نانازیِکیوت
از لحاظ روحی نیاز دارم شب تولدم مشهد، حرم باشم.
از خوشحالی زیاد، بغضیم ^^
من دلم میخواد اون آدمی باشم که میای پیشش غر میزنی و از چیزایی که کلافت کردن میگی، نه اونی که الکی بهش میگی خوبم.
حس میکنم درونم چند نفر وجود دارن، یکی
بلند میخنده و یکی دیگه تلخ گریه میکنه و سومی به هیچ چیز اهمیت نمیده.