‌اش نیست و در انزوا زندگی می‌کند. اما وقتی بسته‌ای از طرف همسایه‌ای که نمی‌شناسد دریافت می‌کند، داستان وارد مرحله جدیدی می‌شود. این رویداد ساده، زنجیره‌ای از وقایع را به راه می‌اندازد که اما را به سمت کشف حقیقت هدایت می‌کند، حقیقتی که ممکن است بیش از حد برای او طاقت‌فرسا باشد..
در پایان رمان "مرد آرایشگر"، اما استاین متوجه می‌شود که بسیاری از ترس‌ها و پارانویاهایش ناشی از ذهن خودش بوده و نه واقعیت بیرونی. اما در نهایت با کمک یک افسر پلیس که به او اعتماد دارد، موفق می‌شود قاتل را شناسایی کند. قاتل کسی نیست جز همسر خودش، فیلیپ، که از ابتدا در نقش حامی و محافظ او ظاهر شده بود. این کشف، اما را به چالش می‌کشد و او را مجبور می‌کند با واقعیت‌های تلخی روبرو شود که تاکنون از آن‌ها اجتناب کرده بود. در نهایت، اما با قدرت و شجاعتی که از درون خود پیدا می‌کند، تصمیم می‌گیرد به زندگی‌اش ادامه دهد و از سایه‌های ترس و تروما فراتر رود. رمان با پیام امیدبخشی در مورد قدرت بازیابی و غلبه بر گذشته به پایان می‌رسد.
خیلی خوشم اومد از داستانش