قسمت 10 سریال:
یکی از همکلاسی هاشون روی لبه پل وایستاده میخواد خودکشی کنه
حرفای همه: نه خواهش میکنم اینکارو نکن میدونم صدمه دیدی بیا پایین حرف بزنیم
اون یکی نفر :بچه ها بیاید بریم داریم وقتمونو تلف میکنیم بپر زودباش بپرر😂
منو بابام تو ماشین وقتی من دارم رانندگی میکنم:
وقتی ی دور برگردون رو نمی پیچم چند دقیقه داریم دعوا میکنیم
ولی وقتی تصادف میکنم تازه ازم تعریف هم میکنه چه شجاع رفتی باهاشون حرف زدی😂
آقا از یکی عصبانی شدم بوق اعتراضی زدم خیابون دو لاین بود یکیش هم از مقابل میومدن دقیقا برداشته بود تو همین ی لاینی که میشد رفت پارک کرده بود رفته بود
بوق رو که زدم با ی قیافه ی خوش اخلاق و با لبخند داشت نگاهم میکرد که عذاب وجدان گرفتم