eitaa logo
ما؛نیا.
181 دنبال‌کننده
121 عکس
4 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
ما؛نیا.
مروارید؛ نه ، نه از آن مرواریدهای براق و خنثی که پشت ویترین‌ها می‌خوابند و مشتری‌های خوش‌پوش به‌ آنها خیره می‌شوند. من از آن مروارید حرف میزنم که در عمق تاریک صدفی پیر و تنها ، در پایین‌ترین نقطه‌ی یک دریا ، زاده می‌شود ؛ جایی که حتی ماهی‌های کوچک هم از ترس راهشان را گم می‌کنند . آن مروارید که نه برای تزیین گردن یک بانوی خوش‌پوش ، بلکه برای التیام زخمِ بی‌صدای خود صدف به دنیا آمده.
ما؛نیا.
مروارید؛ نه ، نه از آن مرواریدهای براق و خنثی که پشت ویترین‌ها می‌خوابند و مشتری‌های خوش‌پوش به‌ آن
می‌دانستی ؟ مروارید چیزی نیست جز اشکِ درمانده ی یک زخم کهنه. زخمی که صدف سال‌هاست با نفس‌هایش آن را پرورده، به امید یک صبح کاذب. یک روزنه. یک کلمه ی بی‌صداقت از جنس نور.
ما؛نیا.
من خود صدف را می‌شناسم ؛ آن‌که در سکوتِ لجن‌زده ، پوستش را به زخم می‌سپارد تا یک دانه ی کوچک غم را تبدیل کند به یک گوهر. و حالا مروارید این‌جاست، خاموش، سرد، و در عین حال پر از تمام گریه ها و اشک هایی که هرگز نخواهد دید.
ما؛نیا.
ماهی‌ها از کنارش می‌گذرند و تف می‌اندازند . جلبک‌ها دور صدف را می‌گیرند مثل یک حصار . اما مروارید در همان تاریکیِ نمناک ، آهسته‌آهسته می‌درخشد ؛ نه برای کسی ، فقط برای آن که خودش را فراموش نکند.
ما؛نیا.
اگر یک روز کسی صدف را بشکافد و این مروارید را پیدا کند ، شاید فریاد بزند: «چه ارزشمند ! چه زیبا ! » اما نمی‌داند که زیبایی این مروارید، چیزی نیست جز عادت صدف به تحملِ تیغِ غصه تیغِ اندوه ..
ما؛نیا.
.. نه برای دریای بی‌خیال، که برای یک نفر ، یک نفر که هر روز مرواریدی در صدف چشم هایش میپروراند ، هر روز صبح به دریا نگاه می‌کند و نمی‌داند چه گنجی تمام سال‌ها بود که هیچ‌وقت از قعر دلش بالا نیامد.