من میدونم که همه حالشون خوب نیست ولی مشکل من تلاش کردم همیشه خوب باشم، به غمی که داشت لهم میکرد توجه نکنم ولبخند بزنم به همین دلیل حالم به سوی تباهی کشید.
این همه رویاپردازی کردی تا آیندهات رو توی ذهنت ترسیم کنی، در نهایت از چیزی به وجد اومدی که اصلا فکرشم نمیکردی.
امروزِ عزیز، تمامت را صرف این کردم که تظاهر کنم حالم خوب است در حالی که نیست، تظاهر کردم خوشحالم در حالی که نیستم، در مورد همهچیز در مقابل همه، تظاهر کردم.
اره همه چی درست میشه، ولی فعلا امشب و باید بشینم تا خود صبح گریه کنم بعدا به درست شدنش فکر میکنم