من واقعا با تنهایی یا حتی حس تنهایی مشکلی ندارم
خوشم میاد تنهایی نقاشی بکشم، درس بخونم، کارای خونه رو انجام بدم، اهنگ گوش کنم، پیاده روی کنم، با خودم حرف بزنم، فکر کنم، کتاب بخونم، ساعتها به دیوار خیره بشم، تلوزیون نگاه کنم وکلی کارای دیگرو تنهایی انجام بدم ولی...
من واقعا از تنهایی غذا خوردن خوشم نمیاد
اون حس تنهایی غذاخوردن و دوست ندارم.
دیگر همه چی فرق میکند دیگر از رفتنت نمیترسم تمام ترسم این است که گربم مرا تنها بذاره.
از چه به خود میبالد انسان که لقاحش یک اشتباه، ولادتش یک رنج، زندگیاش یک ملال، و سرنوشتش مرگ میباشد ؟