eitaa logo
فِنتانیل.
22.8هزار دنبال‌کننده
3.5هزار عکس
78 ویدیو
0 فایل
بسم‌رب. ‌ نویسنده ای بی ادب و متشخص. ارتباط: @iMersad | تبلیغات: @Delta_ads
مشاهده در ایتا
دانلود
💥فاطمه چیشد با طلبه ازدواج کردی؟!! خیلی از مردم از زندگی طلبگی اطلاعات خوبی ندارن..☹️🧕🏻 طلبه‌ها تو خونه چکار میکنن..😁 طلبه‌ها چی میخورن🙈 طلبه‌ها با خانواده برخوردشون چجوریه..🥰 و خیلی سوالات دیگه ... 🙊 اگه خیلی کنجکاو شدی بیا این‌جا زندگی ساده مارو ببین😉👇🧕🏻 https://eitaa.com/joinchat/1921844407Ccc96561f8a من خانم آقـاسـیـد هستمو ریز و درشت زندگی طلبگی رو برای شما به اشتراک میزارم😊
هدایت شده از Tweety
کانال خانم آقـاسـیـد رو اگه داشته باشی ،دیگه حوصله ات سر نمیره..🥰 پس بیا اینجا که روزمرگی های این دختر دهه هشتادی ایتا رو ترکونده💣 🙊معروف نیست ولی تو دل بروعه … ببین امروز کجا رفته😁👇👌 https://eitaa.com/joinchat/1921844407Ccc96561f8a ☄پس وقتتو تلف نکن و سریع بزن روی پیوستن🥺
کبوتر رو پرژکتور کلاس لونه کرده کاش بودی و می‌دیدی.
برای همه "خبری نیست میگذره" برای تو "گزارش کامل از روزی که سپری شده".
مردهای واقعی گریه میکنن این پسربچه هان که فکر‌میکنن گریه نشونه ضعفه🙂
هدایت شده از Tweety
دیگه نگو فدات بشم ، نفس من ، دوست دارم ، 😒😒 اینا دیگه خز شده 😝 بیا اینجا دلبری کردن یاد بگیر عشقت قند تو دلش آب بشه🤪👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/656474182Cb8abbb21df تو که میخوای دلبری کنی بیا حداقل درست و درمون دلبری کن ❤️‍🔥☝️
‌از ۱۲ سالگی به بعد هر روز دارم  تصمیم میگیرم ادم جدی باشم ‌ولی هر روز اسکل تر از روز قبلمم
باز خوبه وقتی به کسی فکر میکنیم، ‌خودش متوجه نمیشه
‌ ‌دیدی وقتی نوتیفشو رو گوشیت میبینی حالت خوب میشه؟ ‌همون لحظه بلاکش کن.
حاضرم طرف بی پول و زشت باشه ولی خیالم راحت باشه فقط واسه خودمه
هدایت شده از Tweety
من کارینا دختر و خان دختری که بیشتر پسرای خان‌های ایالات اطراف خواستگارم بودن ولی خب پدرم از دَم به همه جواب رد میداد چون معتقد بود لیاقت من بیشتر از این پسرهاست..... روزگارم به خوشی میگذشت تا اینکه از بخت بدم برادرم پسرخان روستای بالا رو کشت و فرار کرد اونا با قشون به عمارات حمله کردن و منو به خونبست بردن اینقدر مغرور بودم که نه التماس کردم و نه زجه زدم چون من ی خانزاده بودم، ولی بد ماجرا اینجا بود که اصلا نمیدونستم چی در انتظارمه و قراره چه بلایی سرم بیارن تا به خودم اومد جلو در عمارت بودم وقتی در عمارت باز شد منو جلو پای خان انداختن.... و خان دستوری داد که از شنیدنش زحله پاره کردم.....😱😱 برای خوندن ادامه‌ی داستان روی لینک زیر بزنید👇 https://eitaa.com/joinchat/279511303C936a1e40c9