گاهی چیزی نمی نویسم، چون میدانم اگر روی کاغذ بیاید، دیگر نمیشود وانمود کرد که مهم نیست.
من بااستعداد بودم. یعنی هستم. بعضی وقتها به دستهام نگاه میکنم و فکر میکنم که میتوانستم نقاش بزرگی بشوم یا یک چیز دیگر، ولی دستهام چه کار کردهاند؟ یک جایم را خاراندهاند، تکلیف نوشتهاند، بند کفش بستهاند، سیفون کشیدهاند و غیره...