eitaa logo
دانلود
نمیتونم نفس بکشم انگار غرق در اشک هایی هستم که از ریختن اونا خودداری میکنم.
مجبوری، وگرنه‌ تمامش بی‌معنا می‌شه.
شاید اسمون معشوق ثابقش بود، هر از گاهی می ایستاد و بی حرکت خیره نگاهش میکرد...
زندگی زمانی تموم میشه که مردم ایمانشونو از دست بدن نه اینکه واقعا بمیرن.
تو قربانی شرایط شهر خودت نشدی که بفهمی درد من و همشهریام چیه.
میدونی! خیلی از خودم خجالت میکشم از اینکه همه میدونن نمیشه ولی من مثل احمقا باور دارم که بشه احمقانست باور دارم به چی؟ به کی؟ مگه نمیدونم اینجا خاورمیانه است؟ مگه نمیدونم اینجا رویا داشتن خودش رویاست؟ به خودت بیا مگه چند بار باید سرتو بکوبی به دیوار که بفهمی؟ نمیشه نمیشه نمیشه
گمان نکن که شادم؛ آنچه می بینی، رقص ماهی بر سرِ قلاب است.