برنامه امروز خیلی سنگینه و من حتی توان بلند کردن دستم و ندارم اینقدر بدنم درد میکنه
صبح شده...
کتری میجوشه،
ولی انگار هیچچیز توی من به جوش نمیاد؛
نه شوقی برای شروع،
نه امیدی برای ادامه...
فقط یه روز دیگه که باید بگذره.