I Døñt kñôw
1.بستگی داره مشتی ولی خب 2.ایول چطوری
خوشبختانه یا بدبختانه من زیاد تو فضای دوست پیدا کردن نبودم و نمیتونم باشم ولیخب درکل اگه چنین اتفاقی برات افتاده قطعا براش اینکار تبدیل شده به تفریح که خیلی راحت اشتباه میکنه و فکر میکنه با یه معذرتخواهی اعتماد از دست رفته برمیگرده
I Døñt kñôw
1.بستگی داره مشتی ولی خب 2.ایول چطوری
آدمی که یکبار اشتباه کرده بازم اشتباه میکنه
یه مار وقتی پوست میندازه که بخواد بزرگتر بشه
بخشیدنش یعنی اینکه آگاهانه قبول کنی که باز اون کارو تکرار کنه.
I Døñt kñôw
1.بستگی داره مشتی ولی خب 2.ایول چطوری
من میبخشم چون
فهمیدم که دیگه بهش اعتماد نمیکنم ولی میتونم ازش استفاده بکنم
I Døñt kñôw
من میبخشم چون فهمیدم که دیگه بهش اعتماد نمیکنم ولی میتونم ازش استفاده بکنم
اینجا طرف فکر میکنه من احمقم و باورش کردم درصورتی که اون افتاده تو تله من