eitaa logo
ما؛نیا.
183 دنبال‌کننده
122 عکس
4 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
ما؛نیا.
مرواریدها... همه‌شان دروغ بودند . اشک فقط یک سیالِ لعنتی بود تا به آدم بفهماند چهقدر پوچ و گندیده اس
دومین، سومین و چهارمین مروارید دیگر نیامدند؛ بلکه یکی یکی از اقیانوسِ یخ‌زده، خودشان را بیرون انداختند. دیگر نه یک قطرکه، بلکه یک تسبیح بی‌نماز. هر مرواریدی که داشت از مدار چشم بیرون می‌زد، نوری از پشت پرده‌ی کبودِ تاریکی را با خودش می‌کشید. تلاش بود؟ نه، این گریه، گریه‌ی شادی نبود که از ته دل باشد. این ته دل، مدتی بود خشکیده بود و به جای دل، یک مشت لجن سیاه و نمک زار مانده بود.
چشمانم را بستم . گونه‌هایم دیگر مثل سنگ قبری تر و خنک شده بودند. دیگر اشکی نمانده بود که . اقیانوس دوباره ساکت شد ، آنقدر ساکت که می‌شدی صدای ترک خوردنِ زمینِ خشک اطراف این مردابِ لعنتی را بشنوی !!! ‌
برو ای قطره در آغوش صدف بنشین روی بنمای چو گشتی گهر رخشان یاری از علم و هنر خواه، چو درمانی نه فلان با تو کند یاری و نه بهمان
مرا پناه دهید ای اجاقهای پر آتش - ای نعل های خوشبختی.
ما؛نیا.
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ببین در اشک مروارید پوشم ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌مکن بازی به مروارید گوشم.
‌ ‌ ‌رز.