بعد از اینکه تو اوجِ وابستگی، ترکم کرد، چندروز خودمو تو اتاق حبس کردم.
روز پنجم، به خودم گفتم وقتی اون میتونه بدون من زندگی کنه، چرا من نتونم؟
حقیقت اینه که دقیقاً از روزی که شروع به دوستداشتنِ خودت میکنی، دیگه غصهی بیلیاقتی و رفتنِ آدمای لاابالی رو نمیخوری.
به همین راحتی!
هرروز که میگذرد بیشتر معتقد میشوم که آدمها شخصیت ناپایداری دارند و نمیشود روی ظواهر لیاقت یا فهم و شعورشان حساب کرد.
- جین آستین
میشینم و خاطراتمونو مرور میکنم،وقتی دستاتو میگرفتم و باهم قدم میزدیم،وقتی با ذوق میپریدم تو بغلت و آرامش و توی بغلت حس میکردم،وقتایی که کنارت بودم و دیگه هیچکس و جز تو نمیدیدم...
مگه من از این دنیا چی میخواستم؟
من فقط یه تو میخواستم کنارِ من!
-یاسمن موسوی