eitaa logo
دانلود
Put your hand on my neck and strangle me.
کاش میشد تا ابد پیش خودم حبست کنم.
ادم چقدر میتونه عجیب باشه وقتی تا یه نیم ساعت قبل داشت از شدت خنده نفسش بالا نمیاد والان از شدت گریه نمیتونه نفس بکشه...
بدون او! اسمون آبی رو از دست دادم، وقلمو هایو را گم کرده ام!.
سـتاره★
عقربه های ساعت در گذر بودند. ساعت و ها روز ها می‌گذشتند؛ انسان ها می‌رفتند، ابر ها می‌رفتند، ثانیه ها می‌رفتند اما درد همچنان باقی بود.