#قرآن ۱۷۲ سوره اعراف
⚘ اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج⚘
⚫️ حکایتی کوتاه از امام صادق (ع)
کمال الدین ـ به نقل از سَدیر صیرفی: من و مفضّل بن عُمر و ابو بصیر و اَبان بن تَغلب بر سَرورمان امام صادق(ع) وارد شدیم و دیدیم بر روی خاک، نشسته و لباس زبر خیبری و یقه گِرد (بدون یقه) و آستینْ کوتاه، بر تن دارد و مانند زن شیدای فرزندْمرده جگرسوخته می گرید، و اندوه، رخسارش را پوشانده و رنگ از گونه هایش پریده و اشک، کاسه های چشمش را فرسوده است و می گوید: «سَرورا! فراق تو، خوابم را گرفته، و بسترم را بر من تنگ کرده، و آرام دلم را از من ربوده است.
سَرورا! فراق تو، مصیبت مرا به مصیبت های ابد، پیوند زده است، و از دست دادنِ یکی پس از یکی، به از بین رفتن کل و مجموع می انجامد.
پس هر بار که از مصیبت های گذشته و بلاهای پیشین، اشکی به چشمم می آید و ناله ای از سینه ام بر می آید، مصیبت های بزرگ تر و وحشتناک تر، و بلاهایی سخت تر و بدتر در آینده، و حوادثی که به خشم تو آمیخته و فجایعی که با ناخشنودی تو خمیر گشته است، در برابرم مجسّم می شوند».
از وحشت، عقل از سرمان پرید و از ترس آن پیشامد هولناک و بدی مهلک، بند دلمان پاره شد و آن را نشانه پیشامدی ناگوار یا فرود آمدن حادثه ای تلخ بر ایشان پنداشتیم.
أینَ مُـــــــنتَقِّم...🇮🇷🇵🇸
⚫️ حکایتی کوتاه از امام صادق (ع) کمال الدین ـ به نقل از سَدیر صیرفی: من و مفضّل بن عُمر و ابو بصیر
از این رو گفتیم: خدا چشمانت را نگریاند، ای فرزند بهترینِ مردمان! از چه حادثه ای چنین اشک می ریزید و باران از دیده می بارید، و چه واقعه ای شما را این چنین ماتم زده کرده است؟
امام صادق(ع) چنان نفس عمیقی کشید که درونش از آن، باد کرد و نشان می داد که به شدّت ترسیده است.
پس فرمود: «وای بر شما! صبح امروز، کتاب جَفْر را نگاه می کردم. این کتاب، مشتمل بر علم مرگ و میرها و بلاها و مصیبت های تلخ است، و وقایع گذشته و آینده تا روز قیامت در آن آمده و این علم را خداوند به محمّد و امامان پس از او اختصاص داده است و در آن [کتاب]، در باره ولادت قائممان و غیبت او و تأخیر در ظهورش و عمر طولانی اش و آزمایش مؤمنان در آن زمان، و به شک افتادن دل های آنان بر اثر به طول انجامیدن غیبتش، و برگشتن بسیاری از آنها از دینشان، و در آوردن طوق اسلام از گردن هایشان ـ که خداوند پاک در باره آن فرموده است:
«کارنامه هر انسانی را به گردنش آویخته ایم»، که مقصود، ولایت است ـ، تأمّل می کردم که دلم شکست و غم و اندوه ها بر من مستولی گشت [و این گونه می گریم] ».
کمال الدین: ص ۳۵۲ ح ۵۰، بحار الأنوار: ج ۵۱ ص ۲۱۹ ح ۹، دانشنامه قرآن و حدیث، ج ۱۴، ص ۲۶۰.
➥ https://eitaa.com/ienamontaghem9999🕊
عاشقان وقت نماز است اذان میگویند
عاشقان پنجره بازاست اذان میگویند
موقع رازنیازاست اذان میگویند
عاشقان هرچه خواهیدبخواهید خجالت نکشید
یارمابنده نوازاست اذان میگویند
1_11026684169.mp3
13.73M
📓کتاب صوتی " قرارگاه_محمود"
زندگینامه داستانی شهید مدافع حرم محمود_نریمانی
نویسنده: خانم مهدیه_دانایی
گویندگان : آقا و خانم بهزادی_فر
غدیر۵.m4a
18.27M
💠 بلندترین داستان غدیر 💠
👈به روایت حُذَیفَه یمانی برای یک جوان ایرانی در مدائن
💠شرح وقایع روز غدیر خم
💎بیان بخش های مهم خطبه غدیر
♻️جلسه پنجم
🎙میثم ذوالقدر