eitaa logo
دانلود
دردی که فکر کردم مرا می کشد مرا نکشت اما کاری کرد که مرگ را بیشتر از هر زمانی تمنا کنم...
من اگر قاتلی بودم، نفس تمام کسانی که لبخند از چشمانت میدزدند را میگرفتم، و مطمئنم تو اگر قاتلی بودی اولین تیرت سهم قلب من میشد.
هیچوقت نتونستم راه درستِ دوست داشتنمو به آدما نشون بدم، اونقدری دوستشون داشتم که کوچکترین کاراشون اذیتم میکرد و باعث حسودی کردنم میشد ولی من چیزی نمیگفتم، فقط کافی بود عصبانی بشم و حرفایی رو بزنم که هیچکدوم از ته دلم نیست و اینجا بود که اونا به علاقم شک میکردنو میرفتن..
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تماما بغضم این روزا‌. کافیه فقط کمی بلند حرف بزنی باهام تا شروع به گریه ای کنم که تا ابد بند نیاد.
حسرتی که موجب جنون شده دست نیافتن ، عدم توانایی برای تلاش برای اونها و بار ها شکست خوردن باعث شد که دیگه بجای تلاش برای هرچیزی که گرایشی به اون داری و یا لایقت هست اون ها رو از دور نگاه کنی و فقط بابتش حسرت بخوری و این حسرت انقدر زیاد و بینهایت شد که در نهایت موجب جنونت شد -سـتاره★
من با ریسک هدر دادن زندگی‌ام روبرو بودم. متوجه شدم که روزها یکی پس از دیگری می‌گذرد. از خودم پرسیدم: اما من از زندگی چه می‌خواهم؟ خب، می‌خواهم شاد باشم. اما هرگز به این که چه چیز مرا خوشحال می کرد یا این که چطور می‌توانستم خوشحال باشم، فکر نکرده بودم.
چرا ادمای اطرافمون مثل سریالایی که میبینیم مهربون نیستن؟
«از زمانی که کلمات را گم کردم؛ طغیانی درون مغزم است که آرام نمیگیرد»