هدایت شده از Tweety
من کارینا دختر #زیبا و #نازپروده خان
دختری که بیشتر پسرای خانهای ایالات اطراف خواستگارم بودن ولی خب پدرم از دَم به همه جواب رد میداد چون معتقد بود لیاقت من بیشتر از این پسرهاست.....
روزگارم به خوشی میگذشت تا اینکه از بخت بدم برادرم پسرخان روستای بالا رو کشت و فرار کرد اونا با قشون به عمارات حمله کردن و منو به خونبست بردن اینقدر مغرور بودم که نه التماس کردم و نه زجه زدم چون من ی خانزاده بودم، ولی بد ماجرا اینجا بود که اصلا نمیدونستم چی در انتظارمه و قراره چه بلایی سرم بیارن تا به خودم اومد جلو در عمارت بودم وقتی در عمارت باز شد منو جلو پای خان انداختن.... و خان دستوری داد که از شنیدنش زحله پاره کردم.....😱😱
برای خوندن ادامهی داستان روی لینک زیر بزنید👇
https://eitaa.com/joinchat/279511303C936a1e40c9
چت رو دو طرفه پاک کردن هم عجیبهها
یهو دلتنگ طرف میشی میری بهش پیام بدی میبینی یه بادمجون داره بهت دست تکون میده
واقعا فکر نمیکردم استانبول پایتخت ترکیه، تورنتو پایتخت کانادا و سیدنی پایتخت استرالیا نباشه:/
تو رو خدا همه تون دیگه فیلر و بوتاکس نزنید. جامعه به چند تا آدم زشت به جز من هم نیاز داره
سقف خوشیهام انقدر اومده پایین که همینکه میبینم مخاطبینم آخرین بازدیدشون به تازگیه، لبخند میزنم.
از وقتی دوستم این چنل رو بهم معرفی کرد دیگه توی مدرسه طرد نمیشم و دهن دلقکای کلاس رو بستم🙀🌀🫦
https://eitaa.com/joinchat/1480525304C6cfbd49714
فقط هفتمییا بیان💘
- میتونم با تکست های چنلش زندگی کنم🛐🫠☝️🏼