eitaa logo
فِنتانیل.
22.9هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
97 ویدیو
0 فایل
بسم‌رب. ‌ نویسنده ای بی ادب و متشخص. ارتباط: @iMersad | تبلیغات: @Delta_ads
مشاهده در ایتا
دانلود
‌من آخر نفهمیدم به اندازه ی آینه ی دستشویی قشنگم یا به اندازه ی دوربین گوشیم زشت ؟
هدایت شده از Tweety
من دختر ی خدمتکار بودم اما از وقتی چشم باز کردم، داخل عمارت پدرخوندم (حشمت خان) مثل یک پرنسس بزرگ شدم همه چیز خوب بود…حتی بعد از مرگ مادرمم این زندگی ادامه داشت. تا وقتی که حشمت خان مُرد… بعد از چهلمش، پسرش جانشین شد و همون روز، زندگی منم عوض شد..برادر ناتنیم منو به دیوار کوبید و فریاد زد:مادرت یک کثافت بود… تو هم مثل همون هستی!یا از این عمارت برو یا مثل مادرت کلفتی کن. دنیا دور سرم چرخید…انگار از آسمان پرت شدم پایین…و من مجبور شدم بمونم همون جایی که تا دیروز برام مثل قصر بود. و کلفتی کنم....سال‌ها گذشت…تا اینکه یک روز… بتول خانم، رازی را فاش کرد. رازی که هیچ‌کس جرئت گفتنش را نداشت و فقط در چند ثانیه…همه چیز فرو ریخت…برادر ناتنیم خشکش زد چون فهمید..... برای خواندن ادامه داستان روی لینک زیر ضربه بزنید👇 https://eitaa.com/joinchat/402130601Cd852fdb3be
قديما که هر برند موبایلی شارژر مخصوص خودش رو داشت ، آرامش تو خونه ها بیشتر بود/:
اینکه مامانم کلیپ رو با صدای بلند نگاه میکنه یه درده ، اینکه کلیپ تموم میشه دوباره از اول نگاه میکنه هزارویک درده): ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
‌نیاز دارم که یه اتفاقی بیوفته و ازم بپرسن: خب بگو ببینم چه احساسی داری؟ و من در جواب بگم: سر از پا نمی‌شناسم.
کاش منم انقد حالم خوب بود که ازم میپرسیدید ساقیت کیه
‌کاش اینو بفهمم که اگه در یخچالو هر نیم ساعت یه بار باز کنم چیز جدیدی به محتویاتش اضافه نمیشه
@ifentanyl