eitaa logo
دانلود
مرا بابت لبخندهایت که تلخ‌شان کردم ببخش.
سـتاره★
او دریا بود و من برای او ساحلی بودم که هر بار برایش می‌مردم .
تنها چیز خوبی که تو این زندگی نصیبم شد حیاط بزرگ خونمونه
واقعیت همیشه تلخ بود تقصیر ما بود که واقعیت قبول نکردیم بابام همیشه میگفت واقعیت هیچوقت تغیر نمیکنه همیشه تلخ میمونه قبول نکردن واقعیت درحالی که جلوی چشمون بود بهایی جز خورد کردن ما نبود...
تو رویاهاشون گل های کاشته بودن که در واقعیت شکوفه نمیدادن