eitaa logo
دانلود
زمانی که احساس دوست داشتنت تا فرق سرم رسیده بود تصمیم منطقی ات که از احساس من احمقانه تر بود را پذیرفتم...
همون پارک رو اون دوتا تابی که روشون ایستاده بودیم واز ما عکس گرفتن کاش تو همان لحظه زمان متوقف میشد...
ای کاش مثل قبلا بتونم دوست داشته باشم.
پدر کاش فقط پنج دقیقه بجای من بودی تا اینهمه انتظار از من نداشته باشی.
چطور میخوای چیزی و درست کنی وقتی نمیدونی چی خراب شده؟
بیا جاهامونو عوض کنیم این بار من تو بغلت گریه کنم...
دست من مثل یخ سرد است و دست تو مثل اتش میسوزد.