eitaa logo
کلمات معجزه می‌کنند.
2 دنبال‌کننده
15 عکس
1 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
احساس بی قراری می‌کنم. دلم می‌خواد برم یه جایی فقط بدوم. اون‌قدر که نفسم بگیره.
گاهی وقتا اون‌قدر کلمه میاد توی سرم که تو ده تا سایت و چنل و دفتر و شبکه‌های اجتماعی می‌نویسمشون. گاهی هم مثل الان مداد تو دستم هی می‌چرخه دریغ از یک کلمه.
داشتم با گوشیم کار می‌کردم. گفت دوسم نداری پس منم زانوتو بغل می‌کنم می‌خوابم. جدی زانومو گرفت بغلش و خوابید.
عکسی از روزمرگی یک زندگی معمولی.
یه مسئله‌ی دردناکی تو خونه‌داری هست که تو کل ظرفا رو می‌شوری، دستکشاتو آویزون می‌کنی، روی میز رو دستمال می‌کشی، گاز رو تمیز می‌کنی، چراغ آشپزخونه رو خاموش می‌کنی میای تو هال یه نفس راحت می‌کشی، یهو می‌بینی یه سری ظرف کثیف تو هاله :)))) من هربار هربار هربااااار این درد رو می‌کشم.
یکی از چیزهایی که این روزا دارم براش سعی می‌کنم «خوشحال» بودنه. تقریباً هم موفقم. فقط اگه سردرد بذاره :))
هدایت شده از 🌺نيلوفرانه🌺
‌ حدود دو سه ماه از سال تحویل گذشته، ماه رمضونم داره تموم میشه ولی همچنان فروردین ادامه داره🙄 @Niloofaraneh1401
پسرخاله‌ی حسن زنگ زد به این خطش که خونه‌ست جواب دادم و گفتم اون یکی خطش رو براتون اس ام اس می‌کنم. یهو خودم گفتم دستتون درد نکنه :)))) چرا واقعا.
واقعاً دیگه چشمام نمی‌بینه.
احساس می‌کنم به اندازه‌ی سال‌های سال شجاع شدم. تو دوران خوابگاهیم، الان هم بیشتر. خیلی خوبه که اجبار بوده بالا سرم برای شجاع و قوی شدن. این قوی شدن میره تو مغز استخونم و بهم کیف میده. باعث میشه به خودم حس بهتری داشته باشم. وقتی حسن بهم میگه می‌خوام باهات یه چیزی رو در میون بذارم که بهم «کمک» کنی و «راهکار» بدی، یعنی اونقدر قوی هستم که بتونه بهم تکیه کنه. وقتی از بیرون صدا خش خش و کشیده شدن و تق تق مشکوک میاد و چاقوی آشپزخونه رو می‌گیرم دستم و پشتم نگهش میدارم و درو باز می‌کنم و تو حیاط دور می‌زنم، یعنی اون‌قدر شجاع هستم که اگه دزدی کسی هم بود باهاش مبارزه کنم. من عاشق این قوی شدنه‌ام. بهم حس خوبی میده...