قهوه اش رو تموم کرد و گفت : یه روز خاک قدر بارونو میدونه اما اون روز دیگه بارونی نیست...
هدایت شده از گسترده امید
💬شاهرخ استخری
سلام یه کانال زدیم و عکسای شخصی خودم و خونوادمو میذارم😍👇ممنون میشم یه سر بزنید🙏
https://eitaa.com/joinchat/1350107254C57ab0fa54a
https://eitaa.com/joinchat/1350107254C57ab0fa54a
عکس و فیلم شخصی همه بازیگرا🤗💞
⭕زن زرنگ
مردی باهمسرش در خانه تماس گرفت و گفت:"عزیزم ازمن خواسته شده که با رئیس و چند تا از دوستانش برای ماهیگیری به دریاچه برویم"
ما به مدت یک هفته آنجا خواهیم بود.بنابراین لطفا لباس های کافی برای یک هفته برایم بردار و وسایل ماهیگیری مرا هم آماده کن.ما از اداره حرکت خواهیم کرد و من سر راه وسایلم را از خانه برخواهم داشت ، راستی اون لباس های راحتی ابریشمی آبی رنگم را هم بردار !
زن با خودش فکر کرد که این مساله یک کمی غیرطبیعی است اما...
⬅️سیاست این زن زرنگو ببینید➡️
قشنگیش به اینه که هرچی جلوتر میری از تعداد آدمای دورت کم میشه و به کیفیتشون اضافه میشه .
با آدم چیکار میکنید که قیدِ اون همه دوست داشتنو لحظات خوش و خاطرات قدیمی رو میزنه و از تهِ دلش آرزو میکنه و میگه : کاش هیچوقت واردِ زندگیم نمیشدی :))
تمایلم به انجام ندادن کارام از گشادیم نیست، من فقط احساس میکنم خیلی وقته که همه چیو باختم.
هدایت شده از Tweety
من #دختری بودم که از بچگی به خاطر زیباییم همه جا سر زبونها بودم، حتی خیلیها میگفتن منو تو بیمارستان با یه بچه دیگه عوض کردن. همین زیبایی بیشتر از اینکه برام خوشبختی بیاره، دردسر درست میکرد. خواهرام بهم حسادت میکردن و هرجا میرفتم نگاهها دنبالم بود. سالها گذشت تا اینکه دانشگاه قبول شدم. درست همون موقع فهمیدم پسر خان دلش پیش منه. هرچقدر پدرم اصرار کرد قید درس رو بزنم و باهاش ازدواج کنم، قبول نکردم. با هزار بدبختی رضایت پدرمو گرفتم که برم دانشگاه، اما خبر نداشتم همون روز قراره اتفاقی بیفته که سرنوشت زندگیمو برای همیشه عوض کنه...😢😢⭕️⭕️
برای ادامه داستان روی لینک زیر بزنید 👇🏻👇🏻👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/3369404049C7603131ccf