eitaa logo
آنـــاشید | آنا نعمتی
1هزار دنبال‌کننده
92 عکس
7 ویدیو
0 فایل
سند زده دل من را خدا به نامِ علی! ✨از تبار نور کارورز مُدامِ قَلَم وَ کَلام وَ تَصویر وَ صِدا 🖋️🎭📷🎙️📚 هر آنچه که هست، از جان برآید. جان را به نامِ آدمش منتشر کنید... @Annashid | به گوش
مشاهده در ایتا
دانلود
• امن‌یجیبِ آخر مجلس را هم خواندند و تمام. تو را در میان سیل اشک و صلوات بردند و ما یتیم‌های خامنه‌ای را هم فرستادند که برویم. من؟ رفتم از کوی تو؛ لیکن عقبِ سر نگران... | @ianashid
• سراپا اشکیم و دلتنگی. برای آخرین بار با تمام جانی که نمانده فریاد می‌زنیم: ای پسر فاطمه، منتظر تو هستیم... | @ianashid
• آنقدر در فراقِ سیدالشهدا سوختی، که ایران را برایت کربلا کرده. چه شورِ اربعینی در دل‌ فرزندانِ داغدار و خون‌خواهِ توست در این عاشورا... | @ianashid
• مرد محافظِ جلوی ماشین روضه نمی‌خوند. ولی هرقدم، صدای گریه‌ی جمعیت رو بلند می‌کرد. با چشمای اشکی راه رو باز می‌کرد و می‌گفت: مردم توروخدا برین کنار. می‌دونین آقامون چند ساعته تو آفتابه؟ | @ianashid
به هق‌هق جمعمان جمع است، از آن بالا تماشا کن*
• خیلی خرسندم که شما را این‌جا زیارت کردم و عذرخواهی می‌کنم از شما که در میان آفتاب و هوای گرم، مدّتی انتظار کشیدید. و تحمّل این گرما و زحمت‌ها را کردید. از استقبال شما و از محبّت شما صمیمانه متشکّرم. - قائد شهید امت اسلامی | ۷ شهریور ۷۸ | @ianashid
آنـــاشید | آنا نعمتی
تو هم ای نازِ مطلق، از همان بالا ببین ما را*
• نور از چشم‌هامان رفته. و ضربان از قلب‌مان. و نمک از نان‌مان. و طراوت از آب‌. و تو نیز از تهران... | @ianashid
اینک شما و وحشتِ تهرانِ بی‌ علی...*
• پایم را که از سالن بیرون می‌گذارم باد گرمی به صورتم می‌خورد. دمی می‌گیرم و چشم می‌بندم و سلام می‌دهم. می‌گویم: این زیارت مشهد تماما به نیابت از رهبرم. چشم‌هایم را باز می‌کنم که حرکت کنم. در قدم اول، عکست را روی دیوار موکب کنار ایستگاه می‌بینم. ایستاده‌ای در نهایت شکوه. مثل همیشه لبخند برلب داری. دیدنت دلم را گرم می‌کند. علمدارِ رشیدِ کربلا نگهدارت باشد آقای خوش قد و قامت. برایت لاحول می‌خوانم و چشم‌های مهربان و لبخند شیرین و انگشتانِ کشیده و عقیق سرخت را رد می‌کنم. از پیچ و خم صحرای عبایت هم می‌گذرم. پایین عکست را کلمه‌های سرخی زینت داده‌اند. دوباره و سه‌باره نگاه می‌کنم. به خط خون نوشته‌اند رهبر شهید. آه. دنیا پیش چشمانم خراب می‌شود. عزیزدلم تو واقعا رفته‌ای؟ انگار یادم آمده باشد الان برای چه اینجا هستم. بغضی به وسعت مشهد توی گلویم بساط پهن می‌کند. اشکی به داغیِ نبودنت روی گونه‌ام می‌چکد و همزمان زمزمه می‌کنم: به نیابت از رهبرم. و رهبر شهیدم... | @ianashid
• حالا امیرالمومنین سرش به غرور بلند است. پیشِ تمام انبیاء و رهبرانِ تاریخ و ملائکه. که خوب ببینید پسر مرا! مردترینِ عالم، به شعف و اشتیاق آغوش باز کرده برای صالح‌ترین ذریه. خوش آمدی به سرزمین مادری و به خانه‌ی پدری. دلتنگت بودیم سیدعلی... | @ianashid