eitaa logo
دانلود
ادم چقدر میتونه عجیب باشه وقتی تا یه نیم ساعت قبل داشت از شدت خنده نفسش بالا نمیاد والان از شدت گریه نمیتونه نفس بکشه...
بدون او! اسمون آبی رو از دست دادم، وقلمو هایو را گم کرده ام!.
سـتاره★
عقربه های ساعت در گذر بودند. ساعت و ها روز ها می‌گذشتند؛ انسان ها می‌رفتند، ابر ها می‌رفتند، ثانیه ها می‌رفتند اما درد همچنان باقی بود.
هنسفری واهنگ میان تا تورا از حرف های خانواده نجات بدن
پدر و مادر یه ویژگی عجیبی دارن اینکه میتونن کل هفته سر یه موضوع باهات بحث کنن و خسته نشن
سر درد گرفتم...