در پایان رمان "مرد آرایشگر"، اما استاین متوجه میشود که بسیاری از ترسها و پارانویاهایش ناشی از ذهن خودش بوده و نه واقعیت بیرونی. اما در نهایت با کمک یک افسر پلیس که به او اعتماد دارد، موفق میشود قاتل را شناسایی کند. قاتل کسی نیست جز همسر خودش، فیلیپ، که از ابتدا در نقش حامی و محافظ او ظاهر شده بود.
این کشف، اما را به چالش میکشد و او را مجبور میکند با واقعیتهای تلخی روبرو شود که تاکنون از آنها اجتناب کرده بود. در نهایت، اما با قدرت و شجاعتی که از درون خود پیدا میکند، تصمیم میگیرد به زندگیاش ادامه دهد و از سایههای ترس و تروما فراتر رود. رمان با پیام امیدبخشی در مورد قدرت بازیابی و غلبه بر گذشته به پایان میرسد.
ورزش پیشنهادی داری؟
#ناشناس
پیشنهاد میکنم با توجه به روحیه ات که ورزش گروهی و تیمی دوست داری یا فردی و تکنیکی یا ... چند تا رشته انتخاب کنی و یکی دو جلسه بری بعد تصمیم بگیری کدومو ادامه بدی
بنظرم شاید حتی مهم تر از خود رشته محیط باشگاهیه که داری میری
که مربی دلسوزی داشته باشه یا با بچه های اونجا بتونی خوب ارتباط بگیری یا مربی آدمی نباشه که فشار بیاره و زور کنه این آخری مخصوصا تو ورزشای رزمی خیلی رو مخه
https://eitaa.com/iam_hellboy/5842
وای دقیقا
یعنی نمیدونین بچه هات من تکواندو میرم بعد میخواستم کمربند بگیرم بعد استادم همش چشم غزه میرفت تیکه میانداخت وای
ی جاهم رفتم وایب خوبی از باشگاهش نگرفتم پس اره
البته اون موضوع چشم غره و اینا واسه خیلی سال پیش این استاد جدیده بهتره حالا
امیلی-
#ناشناس
از تجربیات تکواندو کار چنلمون استفاده کنیم
https://eitaa.com/iam_hellboy/5844
خیلی دوسش داری😉
نه خب ببین
اولش ا داره حدافظ
#ناشناس
خیلی دوستش دارم؟
اهااان خودمو میگی🕶
امی تویی؟