eitaa logo
دانلود
وپس از ان شب غرورم، احساستم را احاطه گرفت ودیگر چیزی را درونم احساس نکردم...
☆☆☆☆☆☆
اما من همیشه درحال فکر کردن به توئم...
اشنایی با تو یه فاجعه بود.
سکوت کردم نه چون میخواستم بلکه چون تمام واژه هایم یا فهمیده نمیشدند یا به شمشیر تبدیل میشدند.
★🪨★
ولی اگه من نخوام داستانمون به این زودی تموم بشه چی؟
اون یک رویا میان کابوس بود...